زن در اسلام و قرآن محمد

بابک - حکمت
 

-سخنان محمد و امامهای شیعیان در باره زن که در کتب حدیث و اخبار و روایات اسلامی آمده :

 معمولا رسم بر این شده که مسلمین و مخصوصا آندسته از روشنفکران اسلامی که درصدد مترقی جلوه دادن سخنان محمد و امامانشان در باره زنان می باشند، سخنانی را از کتب حدیث و روایت می آورند که کمتر جای ایراد داشته باشد تا چهره آنان ارتجاعی نشان داده نشود . اما در همان کتب حدیث و غیره در کنار آن سخنان به اصطلاح خوب و اخلاقی ، سخنان ارتجاعی و زننده و توهین آمیزی نسبت به زنان وجود دارد که روشنفکران مسلمان آنها را ندیده میگیرند که برخی از آنها را در زیر می آوریم لازم به ذکر است که منبع این احادیث و روایات کتب از نظر شیعیان معتبری همچون،  اصول اربعه و وسایل الشیعه و بحار وحلیته المتقین و..... ، نوشته کلینی ،شیخ صدوق ، شیخ طوسی ، حر عاملی ، مجلسی و.....میباشد:  

= محکمترین سلاح شیطان زنانند _ زنان وسایط شیطانند که وسوسه و انحراف می یابد و مردان را اسیر بدبختی های دنیا و آخرت می نمایند _ قسمت اعظم جهنمیان زنانند _از جنس زن آنچنان بیمناکم که از شیطان زیرا در قرآن در باره کید شیطان میفرماید کید شیطان ضعیف است اما کید زن عظیم است _ در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم بیشتر مردم آن زنانند _ بیشتر زنان دوزخ آنها هستند که نا سپاس گله شوهر کنند و غیبت نمایند و طلاق بخواهند _ اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت _اگر زنان نبودند خدا چنانکه شایسته پرستش اوست پرستیده میشد _اگر زنان نباشند خدای متعال بدرستی و شایستگی عبادت می شود زیرا زن عامل اشتغال خاطر مرد است و در یک دل دو محبت نگنجد _ از زنان بد بخدا پناه برید و از نیکانشان بپرهیزید _برای مردان فتنه ای زیان انگیز تر از زنان نخواهد بود _خطر ناک ترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو _ زن از دنده ای خلق شده که به هیچوجه راستی پذیر نیست اگر با کجی او بسازی ساخته ای و اگر خواهی به راستی اش باز آوری او را می شکنی و شکستن طلاق دادن است_ من زنی را که از خانه خود دامن کشان برای شکایت از شوهرش بیرون شود را دشمن دارم _ندیدم کم خردی که خرد مندان را فریب دهد و عقلا را برباید مانند زن _حکایت زن پارسا در میان زنان چون کلاغ نشاندار است که یک پای آن سفید باشد _از گفتگو با زنان بپرهیز که هر وقت مردی با زنی خلوت کند ، قصد او می کند _ بهترین سرگرمی مومن شناست و بهترین سرگرمی زن دستگاه نخ ریسی است _

= سعادت و برکت زن برای مرد به  کمی مهر اوست و شومی زن برای مرد کثرت مهر اوست _بهترین زنان آنست که رویش خوبتر و مهرش کمتر است _از همه زنان پر برکت تر آنست که خرجش کمتر باشد _زن خوب آن است که گندم گون و دارای چشمهای غزالی و آهوئی باشد ،نرم پوست و بزرگ کفل و با ملاحت و جذاب و متبسم باشد چه زن جمیل دافع بلغم است _بهترین زنان زنی است که فرزند آور باشد _برترین زنان امت من زنی است که خوشرو تر و خوش منظر تر و کم مهرتر باشد

