ناجی خود ما انسانها هستیم خدایی درمیان نیست

 

گفتگو با آزاد زمانی

بی خدایان:  چرا دين در بين مردم نفوذ دارد؟

آزاد زمانی: دین یک پدیده اجتماعی است مانند دیگرپدیده های جامعه بشری، مثل فقر، جنگ واعتیاد. بااین تفاوت که دین درلباس معنویت وروحانیت برسایر پدیده ها اعمال نفوذ می کند وسیطره دارد. ناتوانی های انسان را بر دیگرپدیده ها طبیعی واجتماعی توجیه می کند. دین چیزی غیراز "خود فریبی" انسان دربرابر ناتوانی های خویش نیست. هنگامی که انسان دربرابر قدرت های مافوق خویش مستاصل می شود درذهن وخیال خویش چاره اندیشی می کند دنبال راهی میگردد راهی که درنهایت به ماورای خویش وغیرقابل دسترس است. درمواجه شدن با وقایع ودیگران تصورات خود را بازگو میکند ودیگران را به تمکین وباورکردن آنچه که درذهنش پرورانده است تعقیب می کند.دین جهانی بینی فرا مادی انسان برای تفسیر ناتوانی ها خویش است در ورای واقعیات عینی متدین و متصور قدرقدرت می شود. این پروسه خود منجر به سالک ومسلک پروری می شود.سنت و روش می شود. تولید وبازتولید می شود. آموزش داده می شود وبصورت امروزی دین درابعاد زندگی افراد جامعه نفوذ میکند. دین، دستگاه تعقیب انسان به ایمان آوردن به ناتوانی هایی خویش است. کارکرد دین "خود فریبی وتمکین" است.

اگر از نگاه جامعه شناسی به بررسی چون و چرای نفوذ دین بپردازید متوجه خواهید شد که دین چه معجونی بدرد نخور و سحر آمیز درزندگی اجتماعی است. پدیده ای غیر قابل اندازه گیری و ملموس است شبحی که بر زندگی افراد جامعه سایه افکنده است وبشریت را مرعوب خود کرده است.

همه جا سایه افکنده است برهمه مشکلات وعوارض زندگی بشر سیطره دارد اعمال قدرت می کند ولی قادرنیست ابتدایی ترین مشکلات را حل وفصل کند. وقتی که به پناهنده مذهبی ودینی می رسی وجویای پروردگارناجی مشکلاتش می شوی تازه متوجه خواهید شد که دین،حلقه مبهم ناتوانی برای ناتوانی هاست.

توده مردم مرعوب قدرتند. امروزه دین بخشی از پدیده قدرت وابزار توجیه قدرت دردست حاکمان است. زندگی مردم یا از راه اعمال نیروی قهریه یا از راه اعتقاد به قضا وقدر ودین تمکینی  اداره می شود. دین اختاپوس مهار توده هاست. ابزارسلب اختیار از انسان وتبدیل انسان به برده مطیع فرمان خدایان زمین وآسمان است.

چرا دین دربین مردم نفوذ دارد به خاطر اینکه مردم پناهی ندارند بخاطر اینکه صاحبان قدرت امروز مردم را تحت سیطره و انقیاد خود دارند. بخاطر اینکه دین آیه یاس ونامیدی مردم است، به خاطر اینکه مردم درشکست و پیروزیشان نقش قدرتی را جستجو می کنند که دین قدرقدرت آن است.

اگر بیاید بدون دخالت دین زندگی مردم را سازمان دهید. اگر بدون دخالت دین زندگی مردم را مدیریت کنید اگر ناکامی ها ی مردم را به کامیابی و آسایش تبدیل کنید اگر از استرس و فشار برزندگی فردی واجتماعی بکاهید وبگویید مردم دین به چه کاری می خورد بلافاصله می گویند دین ارزشی ندارد پشیزی نمی ارزد دین فضول جامعه است.

