کابوس شش روزه
تهران در شش روز گذشته روزهاى خونينى را پشت سر گذاشت. در اين شش روز، رژيم بيست سال بربريت اسلامى علنا به مصاف طلبيده شد. دانشجويان به خيابانها ريختند؛ با شتابى خيره کننده هزاران زن و مرد به صفشان پيوستند؛ فرياد آزادى سر دادند؛ فرياد سرنگون بادشان ستونهاى رژيم را لرزاند؛ پليس و سپاه و بسيج و حزب الله براى قتل عامشان به ميدان آمدند؛ باريکادها برپا شد؛ خودروهاى نيروهاى امنيتى به آتش کشيده شد؛ مسلسل با کوکتل مولوتف جواب گرفت؛ خامنه اى استغاثه کرد؛ خاتمى التماس کرد؛ اما کارساز نشد. حکومت نظامى اعلام شد اما دانشجويان با شجاعتى ستودنى آنرا به هيچ گرفتند. هر روز که گذشت اعتراضات گسترده تر، شعارها راديکالتر و عزم مبارزه راسختر شد. همچنين نيروهاى حکومت هارتر و سرکوب خونين تر شد. شش روز جنگ خيابانى، شش روز گوله باران، دهها کشته، صدها زخمى، هزاران دستگيرى شبح انقلاب ٥٧ را بالاى سر رژيم چرخاند. روز هفتم، خامنه اى و خاتمى دست در دست هم دادند؛ هر دو جناح تماما بسيج شدند؛ تمام نيروهاى بسيج و سپاه و ارتش و پليس و وزارت اطلاعات و احشام حزب الله را از گوشه و کنار تهران جمع آورى کردند و به سمت دانشگاه گسيل کردند. مزدوران رژيم زخم خورده، روى خون دانشجويان رژه رفتند و رهبران دو جناح عربده سر دادند که آنان اشرار بودند، عوامل خارجى بودند، محارب با خدا بودند، دشمن امنيت ملى و اسلامى بودند، ميگيريم، شکنجه ميکنيم، اعدام ميکنيم تا رافت و برکت اسلام عزيز بر سر امت اسلامى سايه افکن شود. اين خيالى خام است. شش روز مبارزه خونين، موجى بود از درياى انقلابى که در راه است.
اين مبارزه، مجددا بر حقايق سياسى مشخصى در جامعه ايران تاکيد گذاشت: ١- مردم با کل رژيم اسلامى ضديت دارند. به خوبى واقفند رهاييشان در گرو رد شدن از روى لاشه کل رژيم اسلامى است. بى دليل نبود که در مدتى کوتاه، دفتر تحکيم وحدت، سازمان جناح دوم خردادى حکومت در ميان دانشجويان، بسرعت بى نقش شد و ابتکار دست دانشجويان ضد رژيم افتاد. مبارزه دانشجويان با شتاب از اعتراض به قانون مطبوعات عبور کرد و ارکان کل حکومت اسلامى را به مصاف طلبيد. شعارها سريعا رکن و سمبل رژيم اسلامى زير سئوال بردند: "رهبر بى لياقت، عامل هر جنايت"؛ "انصار جنايت ميکند، رهبر حمايت ميکند"؛ "فرمانده کل قوا استعفا استعفا"؛ "دانشجوى بت شکن، بت بزرگ را بشکن"؛ "مرگ بر يزدى، ننگ بر خامنه اى"؛ "خامنه اى حيا کن، سلطنت را رها کن"؛ نه تنها ولى فقيه بلکه کل حکومت اسلامى مورد حمله قرار گرفت: "دانشجوميرزمد، حکومت ميلرزد"؛ "حکومت آخوندى برکنار، برکنار"؛ "مرگ بر اين حکومت پرفريب". ضد رژيمى بودن اعتراضات آنچنان آشکار بود که حتى روزنامه هاى متعلق به دربار هم مجبور شدند اعتراف کنند: "اين حرکت تمامى ويژگيهاى يک حرکت براى براندازى نظام مقدس جمهورى اسلامى را با خود دارد". (روزنامه جمهورى اسلامى)