= پرهیز کن از اینکه با زنها مشورت کنی هما نا رآی و اندیشه زنان ضعیف و ناقص و عزم و اراده آنان سست و موهون است _ گروهی که زمام کار خویش به زنی بسپارند هرگز رستگار نمی شوند _ مردان که اطاعت زنان کنند به هلاکت افتند _با زنان مشورت نمائید که آنها در تشریک مساعی بذل سعی نمایند ولی بر خلاف گفته آنها عمل کنید!علی گفته : مردم زنها در ایمان و عقل کم بهره تر از مرد هستند اما نقصان ایمان آنها از حکم رفع نماز و روزه در حال حیض آشکار است و اما نقصان خردشان در قبول شهادت است که گواهی دو زن بجای یک مرد قبول است اما نقصان حقوق آنها بهره ارث آنها نصف مرد است_ صفات و شجاعت و سخاوت در مرد فضیلت است و در زن نیست _ 

=هر زنی که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه برگردد یا شوهر از او راضی شود _ زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند _خدمتی که به زن می کنی صدقه است _ زنان اسیران در دست شما هستند و مقدرات آنها بدست شماست _زنان اختیاری از خود ندارند و اسیر مردانند ، در باره آنها نیکی کنید_زن باید در حضور شوهر ذلیل و متواضع و منقاد باشد _زن باید سخن شوهر را بشنود و امر او را اطاعت کند و در خواسته او تمکین نماید _ محمد به فاطمه گفته ، اگر جایز بود بغیر خدا سجده کردن می گفتم زنان بشوهران سجده کنند _

=برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهی رنگ زشتی است _زن خوبروی نازا را واگذارید و سیاهی که فرزند بسیار آرد برگزینید _حصیری در خانه افکنده باشد بهتر از زن که عقیم باشد _ محمد به علی گفته ، با زن خودت در اول ماه و نیمه ماه و آخر ماه جماع مکن که ممکن است اولاد تو به مرض جنون یا جذام مبتلا شود _ بعد از ظهر جماع مکن که اولاد مات و متحیر و سبک مغز شود _ در شب فطر و شب اضحی و نیمه شعبان و شب 29 و 30 شعبان ، در زیر آفتاب و زیر درخت میوه دار جماع مکن که نقایص در اولاد پدیدار شود _ بین اذان و اقامه جماع مکن که اولادت حریص میشود _ محمد به علی گفته ، جماع شب اضحی فرزند را 4 و 6 انگشتی می نماید ،در نیمه شعبان جماع نباشد که صورتش پر مو میشود ،جماع درشبهای دوشنبه فرزند را حافظ قرآن و راضی به قسمت میسازد ، در آخر رجب موجب بهت و جنون فرزند میشود ، در شب سه شنبه شهید میگردد و رقیق القلب و سخی الطبع میشود ، شب پنجشنبه حاکم و عالم میگردد ، شب جمعه فقیه میگردد ،و عصر جمعه دانشمند و محقق میشود ، جمعه شب بخواست خدا از ابدال میگردد و در اول شب موجب سحر و توجه به دنیا می باشد .

امام صادق بنقل از صدوق گفته : کسی که میخواهد با زن خود برای اولاد ذکور مجامعت نماید دست راست خود را برچشم راست خود بگذارد و 8 مرتبه سوره انا انزلنا بخواند  پس از آن مجامعت کند بهمان اراده و هر روز صبح و عصر 7 مرتبه سبحان الله و 10 مرتبه استقفرالله و 9 مرتبه سبحان العظیم را بخواند _ علی گفته ، دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسیکه ولد زنا یا مادرش در حال حیض باوحامله شده باشد _ از امام صادق روایت شده، در وقت جماع سخن مگو که بیم لال شدن اولاد است ،و در آن وقت نظربفرج زن مکن که بیم کور شدن اولاد است و کراهت دارد رو به قبله جماع کردن _

کنیزان خویش را برای شکستن ظرفهایتان مزنید که ظرفها را نیز مثل مردمان اجل هاست _دو کسند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود ، بنده ایکه از آقای خود گریخته باشد تا هنگامیکه باز گردد و زنیکه نافرمانی از شوهر خود کرده باشد _بندگان خود را رعایت کنید هرچه میخورید به آنها بخورانید و هرچه می پوشید به آنها بپوشانید و اگر گناهی کردند که نمی خواهید ببخشید آنها را بفروشید و غذابشان ندهید _ در باره دو ضعیف خدا را در نظر بگیرید و رعایت حال آنها را بنمائید اول زن و دوم بندگان و مملوکان و غلامان که جز شما چشم عنایتی ندارند _

سخنانی که در بالا آمد آنقدر ارتجاعی ، بی محتوا ، احمقانه ، خنده دار ، خرافی ، بی ارزش و توهین آمیز نسبت به زن و انسانیت است که به هیچ وجه ارزش بررسی و نقد را ندارد .

