|
تعقیب و آزار به اتهام جادوگری در اروپای 1750-1450 و امروز
تحقیق و تالیف: آدام جونز منتشره از: دیده بان قتل عام جنسیتی
ترجمه و تلخیص: اعظم کم گویان قسمت اول خلاصه: بمدت سه قرن از ابتدای تاریخ مدرن اروپا قلب جوامع گوناگون این قاره را ترس و هراسی از باصطلاح جادوگران و ساحره ها فرا گرفته بود. تعقیب و دستگیری جادوگران بخصوص در اروپای مرکزی منجر به محاکمه شکنجه و اعدام دهها هزار انسان که قربانی این مساله شدند – گردید. سه چهارم این قربانیان زن بودند. نه قبل و نه پس از آن زمان زنان اروپایی چنین هدفمند در معرض آزار و کشتاری اینگونه وسیع قرار نگرفته بودند. زمینه ها: تعقیب جادوگران در اوایل تاریخ مدرن اروپا در مقابل تحولات سریع اجتماعی اقتصادی و مذهبی بوقوع پیوست. همانطور که در مطالعه موارد تعقیب و محاکمه ساحره ها در تاریخ مدرن امروز خواهیم دید این فضا که مشتمل بر رواج بیماریهای اییدمیک و بلاهای طبیعی بود تقریبا همیشه در محور هر نوع ترس و هیستری عمومی قرار دارند. تحلیل جنی گیبونز تعقیب جادوگران را با سایر پانیک ها و ترس های اوایل تاریخ مدرن اروپا به هم مربوط و با هم مورد مطالعه قرار می دهد. روش برخورد سنتی (و تولرانت) به جادوگری و ساحرگی در قرن 14 و با پایان قرون وسطی شروع به تغییر کرد. اروپا در ابتدای قرن 14زیر سبطره و فشار موجی از شایعه – ترس قرار داشت. باصطلاح توطئه های بدخیمانه (یهودیان جذامیان مسلمانان و یهودیان و جادوگران) در تلاش بودند تا امپراطوری مسیحیت را از طریق جادوگری و مسموم کردن نابود کنند. پس از مصیبت و بدبختی ناشی از مرگ سیاه (طاعون غده ای) (1349-1347) این شایعات بشدت گسترده شده و بر جادوگران و "پخش کنندگان طاعون" متمرکز شد. موارد جادوگری بتدریج اما مستمرا طی قرون 14-15 افزایش یافت و اولین محاکمه وسیع در قرن 15 برپا شد. در آغاز قرن 16 با اولین موج تکان ناشی از رفورماسیون – تعداد محاکمه های جادوگران کاهش یافت. سپس در حدود 1550 تعقیب و آزار سیری صعودی یافت. آنچه که ما بعنوان "زمان سوزاندن" می شناسیم پانیک ها و جنونها و هیستری عمومی در جامعه – اساسا در یک قرن یعنی از 1550-1650 اتفاق افتادند. در قرن 17 تعقیب وسیع جادوگران سریعا پایان یافت. محاکمه ها پس از 1650 روبه افول گذاشت و تا آخر قرن 18 کاملا ناپدید شده و رخت بربستند. (گیبونز: تحولات اخیر در مطالعه جادوگری در اروپا) اشاره گیبونز به رفورماسیون به ما خاطر نشان می کند که تلاقی مابین کاتولیسیسم دستگاهی و نهادی و پروتستانیسم – در زوال ثبات جهان بینی که تا آن زمان حاکم بود – نقش داشت و نهایتا منجر به پانیک و سو ظن و عدم اطمینان شدیدی از جانب مراجع هم کاتولیک و هم پروتستان گردید. ناکمن بن یهودا می نویسد: "این به ما کمک می کند که درک کنیم چرا فقط کشورهایی که سریعا در حال توسعه و تغییر بودند – جایی که کلیسای کاتولیک ضعیف ترین بود – دچار جنون مرگبار تعقیب ساحرگی و جادوگری شدند. (مانند آلمان و فرانسه و سویس). در کشورهایی که کلیسای کاتولیک قوی بود (اسپانیا ایتالیا و پرتقال) بندرت جنون ضد جادوگری بوقوع پیوست... رفورماسیون بطور قطع اولین مقطعی بود که کلیسا را ناچار کرد که در مقیاسی وسیع با تهدیدی که علیه موقعیت و مشروعیتش روی داده بود – دست و پنجه نرم کند. اما بن یهودا اضافه می کند که: "پروتستانها با همان حرارت کاتولیک ها جادوگران و متهمان به جادوگری را مورد آزار و تعقیب قرار می دادند ... هم پروتستانها و هم کاتولیک ها بدلیل احساس ترس و خطر دست به این تعقیب و آزار گستره می زدند." قابل توجه است که اوج و شدت جادوگری با پایان یافتن جنگهای سی ساله (صلح وستفالی 