فصل ششم: اسلام

"لايه هاى آتش براى ايمان نياوردگان مهيا شده، آبهاى جوشان بر سرهاى آنها فرو خواهد ريخت، پوست بدنشان و آنچه که در امحا و احشا آنها وجود دارد، ذوب خواهد شد. آنان با ميله هاى داغ و سوزان شلاق خواهند خورد"

محمد، قرآن سوره ٢٢ آيه هاى ١٩-٢١

"اسلام عميقا ضد زن است. اسلام علت بنيادى ستم بر زنان مسلمان و عمده ترين مانع در ارتقاى موقعيت آنان است. اسلام همواره زنان را از نظر فيزيکى، هوشى و اخلاقى موجوداتى فرودست مى بيند" ابن وراق

"من وحشت را بر دلهاى کافران مستولى خواهم کرد، گردنهاى آنها را خواهم زد و دست و پايشان را قطع خواهم کرد" محمد، سوره ٨، آيه ١٢

کليه اديان درستکارى، مهربانى، نوع دوستى، عدالت، برابرى و ساير فضائل اخلاقى را موعظه مى کنند و مدعى اند که پيام آوران واقعى اين ارزشها هستند. کليه ارزشهاى فوق، البته، ميراث زندگى معنوى بشريت و حاصل تمدن نسلهاى جامعه بشرى هستند. انسانها از اين ارزشها الهام مى گيرند و به اين خصوصيت ها و کيفيت هاى انسانى جلب و جذب مى شوند. دقيقا به همين دليل است که کليه اديان رياکارانه و رندانه خود را به اين ارزشها و فضائل انسانى منتسب ميکنند. اما در واقعيت زندگى، اديان اهداف و ايده آلها و کارکردهاى ديگرى دارند که در تناقض و ضديت کامل با ارزشهايى است که مدعى آن هستند. اين بخصوص در مورد پيامبران و کسانى که اديان را پايه گذارى کرده اند، بخوبى صادق است. تورات کتاب مقدس يهوديت پر از داستانهاى کشت و کشتار و خونريزى توسط موسى است. درباره مسيح اطلاعات زيادى در دست نيست و داستانهاى مربوط به زندگى او، سى تا شصت سال پس از مرگش نوشته شده اند و از اين رو قابل اتکا نيستند. با اين حال شواهد زيادى در انجيل وجود دارد که نشان مى دهد که اگر او قدرت داشت به همان اندازه بيرحم و غدار بود. بطور نمونه مى توانيد به لوک، سوره ١٠، آيه هاى ١٢ و ١٣؛ سوره ٢٧؛ و سوره ٢ آيه هاى ٢٢ و ٢٣ رجوع کنيد.

محمد و ارکان اسلام

اما در مورد محمد پيغمبر اسلام به اندازه کافى اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد:اسلام حيات خود را با ضربات شمشير محمد آغاز و تحميل کرد. محمد دينى را بنيان گذاشت که جز نفرت و دشمنى در بين پيروان خود و ساير انسانها چيزى ببار نيآورد، و مسبب جنگهاى متعدد و کشت و کشتارى است که طى ١٤٠٠ سال گذشته ادامه داشته است. دين محمد، دين زن ستيزى است که حقوق اوليه انسانى را از زنان سلب مى کند. محمد کليه يهوديان را از عربستان کشتار و پاکسازى کرد و بين پيروان خود و ساير اديان يک دشمنى مزمن و غير قابل علاج ١٤٠٠ ساله بوجود آورد. او قاتلين را براى مرگ منتقدين خود در نيمه هاى شب روانه محلات و شهرهاى مختلف مى کرد. کسانى که تنها جرمشان گفتن هزليات عليه محمد و ادعاى آسمانى بودن دين اش بود. محمد بيرحمانه فرمان قتل آنها را حتى اگر پير و يا مادر و سرپرست چند کودک بودند، را صادر مى کرد. محمد به يک دختر جوان غير مسلمان که ٤٠ سال از او کوچکتر بود، پس از اينکه پدر و اغلب بستگانش را در جنگ به قتل رساند، تجاوز کرد. او با حمله به کاروانهاى تجارى، با کشتن مردان و فروش زنان و دختران آنها بعنوان برده، ثروت فراوانى براى خود کسب کرد. محمد پس از مرگ خديجه، در حاليکه احکام اسلام مبنى بر کنترل و سرکوب زنان را صادر مى کرد، با بيش از بيست زن رابطه جنسى داشت که برخى از آنها فقط ٩ سال داشتند. او با برخى از اين دختر بچه ها ازدواج کرد. تعدادى از اين زنان در جنگهاى محمد اسير شده بودند و تعدادى برده و يا خدمتکار او بودند.