4- کلیاتی از نظرات درباره زن که ریشه در قرآن و فقه اسلامی دارد و در میان مسلمین رواج داشته و دارد:

= زن، علیا مخدره ، جنس لطیف یا ضعیفه یا متعلقین یا منزل یا مادربچه ها  در زندگی جزء ملازم و لاینفک و دست آویز تمایلات مرد می باشد ، که به تنهایی انسان نیست بلکه با و بکمک یک مرد انسان میشود ، که کلیه مفاهیم حیات ، این نشئه دنیوی در سایه او ست ، که نفقه خوار و تابع مرد است که برای عشرت و تسکین خاطرو برآوردن حاجت و دفع غریزه جنسی مرد آفریده شده که فرزندان او را هم در رحم خویش بپروراند . لذا زن باید نیکو سرشت ، اصیل و با خانواده ، خوش خلق و جمیل باشد و پوشیده ، و عقیم نباشد، فریفته جاه و مقام و جمال و مال نگردد ،

و بعلت اینکه زن ، ضعف طبیعی دارد و ناقص العقل است و دقت نظر، تعمق، تفکر و تدبیر عمیق در او نیست و در چهار چوب احساسات گرفتار است  ، که برای همین خدا ولایت برصغار و رای در طلاق  را به او نداده و در شهادت و ارث و دیه نصف مرد حساب شده، و دارای صفاتی است همچون دروغگوئی، سخن چینی و غیبت ، بخل و رشک و حسد و تظاهر و خودنمائی و تقلید و چشم و هم چشمی ، دلربائی و طنازی و ناز و افاده وسست وفای دل شکن ، مکار و خود پرست ،آفت جان و مال ،... و نیز از وسایل تحریک شیطان است و سرچشمه فتنه و فساد  وچون باتلاقی سرکش ترین مردان را در خود فرو میبرد ،  بنا براین  برای اصلاح او و اطاعت و فرمانبرداری اش هیچ نیروئی قوی تر از دین و علل درونی نیست ، ضمن اینکه تأدیب او هم کار ساز است . تا اینکه از خانه بیرون نرود ، و بنحو احسن شوهر داری ، بچه داری ، خانه داری ، رفت و روب ، شستوشوی پخت و پز و مادری کند ، تا در مال و جان شوهر خیانت نکند ،و همیشه  در جهت بهره برداری جنسی و کامجوئی یک طرفه مرد ، با خوشرویی و طنازی آماده باشد ، خاطر شوهر را آسوده کند و به او آرامش دهد و در عین حال فرو دست و برده شوهر باشد .

= چند بیتی هم از شاعران پر آوازه در باره زنان :

- سعدی        چو زن راه بازار گیرد بزن               و گرنه تو در خانه بنشین چو زن

                 ز بیگانگان چشم زن کور باد             چو بیرون شد از خانه در گور باد

-کشکول از سلامان و ابصال -    در جهان از زن وفاداری که دید        غیر مکاری و عیاری که دید.

- نظامی        زن چیست نشانه گاه نیرنگ              در ظاهر صلح و در نهان جنگ

 

(( قبل از ادامه مطلب ، از کلیه خوانندگان و بخصوص دختران و زنان ، در باره نقل اینهمه مطالب و جملات توهین آمیز ازقرآن ، کتب مذهبی ،جامعه سنتی و مرد سالار در باره زنان پوزش می خواهم ))

5-چگونگی پیدائی بردگی زنان در خانه از نظر تاریخی :  یاد آور مشود که بینش مذهبی بما می آموزد که زن از اول پس از مرد قرار داشته ، در خلقت پس ازآدم ، حوا خلق شده ، زنان همیشه تحت نظر و سرپرستی مردان بوده اند . از زمان به اصطلاح آدم وحوا تا کنون ازدواج اخلاقی ، دینی و در یک شکل بوده و.. اماازاین افسانه های کودکانه می گذریم و به تاریخ  روابط و اشکال زندگی انسانها می پردازیم

جوامع مادر شاهی و پدر شاهی : انگلس در کتاب منشاء خانواده... به تفصیل در مورد وضعیت زنان درجوامع مادر شاهی و پیدایش بردگی زنان در جوامع پدر شاهی و اشکال عمده ازدواج در طول تاریخ ، مطالبی را نوشته که به اختصار به برخی از آن مطالب میپردازیم .

