خواب نهضت آزادى براى کارگران!

پنير و تخم مرغ بهتر است يا "توسعه مملکت"؟

ابراهيم يزدى، رئيس نهضت آزادى ايران، در نيمروز شماره هاى ٤٠٦ و ٤٠٧ (دوم و نهم اسفند ١٣٧٥) مصاحبه مفصلى در مورد "طالبان در افغانستان" داشت. ايشان در اين مصاحبه ضمن دلخورى از طالبان که ديگر گندش را در آورده و زيادى آبروى (نداشته) اسلام را برده است حرف دل نهضت آزادى در باره کارگران ايران را ميزند. ايشان از کارگران دعوت ميکنند که اندکى به فکر توسعه مملکت باشند: نخورند، نياشامند، نخوابند، تفريح نکنند، زياد کارکنند، کم مصرف کنند و رياضت بکشند تا قدرى سرمايه انباشت شود و مملکت توسعه يابد و "عدالت اجتماعى" برقرار شود! همچنين، از آنجايى که آقاى يزدى کاملا واقف است که کارگران به اين عوامفريبيهاى کهنه شده تره خرد نخواهند کرد، نصيحت ميکند بايد "فضاى باز سياسى" بوجود آورد، "دولت ملى" تشکيل داد و کارى کرد که کارگران احساس کنند دولت مال خودشان است. در اينصورت، مملکت امن و امان، کارگر سربزير، توليد برقرار، سرمايه انباشت، و آرمانهاى اسلامى پايدار خواهد بود.