اسلام دين طرفدار برابرى دو جنس نيست، برعکس، دينى بشدت زن ستيز و زن آزار است. محمد اعلام کرد که هوش و عقل زنان ناقص است؛ که اکثريت آنها به دليل نافرمانى نسبت به شوهرانشان، به جهنم خواهند رفت؛ که اگر رضايت خاطر شوهران خود را جلب نکنند بايد ادب بشوند و کتک بخورند. قانون ارث، شهادت، قوانين خانواده، حق سفر، حق تحصيل و حق اشتغال زنان توسط احکام اين دين بشدت پايمال مى شوند. حجاب و جدايى جنسى هم از ارکان اصلى اين دين است.

اسلام مخالف حقوق جهانشمول انسانهاست؛ در اين دين، غير مسلمانها انسانهاى درجه دوم اند و اگر يهودى و مسيحى نباشند، ريختن خونشان از طرف مسلمين حلال است. محمد دينى را بنا گذاشت که در خفه کردن افکار و آراى مخالف و حمله به آزاد انديشى، بهترين ابزار در جوامع گذشته و امروز است. اسلام با تمام قوا آزادى فکر و انديشه را خفه مى کند و طبق اصول و احکام آن، مرگ هر مخالفى نه تنها حلال و ورا است، بلکه صواب دارد و قاتل را به بهشت مى رساند. در قرآن آيه هاى بسيارى وجود دارند که معتقدين به اسلام را تشويق به کشتن غير معتقدين به اين دين مى کنند. اين دين، فناتيسم و تروريسم را تشويق و تجويز مى کند. نه اسلام و نه هيچ دين ديگرى مبلغ صلح و آرامش نيستند. همه اديان به پيروان خود دستور مى دهند هرکس را که از دگم هاى مذهبى پيروى نمى کند بدون ذره اى رحم و شفقت بکشند. اسلام بردگى انسانها را مجاز مى داند. در اين دين، بردگى که يکى از تلخ ترين و تاريک ترين نقاط جامعه بشرى و تمدن انسانى است، روا و مشروع است.

همه اينها "فضايل، "ارزشها" و "کيفيت هاى" اسلام واقعى هستند. اسلام بر عکس ادعاهاى سردمدارانش دين صلح و آرامش نيست، برعکس، اين دين به پيروان خود دستور کشتن بيرحمانه کسانى را مى دهد که دگم ها و خرافات اسلامى را نمى پذيرند. اسلام در اساس مجموعه اى از احکام و اعتقادات عليه شکوفايى، خوشى، رفاه، آزادى، برابرى، آگاهى و دانش انسان است. اسلام با زندگى انسانى در تناقض است. اسلام با هر نوع تفسيرى همواره عليه سکولاريسم، مدرنيسم، جهانشمولى حقوق انسان، تساوى طلبى و حقوق زنان مقاومت کرده است. اين دين، مبناى عمل وحشيگرى و کشتار اسلام سياسى و تروريسم اسلامى در چند دهه گذشته است. اسلام سياسى جنبش سياسى معاصرى است که بر اساس دکترين و اصول اسلام براى سرکوب جنبش هاى سوسياليستى و مترقى، عليه پيشرفتهاى فرهنگى و روشنگرانه و عليه يک جامعه باز و آزاد و آرام قد علم کرده است. خشونت عنصر و خمير مايه اصلى اسلام و اسلام سياسى است.