(( اینکه زن ، در آغاز جامعه ، برده مرد بوده ،یکی از مزخرفترین تصوراتی است که از عهد روشنگری قرن هجدهم بما رسیده است . زنان در میان تمام وحشی ها و تمام بر برها نه تنها موقعیت مستقل ، بلکه موقعیتی بسیار محترم داشته اند .))

همچنین در مورد روابط جنسی بشر و یا ازدواج نیز اکثر محققان تاریخ و جامعه شناس و باستان شناس به این نتیجه رسیده اند که در عهد قدیم روابط جنسی انسانها در داخل قبیله ها به هیچ قانون و قاعده ای مقید و محدود نبوده ، بطوری که هر زن به هر مرد و هر مرد به هر زن تعلق داشته است . یعنی نه تنها در آن دوران برادر و خواهر با یکدیگر زن و شوهر بودند بلکه در آن دوران اساسا فکر ( زنای با محارم) و قبیح بودن این عمل که امروزه ما بدان اعتقاد داریم وجود نداشت و امری طبیعی و معمولی بوده . در آن شکل از ازدواجهای گروهی درون قبیله ها که به جامعه مادر شاهی معروف است ، پدر فرزندان معلوم نمی شد اما مادر مشخص بود. و اصل و نسب و تبار از سوی مادر معین می شد ، بعدا در طی تاریخ ، در روابط جنسی زن و مرد محدودیتهائی پدید آمد ، یعنی به مرور زمان روابط بین والدین و فرزندان تحریم شد و بعدها روابط جنسی خواهر و برادر.

انگلس در جائی دیگر از آن کتاب در مورد برده شدن زن و برافتادن حق مادری در جوامع مادر شاهی می نویسد: ((برافتادن حق مادری - از بین رفتن تبار و نسب از جانب مادر -شکست جهانی ، تاریخی جنس مونث بود . مرد فرمانروائی خانه را نیز بدست آورد . زن تنزل مقام یافت ، برده شد ، بنده شهوت مرد و ابزاری صرف ، برای تولید فرزندان . این موضع تنزل یافته زن که بخصوص در میان یونانیهای عهد نیم خدایان ، و از آن هم بیشتر عهد کلاسیک ، به چشم میخورد به تدریج بزک شده و آراسته گشته و تا اندازه ای در لفاف شکلهای ملایم تری پیچیده شد ، اما بهیچوجه از بین نرفت .اولین اثر حکومت مطلقه مرد ، که اکنون پا برجا شده بود ، در شکل بینا بینی خانواده که اکنون ظاهر می شود - خانواده پدر سالار نشان داده میشود، صفت اصلی آن چند همسری- گو که بعدا چنین میشود - نیست ، بلکه سازماندهی تعدادی افراد ، تحت تقید و آزاد ، در یک خانواده تحت قدرت پدر سالارنه رئیس خانواده است . این رئیس خانواده ، در شکل سامی ، بصورت چند همسری زندگی میکند ، افراد تحت تقید، یک زن و چند فرزند دارد ، و هدف تمام سازماندهی ، نگهداری رمه و گله در یک منطقه محدود است.))

