|
زنده باد بى خدايى!
اعظم کم گويان خدا افسانه است و آينده بشريت در دستهاى خود اوست. انسانها نه مخلوق خدا که جزيى از طبيعت اند و در آن رشد و تکامل يافته اند. معنى و مفهوم حيات و زندگى را انسان آفريده است. انسان با کار و عملش و با تعقلش، حيات زمينى و زندگى را خلق مى کند. خدا نيروى موهومى است که قدرت و عظمت آن به اندازه مجهولات و ناتوانيها و جهل بشر است. گويا خدا آفريننده و ماورا و مافوق انسان و طبيعت، و قادر و عالم بر همه چيز است، اما شناخت عقلايى بشر تماما به انکار آن حکم مى کند. بى خدايان بجاى پرستش خدا، انسان همنوعشان را دوست دارند. بى خدايان براى اميد، زندگى و آينده تلاش و تقلا مى کنند و خدا و کشيش و آخوند و خاخام ذلت و عجز بشر و فرار بسوى مرگ را تبليغ مى کنند. بهشت انسانها بايد در همين دنياى فعلى و زندگى جارى ساخته شود و همه مردم بايد از زندگيشان لذت و بهره ببرند. انسان يکبار زندگى مى کند و بايد زندگيش را با تصميم خودش و با سربلندى و لذت و خوشى سپرى کند. بجاى کليسا و مسجد و کنيسه بايد مدرسه، پارک و تفريحگاه و مهد کودک ساخت. در همين جهان و همين زندگى جارى بايد خوش بود و زندگى کرد. دين ضد علم است و دگم هاى مذهبى را با هيچ ترتيبى و از طريق هيچ متد علمى نمى توان ثابت کرد. دين دشمن علم است. آخوند و خاخام و کشيش با اشاعه جهالت و کوردلى در بين مردم، زندگيشان را مى گذرانند و خود جاهل ترين و بى شعور ترين افراد روى زمين اند. با اينحال از برکت دين از ثمره زندگى بقيه مردم استفاده مى کنند و فربه و پروار مى شوند! طبقات دارا و دولتشان، کليساها و مساجد و کنيسه ها را از پرداخت ماليات معاف کرده و مردم را وادار مى کنند ماليات بيشترى بپردازند. آخوند و کشيش و خاخام بايد مثل همه کار کنند و از آنها براى هر يک شاهى ثمره دسترنج مردم بايد حسابرسى شود، بايد ماليات بدهند و در تلاش عمومى و زندگى اجتماعى شرکت کنند. کليسا، مسجد و کنيسه به مردم ديکته مى کنند (البته بعد از رسانه ها) که چه بخورند، کى بخورند، چه بخوانند و چه چيزى را مجازند در تلويزيون و سينما ببينند يا نبينند. اينها قوانين ازدواج، طلاق، رابطه زن و مرد و مسائل جنسى را تعيين و به مردم حکم مى کنند. اينها مانع آموزش جنسى و گسترش دانش جنسى مردم و توزيع وسايل جلوگيرى از باردارى مى شوند. ازدواج و طلاق و روابط جنسى مردم و قوانين مربوط به آنها بايد براساس تمايلات و نيازهاى مردم و تامين حداکثر رفاه، شکوفايى و برابرى آنها تعيين شوند و دست کليسا و کنيسه و مسجد و معبد بايد بکلى از تصميم گيرى در اين موارد کوتاه شود. بشر بايد حداکثر آگاهى و دسترسى به اطلاعات مربوط به پروسه هاى فيزيکى و سکس و مسائل جنسى را داشته باشد و کنترل خدا بر اين زمينه ها را کنار بزند. خاخام ها و يهوديان مومن روزانه چند بار خدايشان را شکر مى کنند که آنها را زن خلق نکرده است. کشيشان و کاردينالها با وجود لگامى که مردم به آنها زده اند هنوز هم به حقوق اوليه زنان و