محاکمه عبدالله نورى
جدال قدرت در ميان جناحها
در حاشيه محاکمه عبدلله نورى وزير کشور سابق رژيم اسلامى بسيار تبليغ شده و ميشود. .رسانه هاى رسمى طرفدار رئيس جمهور در ايران به همراه رسانه هاى دوم خردادى اپوزيسيون در خارج کشور تا ميتوانند به دفاعيات عبدالله نورى آب و تاب ميدهند. گاهى براى مظلوميتش گريه ميکنند، گاهى شجاعتش را تحسين ميکنند و دست آخر چشمانشان روشن ميشود که خاتمى دوم در حال سر برآوردن است و بازارشان به اين زوديها کساد نخواهد شد. فکر نکنيد اينها در بيابانند و لنگه کفشى گير آورده اند و لابد بايد غنيمت بشمارند. نه خير، اينها شغلشان را فعلا همين تعريف کرده اند که در اتاقکى به نام جمهورى اسلامى کار کنند، تزئيينش کنند، دعا کنند، دگر انديشى کنند، قهرمان بسازند، تحليلگرى کنند يعنى هر لنگه کفش زوار در رفته و بنجل اسلامى را آب و رنگى بدهند و به همديگر بفروشند و دست آخر قهرمان جديدى درست کنند که در انتخابات بعدى نگذارد پرچم جامعه مدنى اسلامى برزمين بيافتد و بساطشان از رونق بيافتد. اگر دقايقى در مقابل سلمانيگرى اين روزنامه ها و اين اپوزيسيون بايستيد آدمهاى عجيب و غريبى را خواهيد ديد که با عجله وارد و خارج ميشوند: هنگام ورود اخمو هستند، قران ميخوانند، بو ميدهند، چنگالهايشان پر از لکههاى خون است، شمشيرشان را از رو بسته اند، ... اما هنگام خروج شمشيرشان ديده نميشود، روى دستان خون آلودشان دستکشى با آرم جامعه مدنى پوشيده اند، ميخندند يا درستتر بگويم ريشخند ميزنند، حرفهاى متفاوتى ميزنند، ميگويند: جوانان ميتوانند اندکى شادى اسلامى داشته باشند، زنان ميتوانند ولى فقيه شوند اما بايد تابع قانون باشند، جامعه بايد قانون داشته باشد اما قوانين اسلامى، همه در برابر قوانين شرع و اسلام برابرند و ... دقيقتر که نگاه ميکنيد متوجه ميشويد قيافههاشان آشناست. جايى ديده ايد و خاطره اى ازشان داريد: حاکم شرع کردستان؟ بازجوى گوهردشت؟ دادستان تبريز؟ فرمانده سپاه؟ وزير اطلاعات؟ وزير کشور و معاون رئيس جمهور و نماينده ولى فقيه در مجمع تشخيص مصلحت اسلام و نظام؟ اين آخرى عبدالله نورى است که ظاهرا آخرين مشترى محبوب اين بساط آرايشگرى تا لحظه حاضر است.
اما چند نکته در باره اين محاکمه:
١- اينکه گويا عبدالله نورى به نمايندگى از آرزوها و آمال مردم محاکمه ميشود يک ذره حقيقت ندارد. به چند موضوع محورى در مدافعات نورى دقت کنيد:
جدايى دين از دولت: براى اکثريت مردم در ايران به عنوان قربانيان يک نظام مذهبى، کوتا کردن دست مذهب از حکومت يک آرزوى عميق و غير قابل گذشت است. عبدالله نورى در دادگاه نه تنها افتخار ميکند که "بيست سال در حساسترين پستهاى اين رژيم" فعاليت ميکرده، "هميشه مورد وثوق امام" يعنى منفورترين شخصيت تاريخ معاصر ايران بوده بلکه در دفاعياتش به هردرى ميزند تا خود را از اين "اتهام و توهين" مبرا کند که گويا در طرفداريش از يک حکومت دينى تزلزلى داشته است.
حکومت قانون: مردم، به عنوان قربانيان روزمره جارى شدن قوانين اسلامى در بيست سال گذشته، برچيده شدن کل اين قوانين و جايگزينى آن با قوانين انسانى هستند. تمام انتقاد نورى اينست که چرا قانون اساسى اسلامى به عنوان "بزرگترين مصلحت نظام" اجرا نميشود.
آزادى بيان: مردم طرفدار آزادى بيان بيقيد و شرط و براى همه هستند و خوب ميدانند که تا حکومت اسلامى برقرار است آزادى بيان نخواهند داشت. تمام هنر نورى در اين مورد دفاع پرحرارت از اصل ٢٤ قانون اساسى است که بر طبق آن "مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر مخالف مبانى اسلام" باشد.
٢- دادگاه نورى صحنه ديگرى از تصفيه حسابهاى جناحى سران رژيم اسلامى است. لحظه اى ديگر از مبارزه قدرت در ميان دو جناح است. کل ماجراى محاکمه بخصوص زمان انتخاب شده، مربوط به انتخابات مجلس ششم است. هر دو طرف اهداف قابل تشخيصى را دنبال ميکنند. يکطرف ميخواهد مانع احاطه شدن مجلس آينده اسلامى توسط جناح خاتمى شود و طرف ديگر هم فرصت مناسبى گير آورده تا هم بى آبرويى نظام را به نام جناح مقابل ثبت کند و هم بنام دفاع از مردم براى خودش راى جمع کند و براى حکومت اسلامى وقت بخرد.
٣- هر دو طرف و در حقيقت کل حکومت اسلامى از اين محاکمه نفع مشترکى را دنبال ميکنند: محدود کردن جدالهاى سياسى جامعه در بالا و در چهارچوب تقابل دو جناح حکومتى. مخصوصا جناح دوم خردادى حکومت و اپوزيسيون طرفدارش ميخواهند که مردم توقعاتشان از تحولات سياسى در ايران را در محدوده اصلاحات درون رژيمى اين جناح نگاه دارند، قهرمانانشان را از ميان آنها جستجو کنند، به تغييراتى خارج از چهارچوب رژيم فکر نکنند و به خودشان به عنوان نيرويى مستقل از دو جناح و در مقابل آنها نگاه نکنند. و دست آخر به فيصله دادن بحران موجوديت حکومت اسلامى توسط غلبه جناحى به جناح ديگر راضى شوند. اين انتظار عبث است. موج اعتراض علنى عليه نظام اسلامى در تيرماه امسال اخرين نمونه اى است که حاکى از پوچ بودن اين انتظار است. اين موج موقتا فروکش کرده اما درياى زير آن همچنان طوفانى است.
منتشر شده در هفته نامه ايران پست، شماره ٣٢
٢١ آبان ١٣٧٨، ١٢ نوامبر ١٩٩٩