مادامیکه مناسبات موجود برزند گی مردم حکمفرمایی میکند و زندگی مردم تحت آموزه های دینی متابعت و تمکین به وضع موجود است دین درزندگی مردم نفوذ دارد ومردم را معتاد و مقید بخود میکند.دین ابزار انقیاد و تحقیر مردم است. رابطه نفوذ دین با جامعه چیزی جز رابطه حاکمان برمحکومان نیست.مردم هرآنچه در حاکمیت دخالت داشته باشند درسرنوشت خویش دخالت دارند وبه همان اندازه از قدرت دین کاسته میشود . اگر روزی  برسد که که مردم به ازخود بیگانگی درهمه ابعاد زندگی پایانی دهند آن روز میشود از عدم نفوذ مذهب ودین سخن به میان آورد . به نظرم باید جامعه را ازدست صاحبان مذهبی ودینی درآورد وبه نفوذ جهل وخرافه پایان داد.

بی خدایان: چگونه مى توان با اديان سازمان يافته مبارزه کرد و به قدرت آنها مهار زد؟

به نظرم یکی ازاشکال مبارزه سازماندهی آگاهانه انسانها برای خلاصی از انقیاد وخرافات دینی است مادامیکه دین امروز درهمه اشکال حکومتی، قانونی و آموزشی اعمال نفوذ میکند. مادامیکه منادیان دین ومذهب برای تداوم حیات خویش هرگونه مقاومت وکوششی رابرای خلاصی ازآموزه های دینی با ابزار ترور وخشونت سرکوب می کنند تنها راه مقابله مبارزه سازمان واگاهانه درهمه ابعاد علیه دستگاه حاکمان مذهبی است. باید مذهب را از قدرت پایین کشید، باید دولت حامی نهادهای فرقه ای ودینی را ازاریکه قدرت خلع مسولیت کرد، باید نهادهای مذهبی را درهم کوبید، باید منادیان آموزش های دینی را بعنوان عاملین تحمیل رنج وخرافه وخشونت بربشر افشاکرد، باید دین بعنوان پدیده شوم و خطرناک مورد پیگرد بشریت متمدن قرار گیرد. نبرد بشریت متمدن با مذهب بخشی از تلاش جمعی انسان امروز برای خلاصی از وضع نابرابر وغیرانسانی حاکم بر جامعه بشری است به هراندازه مبارزه جمعی انسانها برای رفع فقر وفلاکت، خشونت و تبعیض اقتصادی وغیره پیش رود به همان اندازه مذهب از دایره زندگی اجتماعی انسانها عقب می نشیند.دین هیولای تباهی انسان است. تنها با قدرت و کارجمعی می شود این هیولا را ازپای درآورد. با اندیشه های انسانی وبرابری طلبانه میشود به جنگ با خرافات پرداخت. کمونیزم ملزومات نظری وعملی پیکار علیه دین وخرافه را همچون دیگر پدیده های ضد بشری فراهم میکند سازمان میدهد. گسترش کمونیزم درجامعه وسازماندهی کمونیزم اجتماعی عرصه را بردم ودستگاهای دینی تنگ میکند. کمونیزم حنبش مهار کردن شرارت ودفع آفات دینی ازچهره جامعه است. کمونیزم حنبش خلاصی انسان ازجهل ونادانی است. کمونیزم می تواند عنان مهار را بردهان منادیان ومبلغین دینی ومذهبی بزند. کمونیزم خود اگاهی انسان برای غالب شدن برناتواناییهای خویش است. عروج کمونیزم درجامعه به معنای رخوت و خروج ازتباهی دینی وخرافی است.

بی خدایان: آيا بين اسلام و اديان عمده ديگر از قبيل مسيحيت، يهوديت و ... از نقطه نظر رسالت اصلى اديان از قبيل ستمگرى بر زن و سرکوب حقوق انسانى، فرقى مى بينيد؟ آيا اسلام ويژگى دارد يا بدتر از مذاهب ديگر است؟