خود اين البته جالب است که چرا از بحث در باره طالبان به برنامه نهضت آزادى در باره کارگران در ايران گريز زده ميشود؟ اين، دو دليل دارد: اولا اسلاميون به وضعى افتاده اند که براى آبرو خريدن براى دارو دسته خودشان مجبورند مردم را به کثافتکاريهاى همسايه همکيش مراجعه دهند. ثانيا، آقاى يزدى در اين روياى مسخره بسر ميبرد که در کشورهاى اسلامى، فاز "سنت گرايان اسلامى" در حال اتمام است و فاز "نوگرايان اسلامى" در حال شروع: "در فازهاى بعدى به احتمال بسيار سنت گريان شکست خواهند خورد و نهايتا نوگرايان قدرت را بدست ميگرند". آقاى يزدى تصور ميکند اگر ترهات ضد کارگرى اش را در کنار تجسم جهل و خرافه و ضديت با انسان يعنى طالبان قرار دهد از قباحتش کاسته ميشود.توخالى بودن دو فاز در مورد حرکتهاى اسلامى حتى براى خود نهضت آزادى هم آشکار است وگرنه رئيسشان در کنار يک دوجين "نوگراياى" ديگر اين همه عرق نميريختند تا ثابت کنند که "اسلام واقعى" اينقدر هم کريه نيست که اسلاميون در حال حاضر در دنيا به نمايش ميگذارند. تا آنجا که به موقعيت واقعى نهضت آزادى در صحنه سياسى ايران مربوط است اظهارات رهبرش ارزش تامل ندارد. اين جريان در حال پلاسيده شدن در لابلاى چاپلوسى روزمره سياسى است. اما حداقل به دو دليل سخنان ايشان در مورد کارگران جالب توجه است و شايسته يک تامل کوتاه: اولا، در اين اظهارات توقع مشترک تمام اپوزيسيون بورژوايى از کارگران منتهى با قالبها و فرمولبنيدهاى آخوندهاى "نوگرا" بيان ميشود. سلطنت طلب، جمهويخواه و دمکرات، همه همين خواب را براى کارگران ميبينند. ثانيا، آقاى يزدى، پته "دمکراسى و فضاى باز سياسى" را که همه اپوزيسيون بورژوايى زير پرچمش سينه ميزنند به آب ميدهد. با زبان بى زبانى ميگويد که قرار است "فضاى باز سياسى" به چه امر مقدسى خدمت کند. قرار است کارى کند که کارگر رياضت بکشد، فقر و ندارى را تحمل کند با اين تصور که دولت مال خودش است. سئوال ميشود که رهنمود ايشان در مورد چگونگى برخورد "نسبت به نيازهاى اقتصادى مردم" در حاکميت اسلامى (حاکميت اسلامى نوگرايان) چيست؟ جواب: نهضت آزادى به "عدالت اجتماعى" معقتد است؛ ميخواهد "آرمانهاى اسلامى" در جامعه منعکس شود؛ فکر نکنيد فقط نگران "حقوق بشر و آزادى انسان" است، نخير، "کرامت انسانى" هم مد نظرش است، "به نيازهاى مادى و اقتصادى بشرى نيز بها ميدهد".نيازى به حدس و گمان در باره نصيب انسان کارگر از "کرامت انسانى" نهضت آزادى نيست. قبلا بازرگان، نخست وزير رژيم اسلامى و رئيس قبلى نهضت آزادى، با خدمات ارزنده اش در سرکوب اعتراض کارگران نمونه هايى از اين "کرامت انسانى" را به نمايش گذاشته است. يزدى هم که مفتخر است زمانى وزير امور خارجه رژيم اسلامى بوده، ميخواهد همان خدمات را در اپوزيسون و انشاالله در "دولت ملى" آينده ادامه دهد. خطاب به کارگران ميگويد: اگر خواهان عدالت اجتماعى هستيد، اگر ميخواهيد از "جايگاهى که انسان در جهان بينى اسلام" دارد به طور کامل بهره مند شويد بايد متوجه شويد که "تحقق عدالت اجتماعى نياز به برنامه دارد" و "برنامه تابع زمان و مکان است". در اين "زمان"، اول بايد به فکر "توسعه مملکت" بود. کارگران عزيز، اگر کلاهتان را قاضى کنيد و فقط به فکر منافع آنى خود نباشيد با من هم نظر خواهيد بود که "ايران نمى تواند وارد عصر توسعه اقتصادى بشود بجز از طريق انباشت سرمايه". و "در يک کشور توسعه نيافته مانند ايران چگونه ميتوانيم انباشت سرمايه کنيم؟" "به جز از طريق رياضت؟ به جز از طريق اينکه از مردم خواسته شود بيشتر توليد کنيد و کمتر مصرف کنيد؟" با اين همه سخنان روشن مثل آفتاب آيا هنوز هم ميتوان کارگرى پيدا کرد که شک کند که "اسلاميون نوگراى نهضت آزادى"، مثل همه اپوزيسيون بورژوايى به زندگى کارگر علاقه دارد و به "نيازهاى مادى و اقتصادى بشرى نيز بها ميدهد". آيا معلوم نيست که اين ها به "کرامت انسانى" همه بخشهاى جامعه از جمله کارگران اهميت ميدهند؟ سهم سرمايه دار؟ قرار است کارگران علاقمند به سرنوشت مملکت رياضت بکشند و سرمايه داران هم انباشت کنند. سهم کارگر؟ اگر کارگران عزيز عجله نکنند، بدانند که "توسعه" کار يک روز دو روز نيست، دندان رو جگر بگذارند، ريخت و پاش نکنند، طولانى و با شدت کار کنند، بيشتر توليد کنند و کمتر مصرف کنند، رياضت بکشند و بچه هاشان را به رياضت عادت دهند، تحقير شدن نيازهاى کودکانشان را به خاطر توسعه مملکت با روى گشاد تحمل کنند، اگر هم خيلى فشار آمد، به خاطر "توسعه و انباشت" يکجورى خودشان را راحت کنند، مثلا خودکشى کنند، و ... اگر همه اين مشقات ناقابل را تحمل کنند، آنگاه مسير "آرمانهاى اسلامى" و "کرامت انسانى" مفروش خواهد شد و نوبت "عدالت اجتماعى" هم خواهد رسيد. فقط يک فرق بسيار جزئى ميان سهم سرمايه دار و کارگر وجود دارد. سهم صاحب سرمايه نقد است و همين امروز قابل حصول. سهم کارگر دير و زود دارد اما آقاى يزدى قول شرف ميدهد که سوخت و سوز ندارد. اما هنوز يک مانع ديگر از مقابل اين محور رياضت-انباشت-توسعه-عدالت اجتماعى بايد برداشته شود. به قول رئيس نهضت آزادى "اگر دولت بگويد: مردم، ما نميتوانيم نفتمان را که سرمايه ملى است بفروشيم، پنير و تخم مرغ و کره و گوشت بخريم و بدهيم شما بخوريد! مصرف را بايد کم کرد، بايد قناعت کرد و توليد را بالا برد و در آمد نفت را در صنايع بنيادى تبديل به سرمايه کرد"، در اينصورت چه خواهد شد؟ "مردم هرگز به چنين نصايحى گوش نخواهند داد." "مردم خواهند گفت: من به چه دليل صرفه جويى کنم؟ به چه دليل کم مصرف کنم و بيشتر کار کنم و توليد کنم؟" "مردم که احساس تعلق اجتماعى نداشته باشند، هرگز چنين کارى را نميکنند" پس بايد کارى کرد که مردم احساس تعلق اجتماعى داشته باشند. براى اينکه مردم گوش دهند بايد "يک دولت ملى با آراء مردم روى کار بيايد، دولتى که متکى به آراء خود مردم باشد." راه اين هم "برقرارى دمکراسى" است، "فضاى باز سياسى" است. بايد يک دولت "ملى" بر سر کار آورد طورى که مردم احساس کنند دولت مال خودشان است. تصميم مال خودشان است. هر چه از رياضت در ميايد به کيسه غير نميرد. هر چقدر کارگر فقيرانه زندگى ميکند همانقدر کيسه "دولت ملى" پر ميشود، به "انباشت سرمايه" دولت خودى کمک ميکند. فقط و فقط در اينصورت است که کارگر ديگر از ريخت و پاش دست برخواهد داشت. به نان خالى بسنده خواهد کرد، نگاه نيازمند کودکش را پس خواهد زد تا سرمايه انباشت، مملکت توسعه و عدالت برقرار شود. معلوم ميشود ده پانزده سال زنجير زنى زير علم دمکراسى و فضاى باز سياسى قرار بوده به آزادى انتشار "ميزان" منجر شود تا نهضتيون محترم کارگر را قانع کنند که پول "نفتمان" (يعنى نفت دولت نهضت آزادى) را همين جورى براى ماديات بى ارزش دنيا مثل پنير و تخم مرغ بر باد ندهد و بگذارد جامعه توسعه پيدا کند و سرمايه انباشت شود.