اسلام دينى است که مخالف هر نوع آزادى انتخاب براى مردم است و بطور کامل و همه جانبه براى کنترل زندگى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى مردم عمل مى کند. اين دين داراى نظر و حکم و مقررات در باره همه چيز و هر چيز است: از جهيزيه و مهريه تا عادت ماهانه زنان، از چگونگى قضاى حاجت تا بريدن دست و پاى مردم، از قوانين ارث و شهادت تا طلاق و قصاص، از تهيه غذاى حلال تا نظريه خلقت جهان، از آداب و تشريفات رابطه جنسى "مجاز" زن و مرد تا کنترل زندگى جنسى و رابطه جنسى مردم و سنگسار آنها در صورت تخلف. هيچ نوع جزئياتى از توجه و کنترل اين دين به دور نمانده است. در همه چيز و هر چيز دخالت مى کند؛ هيج نوع اراده و انتخابى براى مردم زير سايه اين دين باقى نمانده و وجود ندارد. قرآن سوره ٣٣ آيه ٣٦ مى گويد: "هيچ زن و مرد معتقد مسلمان در امورى که خدا و پيغمبرش در مورد آنها تصميم گرفته اند، حق انتخاب را ندارند. هر کس حکم الله و محمد پيغمبرش را اطاعت نکند، به سزاى اعمالش خواهد رسيد" و قرآن سوره ٣٣ آيه ٦١: "آنهايى را که اراده خود را اعمال کنند را پيدا خواهيم کرد و به سزاى اعمالشان خواهيم رساند"

مدافعين رنگارنگ اسلام ادعا مى کنند در اسلام تولرانس و تحمل مخالف و مخالفت وجود دارد. در اسلام تولرانس وجود دارد اما فقط نسبت به آنهايى که آن را مى پذيرند و به آن انتقاد و اعتراضى ندارند. محمد پيغمبر اسلام خود اين دين را چنين پايه ريزى کرد: او رهبر جنگى بود، رئيس دولت بود، وزير امور اقتصادى و سرکرده قبيله و رئيس خانواده هم بود. اين الگوى پايه اى کم و بيش در همه کشورهاى اسلامى و تحت نفوذ اسلام عمل مى کند و جارى است و باعث نفوذ و حاکميت ريشه اى اسلام در سياست، در کليه فونکسيون ها و مکانيسم هاى دولت و قدرت سياسى و در زندگى اجتماعى و خصوصى مردم شده است. اين پايه و اساس خشونت در اسلام است.

ويژگى دين اسلام و نفوذ آن در جوامع مسلمان نشين به اين ترتيب است که ساختار مساجد و نهادهاى آموزش اسلامى و تضمين و تداوم عملکرد آنها و تامين مالى اين نهادها همواره و اصولا توسط دولت صورت گرفته است. دولت نيز توسط امامان مساجد و آخوندها و آيت الله ها انتخاب و مورد پشتيبانى قرار گرفته است. مراجع تقليد و مفتى هاى اعظم که در مورد مسايل اسلامى نظر و فتوا مى دهند، در تعيين سياستها و خط مشى هاى دولت نفوذ قابل توجهى دارند. اين دو در يک رابطه همزيستى متقابل با يکديگر حکومت مى کنند و به هم خدمات و پشتيبانى مى دهند. کل اين بخش، همواره بعنوان بخش عمومى و جز ضرورى زندگى مردم به آنها تحميل شده است. اين سرشت نفوذ اسلام در کشورهاى اسلام زده است. دولت تعهدات اسلامى و وظايف مالى، اخلاقى و سياسى در قبال اسلام و آموزش و اشاعه آن دارد. از اين رو و به دليل اين خصلت، جدايى مطلق، عمومى تر و عميق ترى بين دولت و دين و دولت و کنترل اسلام بعنوان مذهب سازمان يافته و نهادى بايد برقرار شود تا واقعا بتوان از جدايى مذهب از دولت و استقرار سکولاريسم در کشورهاى اسلام زده حرف زد.

در مجموع اسلام بخاطر نفوذش در مناطق بحرانى جهان، بدليل روش آن در تعبير کتابهاى دينى، به دليل کثرت پيروانش، بخاطر مساله شهيد و شهادت، براى مهارتش در استفاده از جهاد و جنگ مقدس، بدليل توسعه طلبى و ضديت اش با هر نوع آزاديخواهى و بخاطر اشتهايش در ضديت با حقوق جهانمشول انسان و مدرنيسم و برابرى زنان و بخصوص به دليل اينکه توسط انسانيت مقهور و مغلوب نشده ست، از خطرناک ترين اديان است.