 در جائی دیگر می نویسد ((در مورد تساوی حقوق  مرد و زن در حین ازدواج هم وضع بهتر از این نیست ، نابرابری طرفین در مقابل قانون - که میراث شرایط اجتماعی گذشته است - نه علت ، بلکه معلول سرکوب اقتصادی زنان است . در خانواده اشتراکی اولیه که زوجهای متعدد و فرزندان آنان را در برمی گرفت ، اداره امور خانه که بعده زن بود ، همانقدر یک صفت عمومی و اجتماعا ضروری تلقی میشد که تهیه غذا بوسیله مرد. این وضع با پیدایش خانواده پدر سالار - و از آنهم بیشتر با خانواده فردی یکتا همسری - تغییر کرد . اداره امور خانه خصلت عمومی خود را از دست داد ، و دیگر امری نبود که مربوط به جامعه باشد که یک خدمت خصوصی شد . زن اولین خدمتکار خانگی گشت ، و از شرکت در تولید اجتماعی بیرون رانده شد . تنها ، صنعت بزرگ نوین ، راه تولید اجتماعی را بروی زن مجدد باز کرد ))

در مورد ازدواج و اشکال آن انگلس می نویسد : (( بنا براین سه شکل اصلی ازدواج وجود دارد ، که حدودا با سه مرحله عمده تکامل انسانی منطبق اند. برای دوران توحش -ازدواج گروهی ، برای بربریت -ازدواج یار گیری ، برای تمدن - یکتا همسری بانضمام زنا و فحشاء ، در مرحله بالائی بربریت ، بین ازدواج یارگیری و یکتا همسری ، فرمانروائی مرد بر بردگان زن و چند همسری خود را جا داده است . در حقیقت چند همسری از جانب مرد بطور وضوح محصول برده داری است و محدود به موارد استثائی می باشد. در خانواده پدر سالاری سامی ، فقط پدر سالار و حد اکثر یکی دو نفر از پسرانش چند همسر بودند. دیگران مجبور بودند که هر کدام به یک زن راضی باشند .امروزه نیز در سراسر شرق چنین است . چند همسری امتیاز ثروتمندان و بزرگان است . زنان را عمدتا توسط خرید بردگان زن بدست می آوردند . توده های مردم در حالت یکتا همسری بسر میبرند . ))

در مورد چند همسری و تعدد زوجات اشاره می کنیم که در جنگهای صدر اسلام ، زنانی که اسیرمیشدند بنام کنیز تبدیل به مایملکی برای ارضاء شهوات فاتحین می شدند . که در قرآن نیز اشاره شده که آنچه را مالک شد دستهاتان ... و معمولا بهترین زن به عنوان کنیز به محمد می رسید و بقیه یارانش نیز بترتیب زیبا ترین آنها را برای خود انتخاب میکردند . وجود برده داری و همچنین قوانین تعدد زوجات برای مردان در اسلام ، و کنیزانی که مردان می توانستند در اثر خریدن و یا جنگ بدست آورند . در کنار یکتا همسری ، که برای توده مردم وجود داشت، از ابتداء یکتا همسری را فقط برای زنان و نه مردان مهر زد. که تا امروز نیز این خصیصه خود را حفظ کرده است .

ببینیم انگلس در مورد یکتا همسری چه گفته : (( این شکل از خانواده متکی برتفوق مرد است . هدف آشکار آن تولیدفرزندان با ابویت مسلم است ،این ابویت برای اینکه فرزندان در زمان لازم بتوانند ثروت پدرشان را بمثابه ورثه طبیعی او به ارث ببرند ضروری است . خانواده یکتا همسر از لحاظ سختی بسیار بیشتر علائق ازدواج ، که دیگر اکنون نمیتواند  بدلخواه طرفین فسخ شود ، از ازدواج یار گیری متفاوت است . اکنون علی القاعده فقط مرد میتواند آنرا فسخ کند و زنش را رها کند.))

6-برابری و مساوات کامل و انسانی بین زن و مرد  در دنیای امروز :  