1648) رو به کاهش گذاشت. پایان جنگهای سی ساله به پلورالیسم مذهبی و دینی رسمیت و مشروعیت داد. (بن یهودا – جنون ضد جادوگری در اروپای قرون 14-17: یک دیدگاه جامعه شناسانه – زورنال جامعه شناسی آمریکا شماره 86 زوئیه 1980 ضفحات 15 و 23) قتل عام جنسیتی آزار و تعقیب جادوگران بمدت سه قرن عروج و افول داشت و در طول سه قرت دارای افت و خیز بود. "نرخ تعقیب و ازار جادوگران بسیار متفاوت بود از جایی مانند آلمان با بالا ترین میزان یعنی 26 هزار مرگ تا در ایرلند با 4 مورد" (گیبونز کتاب تحولات اخیر ...) علیرغم دست اندر کار بودن مراجع کلیسایی در تعقیب و آزارهای بیرحمانه - بخش اعظم ساحرگان و متهمین به جادوگری توسط دادگاههای غیر مذهبی محکوم می شدند" دادگاههای محلی ای با همان حرارت و تعصب شدید در تعقیب و آزار متهمین به جادوگری و ساحرگی" (گیبونز همانجا) روش استاندارد محاکمه جادوگران در بسیاری از کشورها تشکیل تریبونالهای تحقیق در مورد متهم و بازجویی کردن آنها بود و در برخی نقاط اروپا (انگلستان) شکنجه بندرت بکار برده می شد اما در مناطقی که تعقیب جادوگران شدیدتر بود –شکنجه بخش استانداردی در بازجویی ها بود. روشن است که تعداد زیادی از متهمین که به جادوگری "اعتراف می کردند" تحت شکنجه های شدید و بیرحمانه ناچار به این "اعتراف" شده بودند. حدود نیمی از جادوگران به کمتر از اعدام محکوم می شدند. نیمه بدبخت و بدشانس دیگر عموما در ملاعام بطور دسته جمعی روی آتش سوزانده و یا به دار آویخته می شدند. زن بودن تضمین می کرد که متهم حتما مورد سو ظن و اتهام قرار بگیرد. همانطور که استیون کاتز می گوید: "داده های آماری روشن می کند که بیش از9 /99 درصد زنانی که طی این سه قرن از تعقیب و آزار جادوگران زندگی می کردند مستقیما توسط نیروی پلیس دولت یا پلیس کلیسا مورد آزار قرار نگرفتند اما نخبگانی که در راس دولت و کلیسا قرار داشتند در صورتی که می خواستند- بخوبی زنان را مورد اذیت و شکنجه قرار می دادند. (کاتز هالاکاست در متن شماره 1 صفحه 503) کلیه متهمین به جادوگری زن نبودند معهذا کاتز معتقد است که تعقیب و اذیت متهمین به جادوگری و جادوگران نمونه روشنی از "کشتار و قتل عام جنسیتی" بوده است. ( همانجا ص 503) کاتز می افزاید: "کل شواهد و مدارک موجود صاف و روشن نشان می دهد که رشد ترس و پانیک در جنون ساحرگی و جادوگری از انگشت نما کردن و مورد تهدید قرار دادن زنان غیر قابل تفکیک بوده ... تاریخا اعتقاد به قدرت زنان و شیطان نهفته در وجود آنان با ساحرگی و جادوگری آنها یکی گرفته می شده است. گرچه مردان هم جادوگر بودند – وقتی که جنون ضد جادوگری شتاب گرفت و پس ازسال 1500 یک پدیده عمومی و همه گیر شد اولین هدف حمله و اولین قربانیان آن – زنان جادوگر و متهم به جادوگری بودند. در واقع می توان قویا گمان کرد که تبدیل شدن تعقیب جادوگران به یک هیستری عمومی زمانی مقدور شد که زنان را مستقیما هدف خود قرار داد. (همانجا ص 433 و 436) کاتز عمق این زن ستیری را از طریق مقایسه آن با آنتی سمیتیزم (ضد یهودی گری) نشان می دهد: درک و برداشت قرون وسطایی از زنان با برداشت قرون وسطایی از یهودیان مشابهت های زیادی دارد. در هر دو مورد نسبت دادن دیرپای قدرت فراوان سری و مضر به زنان و یهودیان وجود دارد. زنان را جادوگر می خواندند چون ترس دیرپایی داشتند از قدرت کنترل آنان بر مردان و جامعه مردسالار مسیحی. زنان را منشا و سرچشمه قدرتهای مخرب و منفی برای مردان و جامعه تلقی می کردند. زنان مانند یهودیان از "چپ" یا از طرف نحس آدم متولد شده اند. ادامه دارد |
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © bikhodayan.com