|
تعقیب و آزار به اتهام جادوگری در اروپای 1750-1450 و امروز
تحقیق و تالیف: آدام جونز منتشره از: دیده بان قتل عام جنسیتی ترجمه و تلخیص: اعظم کم گویان قسمت دوم جزوه دست نویس "چکش جادوگران" Malleus maleficarum)) راهنمای عمل موثر و با کاربرد وسیعی بود که توسط مراجع انگیزاسیون دستگاه کلیسای کاتولیک در 1486-1485 منتشر شد. این جزوه زن ستیزی آن زمان را بصورتی کلاسیک بیان می کند. مولفین این جزوه می نویسند: "همه شرارتها و زشت خوئی ها در مقابل شرارت و زشت خوئی زنان چیزی نیستند... زن چه چیزی غیر از خیانت به دوستی بجز مجازاتی غیر قابل فرار بجز شیطانی واجب الوجود بجز یک وسوسه طبیعی بجز یک بلای خواستنی بجز یک خطر خانگی بجز یک طبیعت شیطانی و بجز یک زیان دلپسند با رنگهای دلچسب می تواند باشد؟ ... زنان ابزار شیطان هستند طبیعتا شهوانی اند نقصانی ساختاری اند که ریشه در خلقت اولین دارند. (به نقل از کاتز: هالاکاست در متن تاریخی جلد اول صفحه 438-439) بن یهودا می گوید: "اهمیت جزوه "چکش جادوگران" فوق العاده بوده است: "موثرترین راهنمای عمل که وسیعا به کار برده می شد و .... نقوذ بیش از اندازه آن نه فقط بدلیل اتوریته مراجعی که آن را تالیف کرده بودند بلکه بدلیل پخش وسیع آن بود. این جزوه یکی از اولین جزواتی بود که با دستگاه چاپ تازه اختراع شده در آن زمان منتشر گردید. پشتوانه اخلاقی این جزوه یک دوره دهشتناک و بی پایان از رنج و عذاب و شکنجه و پایمال کردن انسانیت هزاران زن را فراهم نمود. (بن یهودا: جنون ضد جادوگری اروپا ص 11) بسیاری از صاحب نظران استدلال کرده اند که زنانی که تابع نورمهای مردسالارانه نبودند بخصوص زنان مسن که خارج از پارامترهای خانواده پدر سالار آن زمان زندگی می کردند بیش از همه در معرض اتهامات جادوگری قرار می گرفتند. " اطلاعات محدودی که ما در مورد سن جادوگران داریم .... نشان می دهد که اکثریت عمده ای از جادوگران مسن تر از 50 سال بوده اند که این سن در ابتدای عصر مدرن سن بسیار بالاتری از آنچه که امروز هست در نظر گرفته می شد. (برایان پی. لیواک: تعقیب جادوگران در اوایل اروپای مدرن ص 129) کاتز می نویسد: "علت این همسویی سنی زنان با مساله جادوگری واضح است. این زنان بخصوص زنان مسن هرگز بچه دار نشده بودند زنانی بودند که مشکل بتوان آنها را در سیستم پدرسالارانه ارزشهای اجتماعی حاکم ادغام کرد و یا درک نمود." (هالاکاست در متن تاریخی جلد 1 صفحات 469-468 ) با افزایش تعداد بیشتری از زنان که مستقل از مردان به سن بالا می رسیدند همسایگان آنها را بعنوان سربار تلقی می کردند: "زنانی که بعنوان جادوگر شناخته می شدند از همسایگان برای خود و خانه شان جیزهایی طلب می کردند و نمی توانستند در ازای آنها به همسایگانشان چیزی بپردازند. همسایگانی که خود وضع کمی بهتری از آنها داشتند. با نگاه کردن به آنها بعنوان سربار مالی - همسایگان این زنان را منشا خشونت کلامی و منبعی برای خطر و تهدید نسبت به خود می دیدند" (دبورا ویلیس: تعقیب جادوگران و قدرت مادرانه در اوایل انگلستان مدرن ص 65) نظریه ای که توسط باربارا ارنریش و دریدا انگلیش در جزوه "جادوگران قابله ها و پرستاران" در 1973 نئوریزه شده مطرح می کند که قابله ها بطور اخص بعنوان جادوگر نگریسته می شدند. این نکته بطور محکمی در تحقیقات بعدی که خلاف آن را نشان می دهد – رد شده است: "یک قابله دارای مجوز کار در واقع خطر تعقیب شدن فرد بعنوان جادوگر را کاهش می داد" و " قابلگان معمولا به کسانی که در تعقیب جادوگران بودند کمک می کردند نه اینکه خود قربانی آنها بشوند." (گیبونز: نحولات اخیر ... و دایان پرکینز: جادوگر در تاریخ) رویهمرفته حدود 80-75 درصد کسانی که در ابتدای اروپای عصر مدرن متهم و محکوم به جادوگری شدند زن بودند. طبق همین حکم رابطه ای که کریستینا لارنر بین تعقیب جادوگران و تعقیب و آزار زنان برقرار می کند – این نتیجه گیری که تعقیب جادوگری مرتبط به جنس طنان بوده کاملا معقول بنظر می آید. نباید از مساله تعقیب جادوگران به نتیجه گیری ساده انگارانه جنگ جنسیتی رسید یا اینکه مردانی را که به جادوگری متهم و محکوم شدند را نادیده گرفت. منظور تاکید بر این نکته است که این واقعیت که متهم شدگان به جادوگری غالبا زن بوده اند باید بخش عمده هر تحلیلی در این مورد را تشکیل بدهد" (لارنر: دشمنان خدا- تعقیب جادوگران در اسکاتلند ص 3) رابین بریگز نتیجه گیری می کند که 20 تا 25 درصد اروپائیانی که بخاطر جادوگری در بین قرنهای 17-14 اعدام شدند مرد بودند. تفاوتهای منطقه ای قابل توجه هستند. فرانسه یک استثنای خیره کننده نسبت به الگوی عمومی و وسیعتر است چون در بخش اعظم این کشور بنظر می آید که جادوگری هیچ ربط روشنی به جنسیت نداشته است. از تقریبا 1300 پرونده جادوگران که برای فرجام به پارلمان فرستاده شدند بیش از نیمی- پرونده های متهمین مرد بودند. بخش عمده این مردان دهقانان فقیر و صنعتگران بودند که این نمونه متناسبی از قشربندی جمعیتی معمولی آن زمان بود. بریگز می افزاید که: نمونه های افراطی در مناطق پیرامونی اروپا وچود داشته که در آنها از جمله در ایسلند مردان در 90 درصد موارد و در استونی 60 درصد و در فنلاند در 50 درصد موارد مورد تعقیب و آزار بودند. چند نفر مردند؟ گیبونز اشاره می کند که تغییرات شدید متاخر در مورد تعقیب و آزار عظیم جادوگران در زمینه میزان مرگ آنها بوده است. وی طرح می کند که تا قبل از اواسط دهه 1970 که تحقیقات کاملی در مورد مدارک محاکمه ها به عمل آمد –اطلاعات در مورد میزان مرگ ها 100 درصد مبتنی بر حدس و گمان بود. رابین بریگز می نویسد: "در جنبش فمینیستی و جنبش های بر محور جادوگری- افسانه ای هست بسیار موثر که می گوید 9 میلیون زن بعنوان جادوگر در اروپا سوزانده شدند که آن را قتل عام جنسیتی نامیده اند و نه قتل عام علی العموم." (به نوشته مستند "دوران سوزاندن" رجوع کنید) اما این در واقع برآوردی است ضربدر 200 – چون تخمینهای مدرن ومنطقی اخیر حاکی از آن است که حدودا 100 هزار محاکمه و دادگاه بین 1450 تا 1750 برگزار شد و حدود 40000 تا 50000 اعدام صورت گرفته که بین 20 تا 25 درصد این مقدار – مرد بوده اند. بریگز می افزاید که این ارقام دهشتبار هستند اما آنها را باید در متن و زمینه ای گذاشت که احتمالا شدیدترین دوران مجازات اعدام در تاریخ اروپا بوده است." (بریگز: جادوگران و همسایگان ص 8) کتاب برایان لیواک "تعقیب و آزار جادوگران در اوایل تاریخ مدرن اروپا نتیجه گیری مشابه بالا را در مورد میزان اعدام ها ارائه می کند. لیواک مطالعات منطقه ای را بررسی کرده و به این نتیجه می رسد که حدود 110 هزار محاکمه جادوگران برپا شده بوده است. بطور متوسط 48 درصد محاکمه ها به اعدام منجر می شده اند و از این رو او نتیجه می گیرد که 60 هزار جادوگر مرده اند. در هر حال حتی این ارقام هم باید بعنوان قتل عام جنسیتی زنان در نظر گرفته شوند چون بطور انتخابی و در ابعاد وسیع- زنان را آماج کشتار مرگبار خود قرار داده است. در هیچ دوره ای از تاریخ اروپا – زنان بالغ چنین نقشه مند و در این مقیاس وسیع مورد آزار و شکنجه و نابودی قرار نگرفته بوده اند. ادامه دارد |
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © bikhodayan.com