= انگلس در باره اخلاق سرمایه داری مذهبی در کتاب آنتی دورینگ نوشته :((...ولی اگر ملاحظه کنیم که هر سه طبقه جامعه مدرن ، اریستو کراسی فئودالی ، بورژوازی وپرولتاریا هر کدام اخلاقیات مربوط به خود را دارند ، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که انسانها آگاهانه و نا آگاهانه ، بالاخره بینش های اخلاقی خود را از روابط واقعی شان استنتاج می کنند  { نه از روی قوانین به اصطلاح ازلی ابدی کتب مذهبی }، ازروابطی که در آن شرایط طبقاتیشان نهفته است ، از مناسبات اقتصادی که طی آن تولید و مبادله می کنند . از لحظه ایکه مالکیت خصوصی بر اشیاء منقول شکل گرفته است ، باید در تمامی جوامعی که این مالکیت خصوصی معتبر{ و محترم } بوده ، این دستور اخلاقی وجود میداشت : نباید دزدی کنی . آیا این دستور به دستور اخلاقی جاودانی مبدل می شود ؟ به هیچ وجه . در جامعه ایکه انگیزه های دزدی برطرف شده باشد ، در جامعه ایکه دزدی حد اکثر فقط توسط بیماران روانی صورت می گیرد ، دیگر واعظ اخلاقی که بخواهد مرتبا حقایق جاودانی را موعظه کند که نباید دزدی کرد ، مورد تمسخر قرار می گیرد. بنابراین ما هر گونه ادعائی را که بخواهد یک جزم اخلاقی را بعنوان قانون اخلاقی ابدی ، قطعی و همواره لایتغییر را بما تحمیل کند ، به این بهانه که جهان اخلاقیات هم پرنسیب های پا برجائی دارد که ورای تاریخ و تفاوتهای خلقهاست ، رد می کنیم .{همانند قوانین اسلامی به اصطلاح ابدی در مورد زنان } برعکس ما ادعا می کنیم که تمام تئوریهای اخلاقی تاکنون ، سر انجام نتیجه ی شرایط اجتماعی ، اقتصادی همان مرحله است . و همانطوریکه جامعه تا به امروز بر اساس تضاد طبقاتی در حرکت بوده ، همانطور هم اخلاق ، اخلاق طبقاتی بوده که یا تسلط و منافع طبقاتی طبقه حاکم را توجیه کرده و یا اینکه هنگامیکه طبقه تحت ستم به اندازه کافی قوی بوده ، نا رضایتی علیه این تسلط و منافع آینده زحمتکشان را نمایندگی نموده است.

اینکه در مورد اخلاق، نظیردیگر بخش های شناخت انسانی ،پیشرفتی صورت پذیرفته بهیچ وجه مورد شک و تردید نیست . ولی ما هنوز از اخلاق طبقاتی بر تر نرفته ایم . اخلاقی که ورای تضاد طبقاتی و ورای خاطره ی این تضاد باشد . اخلاقی واقعا انسانی ، فقط در آن مرحله اجتماعی میسر است که نه تنها تضاد طبقاتی مرتفع ، بلکه همچنین این تضاد در عملکرد زندگی فراموش شده باشد .))

= بنا براین برایمان روشن میشود که علت اصلی و واقعی نا برابری زن و مرد، بی حقوقی زنها و اسارتشان توسط مردان در جوامع طبقاتی و مذهبی  ، علت جسمانی و یا روانی ندارد و مربوط به قراردادی خدائی و ازلی و ابدی نیست ، بلکه علت آن در ماهیت نظام های طبقاتی بهره کشی و امروزه بویژه سرمایه داری و در استقرار مالکیت خصوصی بر و سایل تولید نهفته است .

در این باره لنین می گوید (( زن این جنس ستمدیده تحت انقیاد اقتصادی سرمایه داری است . مهم نیست تا چه حد دمکراسی موجود باشد . زن یک برده خانگی ، برده زنجیر شده به اتاق خواب ، بچه داری و آشپزخانه باقی می ماند. )) در نظامی که مالکیت خصوصی و مذهب حاکم است ، ازدواج میتواند بصورت یک قرارداد تجارتی و جود داشته باشد ، برای مثال : نامزد کردن کودکان ، ازدواج زوجهای با اختلاف سنی بالا ، ازدواج های اجباری ، خرید و فروش دختران ، ازدواج با جهیزیه و مهریه و شیربها ، انتخاب عروس و داماد بر مبنای اقتصادی ، در آمد ، موقعیت و مقام اجتماعی و شغلی و طبقاتی ، ازدواجهائیکه بر مبنای قدرت پدر و اعمال نظر او صورت می گیرد و....