کودکان دست درازى مى کنند، حجت الاسلام ها را هم همه مردم در بيست و چند سال گذشته ديده اند. زنان و کودکان بيشتر از همه از بى خدايى و خشک کردن ريشه خدا و مذهب و کليسا، مسجد و خاخام و معبد نفع مى برند و واقعا از شر خدا و مذهب و مشيت الهى خلاص مى شوند. اگر ردپاى خدا و تعاليم ضد زن، ضد علم و ضد زندگى و شکوفايى بشر از سيستم آموزش و پرورش و کتابهاى درسى پاک نشود، خرافات و تبعيض در زندگى مردم توليد و بازتوليد مى شود. اگر دست خدا و نمايندگان آن از دولت و نهادهاى تصميم گيرنده قطع نشود، باز هم جهل و قساوت الهى بر سر مردم حاکم خواهد ماند. اگر خرافات و احکام عتيقه اسلام، مسيحيت و يهوديت و .. با بحثهاى علمى، افشاگرانه و قانع کننده جواب نگيرد، باز هم خدا اما اين بار در چهارديوارى خانه هاى مردم، آنها را تحميق و خرفت مى کند. با خدا و دين نه فقط بعنوان "افيون توده ها"، "روح جهان بى روح ما" و "مخلوق انسان در تنگنا افتاده"، بلکه بعنوان يک دستگاه تمام عيار آدمکشى و قساوت و خونريزى بايد درافتاد و مغلوبش کرد. بشر فقط با رهايى از شر قدرت سياسى نمايندگان خدا در روى زمين، با کوتاه کردن نفوذ آنها در زندگى اجتماعى خود و با ساختن جامعه اى باز، مرفه و آزاد مى تواند ريشه خدا و نفوذ کليسا و مسجد و کنيسه را خشک کند. اگر جهل نسبت به طبيعت و ضعف در برابر قدرت قهار آن، خدايان را خلق کرد، رفاه مادى و برابرى انسانها و آگاهى آنها، قدرت قاهر خدا و خدايان را نابود مى کند. اگر ناتوانى انسان در مقابل فقر و بيکارى و ناامنى اجتماعى خدايان يا خداى واحد را ابقا کرد، برابرى و رفاه انسان و اراده و کنترل او بر زندگى و مقدراتش، خداپرستى و اديان را به زوال مى کشاند. راه خلاصى از بن بست کور ايمان دينى، روى آوردن به تلاش و مبارزه براى خلق يک زندگى پر لذت انسانى و بهره گرفتن از زندگى، همين امروز و همين جاست. دين و خداپرستى تا همين حالا زندگى ميليونها انسان را تباه کرده است. اينکه دنياى امروز با دين اشباع شده درست مانند اين است که در خيابانها نفت و بنزين ريخته شده که فقط منتظر کشيدن کبريت است، يا خيابانها با اسلحه هاى آماده شليک پر شده است. دين مرگبار و کشنده است و بى خدايى يک ضرورت است. بى خدايى و تلاش براى بالا بردن شان و حقوق زن و مرد و کودک درست در نقطه مقابل خداپرستى و خرافات و بى شخصيتى انسان است. زنده باد بى خدايى! زنده باد بى خدايان ماترياليست و مارکسيست که مى کوشند با خدا و مذهب در بيفتند و بهشت و زندگى انسانى را در همين دنياى فعلى بسازند! ما بى خدايان بجاى پرستيدن خدا، همنوعان خود را دوست داريم. بجاى مذهب آسمانى ما به بهبود زندگى زمينى انسانها، زن و مرد و کودک علاقمنديم. ما بى خدايان بى پايگى خداى ماورا انسان و ماورا طبيعت را جسورانه افشا مى کنيم. بدون خدا و دين جهان جاى بهترى براى زندگى کردن است! بدون خدا و دين انسانيت آسوده مى شود!
|
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © bikhodayan.com