٢- بار ديگر اين حقيقت آشکار شد که مردم هيچ توهمى به اصلاح تدريجى حکومت اسلامى توسط خاتمى ندارند. منتظر نيستند جناحى از رژيم، حکومت وحشى اسلام را به جمهورى معتدل اسلامى تبديل کند. دو سال سرمايه گذارى روى جناح دوم خرداد به عنوان راه نجات رژيم دود شد و به هوا رفت. بيش از پيش آشکار شد که راى دوم خرداد، تاکتيکى خودجوش از طرف مردم براى شکاف انداختن ميان رژيم و گشودن مسير رويارويى نهايى است. شش روز گذشته نشان داد که مردم ميدانند نه تنها نميتوان اين رژيم را با روشى مسالمت آميز اصلاح کرد بلکه بايد آنرا با مبارزه اى خيابانى، بزور قيامى مسلحانه، و با انقلاب سرنگون کرد. جوانانى که اغلبشان حتى خاطره زنده اى از انقلاب ٥٧ نداشتند نه تنها با کوکتل مولوتوف به جنگ نيروهاى وحشى امنيتى رفتند بلکه با شعارهاى همان انقلاب به سراغ رژيم رفتند: "توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد"؛ "واى به روزى که مسلح شويم". همچنين شعارهايى را سر دادند که رسما دعوت به قيام بود: "ايران شده فلسطين مردم چرا نشستين"؛ "مردم قيام شروع شده، بيست سال سکوت تمام شده". ٣- دو سال تبليغات غرب و اپوزيسيون طرفدار رژيم که خاتمى با جناح ديگر فرق دارد، خاتمى طرفدار آزادى است؛ دو سال توهم پراکنى اپوزيسيون طرفدار رژيم پوچ و ابلهانه در آمد. دو جناح نشان دادند که براى حفظ رژيم اسلامى هارتر از همديگر هستند. وقتى حکومت نظامى روز سه شنبه با تظاهرات هزاران نفره در هم شکست؛ و عرق ترس بر اندام رژيم نشست؛ همه جناهها به ميدان آمدند تا متحدا معترضين را به خاک و خون بکشند. خامنه اى و خاتمى و شوراى اسلامى شهر تهران و آيت اله هاى دو جناح و نشاط و همشهرى و جمهورى اسلامى و کيهان و اطلاعات و راديو ها و تلويزيونها همه متحد شدند تا زمينه تعيين تکليف نهايى را آماده کنند: عربده کشيدند که اينها مشتى آشوب طلب، نفوذى، اخلالگر، عوامل سازمانهاى جاسوسى، عناصر برانداز، هرج و مرج طلب هستند و در اين عربده کشى دفتر تحکيم وحدت، بازوى جناح خاتمى در در دانشگاه رسما مرز خود را با "عناصر برانداز و دشمن حرکت اصلاحى دوم خرداد" اعلام کرد و به صف سرکوب پيوست.
غروب روز سه شنبه، وقتى نيروهاى امنيتى رژيم هنوز به قصابيشان در خيابانهاى اطراف دانشگاه ادامه ميدادند، خاتمى، "قهرمان توسعه سياسى"، "محبوب اپوزيسيون رژيمى شده"، "عزيز کرده دول دمکرات غرب"، رئيس شوراى امنيت ملى، از جلسه ويژه اين شورا بيرون آمد، در تلويزيون سراسرى ظاهر شد، چشم در چشم ميليونها مردم متنفر از نظام اسلامى دوخت و در حاليکه لبخندش را فراموش کرده بود از طرف همه جناحهاى حکومت وعده انتقامى خونين داد: تظاهر کنندگان اهداف شيطانى دارند و امنيت ملى را تهديد ميکنند. اصل نظام در خطر است. نيروهاى امنيتى اشرار ضد انقلاب را شناسايى کرده و محاکمه و مجازات خواهند کرد.