و اما اینها به هیچ وجه نمی توانند قوانین ابدی بمانند و با سیر حرکت جامعه و تغییر نظام حاکم همواره تغییر می یابند . و یا برای مثال حق طلاق بمانند قدیم نمی تواند در بست در اختیار مردان باشد ولی در شرایط کنونی نیز بقول لنین ((...در جامعه تحت سرمایه داری حق طلاق بدون استثناء مثل همه حقوق دمکراتیک دیگر ، مشروط ، محدود ، تشریفاتی ، تنگ و فوق العاده مشکل برای تحقق است )) و فقط روزی تغییر واقعی می کند  و زنان و مردان از حقوقی برابر در طلاق برخوردار میشوند که نظام نوین سوسیالیستی واقعی ، جایگزین مالکیت خصوصی گردد .

تساوی طلبی زن و مرد نباید ظاهری و شعاری باشد بلکه باید بطور واقعی و در زمینه های حقوقی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هم تحقق یابد . لنین می گوید (( شگفت نیست که زنان را بردگان خانگی می نامند ، موقعیت اجتماعی زنان در همه کشورهای متمدن ، حتی پیشرفته ترین آنها چنین است . زنان از برابری کامل حقوق در هیچ دولت سرمایه داری، حتی آزاد ترین جمهوریها بهره مند نیستند.))

بنا براین زنان که در طول تاریخ پر فراز و نشیب زندگی بشری و با پیدایش طبقات ، همواره اسیر ستم کشی دو گانه ای بوده اند و از آن رنجها دیده اند ، یعنی از سوئی همانند مردان فرو دست ( بردگان ، دهقانان ، کارگران و دیگر زحمتکشان ) مورد استثمار طبقات فرادست ( برده داران ، فئودالها ، سرمایه داران و تجار ) جامعه قرار گرفته اند و از سوئی بوسیله شوهران و پدران و برادران خویش و یا برخی سنتهای مذهبی و خرافاتی و نادرست و ظالمانه جوامع مورد بهره کشی و ستم قرار گرفته اند ، فقط در نظامی که اثری از این طبقات بالادست و سنتهای نادرست  نباشد ، یعنی فقط در نظام سوسیالیستی است که به آزادی و رهائی واقعی دست می یابند .

= باید ستم کشی و بی حقوقی و تبعیض علیه زنان  از بین برود ، باید همه محدودیتهای حقوقی زنان در مقایسه با مردان لغو گردد . برابری کامل زن و مرد در انتخاب کردن و انتخاب شدن در هر ارگان و در مصادر اجرائی و قضایی تضمن شود . باید تک همسری هم برای مردان و هم برای زنان تنها نوع ازدواج قانونی باشد . زن و مرد باید از آزادی کامل و برابر درازدواج برخوردار گردند .باید ازدواج دختران و پسران زیر 18 سال ممنوع گردد . باید اساس ازدواجها و تشکیل خانواده به اراده خود طرفین باشد و نه بر اساس فشار و اجبار پدر و در نظر نگرفتن رای طرفین و زور و ملاحظات مادی و اقتصادی . برابری کامل زن و مرد در امر طلاق و تکفل فرزندان باید جایگزین قوانین یک طرفه در اینمورد شود . برای از بین بردن تمامی تبعیضات بر زنان در هر یک از شئون اجتماعی ، باید خواست جدائی مذهب از دولت همراه باشد . و تمامی تبعیضاتی که در مورد زنان به استناد قوانین شرعی صورت می گیرد نظیر تعدد زوجات و بردگی در خانه لغو شود . برای رفع ستم کشی زنان باید با ایجاد رختشویخانه ، غذا خوری ، مهد کودک ، شیر خوارگاه و از این نوع اماکن در محلات مسکونی ایجاد گردد تا به فشار کار خانگی زنان کاهش داد . باید مزد برابر برای کار برابر به زنان و مردان تعلق گیرد و تبعیضات موجود از بین برود . و با اجرای بسیار دیگر از این موارد میتوان از تساوی حقوق زنان با مردان بطور کامل و برابر سخن گفت .

 تهران سال1386


صفحه اول | در باره ما تماس با ما

Copyright © bikhodayan.com