با همه اينها در بيش از دو دهه گذشته بخشهايى از روشنفکران غربى و غير غربى، رسانه هاى رسمى غرب، دنياى آکادميک و بخشهايى از فمينيست ها که براى توجيه و تبرئه اسلام، آن را به خوب و بد، فاندامنتاليست و ميانه رو، مترقى و ارتجاعى، مکه و مدينه، خودى و غير خودى تقسيم مى کنند، ادعا مى کنند که اسلام اوليه و واقعى با اسلام سياسى امروز حکومتهاى جمهورى اسلامى، طالبان، حکومت سودان و گروههاى اسلامى که براى کسب قدرت در آسيا، آفريقا و خاورميانه مى کشند و سر و دست و پا مى برند و حمام خون و نسل کشى به راه مى اندازند، فرق دارد. اما فقط نگاه کوتاهى به سوره ها و آيه هاى قرآن کافى است. هيچ تعبير غلطى از قرآن صورت نگرفته است آنچه که پيروان سياسى سنى يا شيعه اسلام امروزه انجام ميدهند همان هايى است که در قرآن آمده و به محمد از جانب خداى او وحى شده است.

نگاهى به سوره هاى قرآن، احاديث و احکام اسلام "من وحشت را بر دلهاى کافران مستولى خواهم کرد، گردنهاى آنها را خواهم زد و دست و پايشان را قطع خواهم کرد" محمد، سوره ٨، آيه ١٢

"کافران را با بيد گردن بزنيد تا آنگاه که از ايشان بسيار بکشيد و اسيران را محکم ببنديد" سوره محمد

"و چون ماههاى حرام (ذيقعده و ذيحجه و محرم و رجب) سپرى شدند، مشرکين را هرجا يافتيد بکشيد و آنها را دستگير و از هر سو در کمين آنها باشيد" همانجا

"عليه همه بت پرستان بجنگيد تا ديگر اثرى از آنها نماند و دين خدا حکمروايى کند" سوره ٢ آيه ١٩٣

"بدانيد اگر به جنگ (تبوک) نرويد خداوند به عذابى دردناک مجازات نمايد" سوره توبه ٣٨

"اى گروه مومنان با آنان که نزديک شمايند از کافران پيکار کنيد و بايد از شما منبعد به خويشتن خشونت ببينند و بدانيد که البته خداوند ياور پرهيز کاران است" سوره توبه، آيه ٣٢

"جنگيدن اجبارى است حتى اگر نخواهيد، ممکن است از انجام چيزى متنفر باشيد اما انجام آن برايتان خوب است، يا ممکن است از چيزى خوشتان بيايد که برايتان بد باشد. خدا آگاه است و نه شما که بنده او هستيد" سوره ٢، آيه ٢١٦ و سوره ٨ آيه ٣٩

"پس گردنهاى کافران را بزنيد و تمام انگشتان آنها را قطع کنيد" سوره انفال آيه ١٢

"اى پيغمبر پيوسته مومنان را به جنگ ترغيب نما" سوره مائده آيه ٢٢

"اى ايمان آورندگان به خدا، با مشرکين بجنگيد و بگذاريد آنها سرسختى و غضب شما را ببينند"

سوره ٩ آيه ١٢٣

"اى پيغمبر با آنان که ايمان به خدا نياوردند و با رياکاران بجنگ و با آنها به سختى رفتار کن. جهنم ماواى آنها و شر و بدبختى سرنوشت شان است" سوره ٦٦ آيه ٩ و سوره ٤٨ آيه ٢٩

"اى پيغمبر! ايمان آورندگان را ترغيب به جنگ کن، اگر آنها ٢٠ نفر معتقدين سرسخت باشند مى توانند ٢٠٠ نفر را هلاک کنند و اگر ١٠٠ نفرند خواهند توانست ١٠٠٠ نفر را منهدم کنند چون اعتقاد دارند. من وحشت را بر دلهاى مشرکين خواهم انداخت. سر آنها را از تن جدا و هر قسمت بدنشان را تکه تکه خواهم کرد"