امروز، "رياضت" اسم شب همه بورژواهاى دنيا چه در حکومت و چه در اپوزيسيون شده است. کسى را به کلوپشان راه نميدهند اگر اين کلمه را حفظ نباشد. البته بايد انصاف داشت که رياضت را فقط از کارگران نميخواهند. خودشان به شدت زير فشار رياضتند. مگر نميبينيد در اين همه بيمارستان را ميبندند، اين همه مهد کودک از دور خارج ميکنند، اين همه پير مرد و پيرزن را از زايد قلمداد ميکنند و از خدمات اجتماعى و درمانى محروم ميکنند، اين همه کودک را از دوا و درمان محروم ميکنند و ... در اين ميان يک چيز جالب است. چرا انواع اپوزيسيون بورژوايى در ايران، که قاعدتا بايد وعده هاى راى جمع کن بدهند، رسما مردم زحمتکش را به فقر و ندارى دعوت ميکنند؟ دليلش ساده است: اينها از پشت شبح اعتراضاتى از قبيل مبارزه کارگران نفت، يک توده ميليونى را ميبينند که با توقعات بالاى انسانى به ميدان خواهد آمد. بايد از هم اکنون مواظب توقع کارگر بود. بايد اين توقعات را درهم ريخت.

يک چيز روشن است. براى کارگرانى که زير شمشير خونين نمايندگان "سنت گراى" سرمايه هزاران نفره به خيابانها ريختند و گفتند "پول نفتمان" متعلق به خودمان است، موعظه هاى نمايندگان "نوگراى" سرمايه شبيه وز وز پشه هاى شامگاهى است. توان مزاحمت اين ها با يک تکان محو خواهد شد.

منتشر شده در همبستگى شماره ٧٢

ژوئن و ژوئيه ١٩٩٧