آزاد زمانی: فارغ از تسلسل تاریخی پیدایش ادیان، کارکرد ورسالت دین بطور کلی چیزی جز توهم  پراکنی و استیصال بشردر مواجه با پدیدهای ناشناخته و مقتدر دنیای پیرامون خود نبوده است. هرکدام از ادیان درعصر سیادت خویش نسبت به نوع بشر تحقیر وتبعیض روا داشتند. دردایره اقتدار دین مسیح گردن زدند. به دار آویختند مسیحیان میگویند "زن ازطرف چپ مرد آفریده شده است" .همانطور که دردایره اقتدار دین یهود برسرزنان حجاب انداختند و انسان متمرد را به صلیب کشیدند. دین اسلام دامنه توهمات را به عرش اعلا ارتقا داد. با قدرت شمشیروگردن زدن بلاد اسلامی را مرعوب قدرت خدا کرد .درحکومت اسلامی زن نصف مرد اعلام شد ومخالفت با حکومت اسلام کافر ومحلد لقب گرفت ولشکر اسلام خون انسان کافر را مباح برشمرد.اسلام همه مشکلات بشر را به قضاو قدر نسبت داد. فقیر وغنی را امری ازنعمات الهی برشمرد وعدالتش را به روز محشر حواله کرد. هیچکدام راهی برای نجات بشر نبودند ادیان غیراز تمکین و سرنهادن بر سرنوشت تغییر ناپذیر دررکاب حاکمان مشروع خدایان زمین وآسمان راهی دیگر را فراروی بشر ننهادند.

تاآنجا که به دامنه جغرافیایی وجنبشی دین اسلامی برمیگردد دین اسلام فراتر ازادیان دیگر درابعاد زندگی افراد جامعه دخالت کرده و نقش بازی میکند.

امروز اسلام قدر قدرت ادیان است . حکومت میکند، دخالت سیاسی میکند ، جنبش دارد. ترور میکند، زن وکودک را سلاخی میکند، احکام شریعت توسط مجریان اسلامی درمحل کاروزندگی مردم به اجرا درمی آید. یک وجه متمایز دین اسلام با دیگر ادیان این است که حریمی برای دخالت اجرای شریعت اسلامی وجود ندارد حقی بالاتراز حقوق اسلامی به رسمیت شناخته نمی شود. اسلامیون معاصر ازتمامی تکنولوژیهای مدرن امروز برای بازتولید وبازخور کردن آموزه های خود استفاده میکنند.

اسلامیون با دردست داشتن قدرت مالی و ابزارهای سرکوب و ارعاب میلیونها مردم دنیا را مرید رفتارهای خشونت آمیز خود کرده اند. مردم از سر ناکامی های خویش توسط فریبکاران اسلامی تسخیر شده اند. درحالیکه گرویدن به ادیان دیگر زیاد جای تعریف ندارد.اسلام ازلحاظ پویایی و دخالت گری و قدرت سازماندهی امروز ه مافوق ادیان دیگراست. امروز بشریت بیشتر از همه ادیان دیگر از کارکرد دین اسلام رنج می برد .

بی خدایان: شما چگونه بی خدا شدید؟

آزاد زمانی: من ازکودکی با رنج ومشقت زیسته ام . همیشه با نا امیدی ها و ناکامی ها جنگیده ام. لحظه به لحظه زندگیم دنبال راه چاره ای برای خلاصی از شر مشقات بود ه ام. بیشتر به خود متکی بوده ام.ازجهل ونادانی گریزان بوده ام . روزنه امید را درتاریکی زندگی دنبال کرده ام.  

به حکم خدا ودین درایام کودکی زندانی شدم، طبق دستورات شریعت اسلام وخدا چندین باردرزندان تعزیز شدم، شلاق خوردم، خون خوردم وازفرط درد سرم را به زمین ودیوار کوبیدم. فریاد رسی نبود خدا هم نبود. کسی به دادم نرسید. ای داد بیداد!

برای رسیدن به عدالت تلاش کردم و خودم را ناجی خودم یافتم. درجامعه ای که حکم خدا جاری بود ودولت اسلامی حکومت میکرد همه چیز بود غیر از عدالت. غیراز رعایت حقوق انسان. غیراز اسایش وامنیت برای افراد جامعه. یا بایستی به این وضعیت تمکین میکردم و به خدا و حکومت وقوانینش که بانی همه مشقات زندگی اجتماعیم بودند گردن می نهادم. یا بایستی به قرون بردگیها یاغی می شدم.

راه خودم را انتخاب کردم. راهی بسوی انسان زندگی کردن را برگزیده ام. به دنیای بهتر فکر میکنم برای ساختن دنیای انسانی تلاش میکنم . ناجی خود ما انسانها هستیم خدایی درمیان نیست.

 


صفحه اول | در باره ما تماس با ما

Copyright © 2006 bikhodayan.com