سوره ٨ آيه ٦٥

"ما خواهيم گفت: او را بگيريد و ببنديد. در آتش جهنم بسوزانيد و با زنجيرى محکم و طولانى ببنديد، چون به خدا ايمان نياورد، خدايى که بالاترين است"

سوره ٦٩ آيه هاى ٣٠ و ٣٣، و سوره ٣٧ آيه هاى ٢٢ و ٢٥

"پس از اتمام ماههاى مقدس، به مشرکين هر وقت که آنها را يافتى، حمله کن، همه جا در کمين آنها باش و به آنها ضربه بزن. اگر آنها اطاعت کردند، به نماز رو آوردند و ماليات دادند، بگذار به راه خود بروند که خدا بخشنده و مهربان است" سوره ٩ آيه هاى ٥ و ١٤

"اى مشرکين تا زمانى که شما به الله ايمان نياوريد، بين ما و شما دشمنى و نفرت حکمفرما خواهد بود"

سوره ٦٠ آيه ٤

"اى ايمان آوردندگان بدانيد که مشرکين ناپاکند!" سوره ٩ آيه ٢٨ و سوره ٢٥ آيه ٥٥

"کسى که خدايان ديگرى را مى پرستد به بهشت راه نخواهد يافت و در آتش جهنم خواهد سوخت. هيچکس به کسانى که اعمال شيطانى را انجام مى دهند، کمک نخواهد کرد"

سوره ٥ آيه ٧٢، سوره ٨ آيه هاى ٥٩ و ٦٠، سوره ٩ آيه هاى ٢ و ٣ و ٢٩، و سوره ٥٨ آيه ٢٣

"از اين رو ما در بين آنها (مسيحيان) دشمنى و نفرت را دامن زديم که تا روز قيامت ادامه خواهد داشت، زمانى که الله همه اعمال آنها را به آنها گوشزد خواهد کرد" سوره ٥ آيه ١٤

"از اين رو ما در بين آنها (يهوديان) دشمنى و نفرت را دامن زديم که تا روز قيامت ادامه خواهد داشت، زمانى که الله همه اعمال آنها را به آنها گوشزد خواهد کرد" سوره ٣ آيه ٨٥

"ايمان نياوردگان چه در بين اهل کتاب (مسيحيان و يهوديان) و بت پرستان در آتش جهنم خواهند سوخت. آنها بدترين مخلوقات هستند" سوره ٩٨ آيه ٦

"لايه هاى آتش براى ايمان نياوردگان مهيا شده، آبهاى جوشان بر سرهاى آنها فرو خواهد ريخت، پوست بدنشان و آنچه که در امعا و احشا آنها وجود دارد، ذوب خواهد شد. آنان با ميله هاى داغ و سوزان شلاق خواهند خورد" سوره ٢٢ آيه هاى ١٩-٢١ و آيه هاى ٥٦ و ٥٧

"روز موعود ايمان نياوردگان، روزى که آنها آرزو کنند که کاش مسلمان بودند، قطعا فرا خواهد رسيد"

سوره ١٥ آيه ٢، سوره ٢٥ آيه هاى ٢٧-٢٩

"برخى در بين ما مسلمانند اما ناباب هستند، آنان که راه اسلام را در پيش گرفته اند، راه درست را انتخاب کرده اند. اما آنان که که اعمال نادرست انجام مى دهند و اسلام را در پيش نگرفته اند آتش جهنم را پابرجا و شعله ور مى کنند" سوره ٧٢ آيه هاى ١٤ و ١٥

"محققا سزاى کسانى که با خدا و رسولش به جنگ بر خيزند (در روى زمين ) راه تبه کارى و فتنه و فساد پيشه کنند جز اين نيست که آنها را کشته و يا بر دار آويزند يا دست ها و پاهاى شان را بر خلاف يک ديگر (دست راست با پاى چپ و برعکس ) بزنيد يا برانيدشان" سوره مائده آيه ٣٢

"اى کسانى که ايمان آورده ايد هرگز يهود و نصارا را (که دشمن اسلام هستند) به دوستى انتخاب نکنيد"

