اتحاد دو ارتجاع
نشريه اکونوميست به حمايت از طالبان بر ميخيزد
در گوشه اى از دنيا، نسلى از انسانها محکوم شده اند زير چنگال خونين حيوانى وحشى به تباهى کشيده شوند. مادران و پدران اين نسل در خرابه هاى دود زده دنبال چيزى براى خوردن ميگذرانند. زنان اين نسل آدم محسوب نميشوند؛ فقط مجازند کيسه بر سر، نقاب بر صورت، سر به پايين، پشت به خيابان، تا در همسايه بروند و ماتمشان را شريک شوند. دختران اين نسل مدرسه نميروند، بازى نميکنند، شادى ندارند. هزاران هزار کودکان اين نسل حتى پدر و مادرى ندارند در آغوش بکشند. در اين گوشه دنيا، اين انسانها، زانوى غم در بغل گرفته و نظاره گر مستاصل جنگ موجودات درنده اى به نام فرقه هاى اسلامى هستند که به جان هم افتاده اند تا تنها نماينده خدا و قران و محمد در زمين باشند. اين موجودات، در اين گوشه دنيا، هرجايى قدرت ميگيرند دست ميبرند، پا قطع ميکنند، زن سنگسار ميکنند، و با هر فرياد الله اکبرشان هستى تعدادى ديگرى را به نيستى ميکشانند. نام اين گوشه دنيا افغانستان و نام اين حيوان درنده طالبان است. طالبان، نماينده اسلام خالص، اسلام با تمام ظرفيت جنايتکارانه اش است. طالبان، اما فقط مامور اجراى احکام قران نيست. طالبان نشانه چيزى ديگرى هم هست. نشانه عمق درنده خويى، کثافت و وقاحت سرمايه دارى معاصر جهانى است. طالبان يکى از موجودات شوم عصر جديد است که در طلوع نظم نوين جهانى متولدش کردند تا از يکطرف سدى در مقابل گسترش حيطه نفوذ شورى و از طرف ديگر امکانى براى گسترش حيطه نفوذ دول غرب در منطقه باشد. اين پديده ننگين را بدست سازمان امنيت پاکستان و سيا و با حمايت گسترده محافل حاکم آمريکا بوجود آوردند، چاق و چله اش کردند، دلار بارانش کردند، زرادخانه اى از سلاحهاى مدرن در اختيارش گذاشتند، تعلميش دادند و به جان مردم شريف و زحمتکش افغانستان انداختند. طالبان محصول کثيفى از بکارگيرى اسلام توسط سرمايه معاصر است. طالبان نشانه آشکارى از يک حقيقت است: اينکه سرمايه دارى جهانى اگر لازم شود حاضر است به يکى از رتجاعى ترين، ضد انسانى ترين و عقب مانده ترين ايدئولوژى هاى زمان خودش متوسل شود. طالبان آنقدر کثيف و شوم است که تاکنون هيچ کدام از دول غرب جرئت نکرده اند علنا و رسما برسميتش بشناسند اگر چه همچنان پشت پرده پول و اسلحه در اختيارش قرار ميدهند. طالبان تا کنون در سکوت مطلق دول غرب مردم افغانستان را به خاک و خون کشيده است. از قرار معلوم اين سکوت در حال شکستن است. نه براى اعتراض به طالبان بلکه براى حمايت از آن، براى برسميت شاختن آن. اين وظيفه بينهايت ننگين جلب حمايت رسمى از طالبان را چه کسى بر عهده گرفته است؟ چه ارگانى "افتخار" پيشتازى براى تداوم حيات طالبان را متقبل شده است؟ نشريه اکونوميست، يکى از ارگانهاى قديمى سرمايه، اين وظيفه را بردوش گرفته است. اين نشريه در آخرين شماره در ماه جولاى نوشته است: اگر حيوانى مثل اردک رفتار کند، مثل اردک صدا در آورد، مثل اردک راه برود بيشک آن حيوان از منظر ديپلماتها يک اردک محسوب ميشود. پس چرا طالبان را مثل يک دولت برسميت نميشناسند در حاليکه طالبان مثل دولت رفتار ميکند، مثل دولت راه ميرود و مثل دولت صدا درمياورد. اکونوميست با اين تشبيه به دول غرب فراخوان داده تا دست پروده ضدانسانيشان را تنها نگذراند: اگر طالبان دولت ثبات يافته به ارمغان آورده؛ اگر طالبان نود درصد خاک افغانستان را تحت کنترل دارد؛ بايد دول غرب آنرا به عنوان حاکمان رسمى افغانستان، به عنوان دولت قانونى به رسميت بشناسند؟ اين فراخوان نشريه اکونوميست به دول غرب است. کارى را که وزارت خارجه و سازمان امنيت آمريکا آغاز کرد صداى سياسى و اقتصادى سرمايه دارى جهانى به پايان ميرساند.برسميت شناسى علنى طالبان يعنى رسميت دادن به تروريسم دولتى اسلامى، باندهاى آدمکش اسلامى، بيحقوقى مطلق زنان، بى پناهى و گرسنگى کودکان، سنگسار و تحقير و توهين روزمره و علنى انسان و مشخصا عادى و رسمى اعلام کردن جهنمى که مجريان احکام قران مردم افغانستان را در آن به آتش ميکشند. اين وقاحت آشکار سياسى، اين ريشخند علنى زندگى دهها ميليون مردم افغانستان، اين اقدام کثيف اکونوميست را نبايد تحمل کرد. نگاه غمزده و هراسان کودکان، زنان و جوانان و ميليونها مردم محروم در افغانستان حمايت ما را ميخواهد. بايد به هر طريق ممکن به اين نشريه، به اين حرکت ارتجاعى، به اين حمايت آشکار از جنايتکاران معاصر اسلامى اعتراض کرد.
منتشر شده هفته نامه ايران پست شماره ١٩
٢٢ مرداد ١٣٧٨، ١٣ اگوست ١٩٩٩