ششمين روز، دو جناح رژيم آخرين حربه سرکوبشان را به ميدان آوردند. "شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى" راهپيمايى وحدت اعلام کرد و "جبهه مشارکت ايران اسلامى"، حزب طرفدار خاتمى بيانيه حمايت صادر کرد: وقت آنست که با شرکت در اين نمايش اتحاد بر عهد دوم خرداد پافشارى کنيم که پاسدارى از ارکان نظام است. دو جناح، حزب الله را از گوشه و کنار تهران جمع کردند، به دانشگاه آوردند تا روى خون دانشجويان رژه بروند. حسن روحانى، دبير شوارى امنيت ملى به نمايندگى از طرف همه جناحهاى رژيم عربده کشيد که نظام اسلامى متاسف است که "اوباش" قطعه قطعه نشده اند و برنامه بعدى حکومت را اينچنين اعلام کرد: بزودى آشوبگران به عنوان محارب با خدا و مفسد فى الارض محاکمه خواهند شد.در اين ميان دول غرب، ساز طرفدارى از خاتمى زدند و رسانه هايشان به همين ساز رقصيدند. غرب که بو کشيده بود در ايران خبرى است خبرنگاران مزدورش را به تهران فرستاد تا کل ماجرا را يک حرکت پرو خاتمى قلمداد کنند. اعتراف کردند ايران در بيست سال گذشته چيزى اينچنين به خود نديده است؛ غرش شعارهاى ضد رژيمى را شنيدند ااما همچنين تکرار کردند که اين مردم فقط ميخواهند اصلاحات خاتمى سرعت پيدا کند. در گزارشهاى تلويزيونيشان مشتهاى گره کرده هزاران تظاهرکننده خشگين را ميديدى اما صدايشان را نميشنيدى. ميبايست شعارهاى ضد رژيمى سانسور ميشد. تمايل، احساس و آرزوى غرب و ژورناليسمش را خبرنگار راديو بى بى سى در گزارشش از غروب روز حکومت نظامى، غروبى که گله هاى حزب الله و نيروهاى اطلاعاتى خيابانها را تحت کنترل گرفته بودند به خوبى منعکش کرد: "متاسفانه"، امروز گردهم آييهاى کوچک به تجمعات وسيع منجر شد؛ پليس "مجبور شد" دخالت کند؛ به بانکها و بازار توسط "افرادى که معلوم بود غير دانشجو بودند" حمله شد؛ اما "خوشبختانه شهر امروز آرام شده است"؛ "تهران امروز آرامش جالبى داشت". ميبينيد چگونه ژورناليسم پست و تحت فرمان عميقا با احساس خاتمى و خامنه اى شريک است.
در چند سال گذشته، رژيم اسلامى نتوانسته نفس راحتى بکشد. هنوز از رويارويى مردم اسلام شهر با پاسداران مدت کوتاهى نگذشته بود که کارگران نفت اعتصاب سراسرى راه انداختند و با نيروهاى سرکوبگر رژيم در مقابل وزارت کار رويارويى کردند. پاسداران اسلام تازه از سرکوب کارگران بازگشته بودند که زنان در کردستان به خيابانها آمدند؛ سمبل بربريت اسلامى را کنار گذاشتند و همراه هزاران مردم شريف شعار مرگ بر جمهورى اسلامى سر دادند. هنوز پليس و پاسداران رژيم پوتين از پا در نياورده بودند که دانشجويان کابوس شش روزه را آفريدند. و همه اينها در فضايى اتفاق افتاده که طرفداران رژيم در اپوزيسيون براى خاتمى دعاى خير ميکردند تا بتواند قدرت ولى فقيه را اندکى کاهش دهد و جمهورى دوم اسلامى برقرار کند و اين حضرات را در قدرت سهيم کند. مبارزات چند روز گذشته دانشجويى پرده اى ديگر بود از انقلابى که در راه است.
دور نيست روزى که اين مبارزات به هم بپيوندند و طومار بيست سال بربريت اسلامى را در هم بپيچند. اين بناى ضد انسانى را بايد درهم ريخت و بر ويرانه هايش جامعه اى آزاد و برابر، جامعه اى رها از فقر و تبعيض و ارتجاع مذهبى و ملى، جامعه اى سوسياليستى ساخت. اين فقط از عهده انقلابى برميايد که در راس آن طبقه کارگر قرار بگيرد و برنامه اش براى رهايى کل جامعه را پياده کند.
منتشر شده در ٢٥ تير ١٩٧٨، ١٦ جولاى ١٩٩٩
در هفته نامه ايران پست، کانادا