سوره مائده، آيه ١٧

"مومنان هرگز نبايد پدران و برادران خويش را در صورتى که کفر را بر ايمان اختيار کنند به دوستى گزينند يا هر که ايمان به خداوند و روز رستاخيز نياورد، آنچه خداوند و رسولش حرام فرموده را حرام نميداند و به دين گزينش ندارد. پيکار کنيد از جمله آن گروهى که اهل کتاب اند تا آنگاه که در نهايت ذلت و خوارى بدست خويش به مسلمانان جزيه دهند" سوره بقره آيه ٦،٧

"با آنان که ايمان آوردند ولى هجرت نکردند هرگز دوستدار آنها نباشيد تا وقتى که از مکه هجرت کنند"

سوره انفال

زنان در آيات قرآن و احاديث محمد "اى پيغمبر، زنانى که مهرشان را ادا نمودى بر تو حلال کرديم و همچنين کنيزان و زنان را که به غنيمت ملک تو شده اند. (کنيزانى که از انفال و غنائم مشرکان به تو رسيده است)" سوره احزاب ٤٩

"پس نکاح کنيد از زنان آنان آنچه خوش داريد دو تا و سه تا و چهار تا. اگر مى ترسيد که عدالت نکنيد، پس يکى را" سوره النسا

"زنان شما کشتزار شما هستند پس به کشتزار خود درآئيد، هر جا که خواسته باشيد" سوره بقره ٢٢٢

"در حکمى که خداوند مقرر فرموده (ازدواج با زنان پسر خوانده ) گناهى به پيغمبر نباشد خداوند اين را سنت نموده" سوره احزاب آيه ٣٧

"و پيوسته در خانه هاتان بنشينيد و زنهار مانند زنان دوره جاهليت بيرون نيائيد" سوره احزاب، آيه ٣٢

"گواه را از مردان بخواه، پس اگر نباشد دو مرد، کفايت ميکند يک مرد و دو زن" همانجا، آيه ١٥

"اى پيغمبر اکرم به زنان و همسران خويش و زنان مؤمنان بگو (که هنگام خارج شدن از منزل) روى خويش را با روپوشهاى خود بپوشانند که اين کار براى عفت و عصمت آنها بهتر و اينکه مورد آزار بد انديشان واقع نگردند بهتر است و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است" سوره احزاب ٥٨

"اى رسول ما، زنان مومنه را بگو تا چشمها و فروج و اندام شان را محفوظ دارند و زينت و آرايش خود جز آنکه قهرا ظاهر مى شود بر بيگانه آشکار نسازند و بايد سينه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زينت و جمال خود را آشکار نسازند جز براى شوهران خود و پدران ... و آنطور پاى بر زمين بزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم نشود" سوره نور آيه ٣٢

"مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانى است، به واسطه برترى که خدا بعضى را بر بعضى مقرر داشته و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود بايد به زنان نفقه بدهند" سوره النسا آيه ٣٨

"اى زنان پيغمبر شما نيستيد مانند يکى ديگر از زنان، بلکه مقامتان رفيع است، اگر خدا - ترس و پرهيزگار باشيد، پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگوئيد. مبادا آنکه در دلشان بيمارى هوى و هوس به طمع افتد، بلکه درست و متين سخن بگوئيد" سوره نور آيه هاى ٣١ و ٣٢

"زنانى که از مخالفت و نافرمانى آنها بيمناک هستيد، بايد نخست آنها را موعظه کنيد. اگر مطيع نشدند، آنها را به زدن تنبيه کنيد. اگر اطاعت کردند، ديگر حق هيچ گونه ستم نداريد..." سوره النسا آيه ٣٤

"مردان کار انديش زنان هستند، براى اين که خدا بعضى کسان را بر بعضى ديگر برترى داده و براى اين که از مالهاى خويش خرج کرده اند. زنان شايسته فرمانبردارى اند، زنانى که از نافرمانى شان بيم داريد، پندشان دهيد و در خوابگاهها از آنان دورى کنيد و بزنيدشان و اگر فرمانبر شدند بر آنها بهانه مجوئيد که خدا والا و بزرگ است" سوره النسا آيه ٣٢

"از بى لباسى براى نگهدارى زنان کمک جوئيد زيرا زن وقتى لباس فراوان دارد مايل به بيرون رفتن است"

مسئله ٢٨٢ نهج الفصاحه

"مردان که اطاعت زنان کنند به هلاکت افتند" مسئله ٣١٦٧ نهج الفصاحه

"خطرناکترين دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو است" مسئله ٣٣٩ نهج الفصاحه

"خداوند رنج هوو داشتن را نصيب زنان و جنگ را قسمت مردان قرار داد، هر زنى که از روى ايمان و در انتظار پاداش خدا بر رنج هوو داشتن صبر کند ثواب شهيد دارد" مسئله ٧١٠ نهج الفصاحه

"بهترين مسجد زنان کنج خانه آنها است" مسئله ١٥٣٢ نهج الفصاحه

"زنان دامهاى شيطان اند" مسئله ٣١٥٣ نهج الفصاحه

"زندگى زن دو پرده دارد قبر و زناشوئى" مسئله ٢٢٧٠ نهج الفصاحه

"محکمترين سلاح شيطان، زنان هستند" همانجا

"خدا مماطله گر را لعنت کند يعنى زنى که شوهرش او را به بستر خواند و او گويد: کمى بعد تا خوابش ببرد"

مسئله ٢٢٣٧ نهج الفصاحه

"گواهى دو زن به جاى يک مرد است و از جهت نقصان نصيب و بهره هم ارث آنها نصف مردان مى باشد، پس از زنان بد بپرهيزيد و از خوبانشان برحذر باشيد و در گفتار و کردار پسنديده از آنها پيروى نکنيد تا در گفتار و کردار ناشايسته طمع نکنند" از سخنان على امام اول شيعيان در نهج البلاغه ص ١٨٠

"چشمان زنان را با پوشاندن حجاب از ديدن باز داريد. در مورد حجاب به آنها سخت بگيريد و از بيرون رفتن زنان از منازل جلوگيرى کنيد" از سخنان على، امام اول شيعيان در نهج البلاغه

"حضرت امير المومنين وصيت فرمود به حضرت امام حسن که زنهار مشورت با زنان مکن، مگر راى ايشان ضعيف و سست است ... سخن اش را در حق ديگران قبول نکن. و در حديث معتبر از حضرت (ص) منقول است که زنان را در غرفه و بالاخانه جا مدهيد و چيز نوشتن به ايشان نياموزيد و سوره يوسف را تعليم کنيد و چرخ رشتن به ايشان ياد بدهيد و سوره نور را به ايشان تعليم کنيد. و حضرت رسول چون اراده جنگ داشت، با زنان خود مشورت مى کرد و آنچه ايشان مى گفتند: خلاف آن مى کرد و حضرت رسول فرمود: هر که اطاعت زن خود کند، خدا او را سرنگون در جهنم اندازد" از کتاب حليه المتقين، محمد باقر مجلسى ص ٥٣

"در حديث صحيح از امام رضا منقول است که سه چيز از سنت پيغمبر است: بوى خوش کردن، موهاى زائد بدن را ازاله کردن، و زنان بسيار داشتن و بسيار با ايشان مقاربت کردن"

حليه المتقين، محمد باقر مجلسى، ص ٩٤

"حضرت رسول (ص) فرمود: از براى نطفه خود زنى پيدا کنيد که شايسته آن باشد که فرزند از او به هم رسانيد. ... دختران باکره بخواهيد که دهنهاى ايشان خوش بوتر و رحم هاى ايشان خشک تر و پستان هاى ايشان پر خيرتر است و فرزند آورنده تر... حضرت رسول مى فرمود بهترين زنان شما زنى است که فرزند بسيار آورد و شوهر دوست باشد و صاحب عفت باشد و در ميان خويشان خود عزيز باشد و نزد شوهرش ذليل باشد... هر چه شوهر گويد شنود و آنچه فرمايد اطاعت کند و چون شوهر با او خلوت کند، آنچه از او خواهد مضايقه نکند. اما به شوهر برنياويزد که او را متکلف بر جماع بدارد... و بدترين شما زنى است که چون شوهر با او خلوت کند، مانند شتر صعب مضايقه کند از آنچه شوهر به او اراده دارد"

حليه المتقين، محمد باقر مجلسى ص ٦٩