|
دین ابزار سیادت و سرکوب طبقه حاکمه است اعظم کم گویان
سخنرانی در انجمن مارکس – حکمت بمناسبت هفته منصور حکمت 3 زوئن 2007 مخالفت کمونيستها با مذهب، افشاگرى آنها از مذهب و تلاششان براى ايجاد يک جامعه غيرمذهبى، يک امر هويتى و قديمی براى کمونيست هاست. اما همانطور که کمونیسم از بستر اجتماعی خود دور شد نقد کمونیستی و مارکسیستی از مذهب هم جای خود را به روش برخوردی به مذهب داد که طبقات و اقشار غیر کارگری منافع خود را در آن جستجو می کردند. کمونیسم متمایز منصور حکمت در مقابل این موج تعرض طبقات دیگر به کمونیسم علیه کمونیسم و به نام کمونیسم که برای حفظ مذهب و استفاده از مذهب بود ایستاد. کمونیسم منصور حکمت برخورد منحط چپ سنتی به مذهب را به عقب راند و در مقابل نقد لیبرالی که در بستر اصلی نقد دین در غرب قرار داشت قد علم کرد. با انقلاب اکتبر روشنگری بخشی از تحرک سوسیالیستی شد و سوسیالیسم بستر اصلی مبارزه ضد مذهبی و روشنگرانه در شوروی و در غرب بود. اما بعد از دهه 30 دیگر این روشنگری ضدمذهبی تحریف و لبه انتقادی آن کند شد و کاملا تابع ملاحظات و مصالح سیاسی و ایدئولوزیکی و اقتصادی اردوگاه شرق در مقابل غرب و آمریکا قرار گرفت. کمونیسم رسمی تا پیش از فروپاشی شوروی و بلوک شرق براى نفوذ در مناطق تحت سلطه بلوک مسلط غرب تئوريهاى اسلام مترقى و ضدامپرياليست و الهيات رهايى بخش را پر و بال داد. از دهه سى قرن بيستم به بعد در بلوک شرق، روشنگرى ماترياليستى و ضد مذهبى با ظهور شوروى بعنوان يک اردوگاه بورژوايى جهانى عملا کند شده و ملاحظات تاکتيکى و منافع سياسى اين بلوک، روشنگرى ضد مذهبى را مشروط و محدود کرد. از دهه سی تا اواخر دهه هفتاد براى تامين منافع سياسى و اقتصادى بلوک شرق، لبه انتقادى و مذهب ستيزى آزاد انديشانه اين جنبش از بين مى رود و بطور مثال در ایران آخوند ملى و ضد امپرياليست و مذهب خلقى و الهيات رهايى بخش که مى توانست حامى منافع و مدافع نفوذ اردوگاه شوروى در مقابل امپرياليسم آمريکا باشد، کشف مى شود. اسلام هم مترقى و خلقى تعريف مى شود. جريان توده اى و مدعى مارکسيسم در اين زمان به مذهب آوانس مى دهد چون آن را ابزار مناسبى عليه سلطه بلوک بورژوايى غرب و امپرياليسم آمريکا مى بيند. به اين ترتيب بخاطر منافع کاملا سياسى و زمينى، حقيقت، ماترياليسم و مارکسيسم پايمال شده و مذهب و اسلام تطهير مى شوند و اسلام خلقى و ضد امپرياليست سروکله اش پيدا مى شود. کمونيستهاى وابسته به اين بلوک از قبيل حزب توده و جريانات مشابه آن در کشورهاى ديگر دائما بدنبال پيدا کردن مذهب مترقى، آخوند ضد امپرياليست و غيره بودند. جرياناتى مانند راه کارگر و شاخه هاى مختف فدائى براى دفاع از اسلام و آخوند و کشيش مترقى با يکديگر مسابقه مى گذاشتند. از اينجا بود که بدليل منافع سياسى و زمينى بلوک بورژوايى شرق مذهب به خوب و بد تقسيم شد. حزب توده در روزهاى عاشورا و رمضان پرچم سياه عزادارى را بر سر دفاترش مى زد و عليه ابن ملجم مرادى و شمر و يزيد اطلاعيه صادر مى کرد و اسلام حماسى و ضدامپرياليست را تبليغ مى کرد. همه، فعاليتها و همکاريهاى سياسى و پليسى حزب توده و فدائيان اکثريت را در زمان خمينى و جمهورى اسلامى بياد مى آورند که با رهبر ضد امپرياليست خواندن خمينى و راى دادن به جمهورى اسلامى، مجلس خبرگان و رياست جمهورى سيدعلى خامنه اى شروع و به جاسوسى از سازمانهاى سياسى چپ، بازجويى و شکنجه کمونيستها و آزاديخواهان در زندانهاى رژيم ختم شد. از جانب اين چپ، "مولا على" سوسياليست و اسلام نوعى آرمان سوسياليستى و دين محرومان قلمداد مى شد. اين روند در سراسر نيمه دوم قرن بيستم ادامه داشت و بويژه با عروج اسلام سياسى به اوج خود رسيد. در نيمکره جنوبى بطور اخص در آمريکاى لاتين جنبشى به نام الهيات رهايى بخش در اواخر دهه شصت ظهور کرد. جنبشى پوپوليستى در بين مسيحيان و فقيرترين بخشهاى جامعه آمريکاى لاتين که کشيش هاى سردمدار آن در پى قرائت نوين و نوآورى در مسيحيت بودند تا آن را به اصطلاح به نفع تغيير شرايط زندگى مردم و محو ستم و استثمار به کار گيرند. اين جنبش در آفريقا، فيليپين و کره و آمريکاى لاتين اشاعه يافت. کشيش کاتوليکى بنام گوستاو گوتيرز اين جنبش را در کتابى بنام "الهيات رهايى بخش" فرموله کرد. گوتيرز و پيروانش براى تحليل اقتصادى فقر و چگونگى رهايى از آن، از ترمينولوژى مارکسيستى و مبارزه طبقاتى استفاده مى کردند. در مقابل رادیکالترین نقد بر دین که بعضا هم متکی بر ماتریالیسم بودند نقد کمونیسم منصور حکمت درخشید. در نقدهای متکی به لیبرالیسم از دین این علم است که مذهب را از بین میبرد و اموزش و آگاهگری است که ریشه مذهب را می زند. جدا از آته ايسم مارکسيستى که مبتنى بر ماترياليسم ديالکتيک است ، نقدهای لیبرالی از دین يا بنوعى ايده آليستى هستند يا بر ماترياليسم حسى و مکانيکى مبتنى هستند. اين ديدگاهها مذهب و کارکرد آن را اساسا در قلمرو ايده و عقيده مى بينند و ابزار مبارزه شان با مذهب هم صرفا در اتکا به دستاوردهای علمی و به آموزش و آگاهگرى محدود مى شود. در اين ديدگاهها روشن نيست که زمينه مادى و طبفاتى تداوم هزاران ساله مذهب چيست. رابطه نظام طبقاتى با اديان و صنعت مذهب چيست؟ بطور مثال وجود و شيوع خرافات را صرفا ناشى از ناآگاهى مردم مى خواهند ببينند و نه اينکه اذعان کنند مردم از سرفشار و ارعاب سیاسی و ناچارى استیصال و ناامنى به اديان روى مى کنند و اين بيش از هر چيز ناشى از موقعيت مادى اين مردم است. ساير ديدگاههاى آته ايستى بدليل همين نفطه عزيمت متفاوت، تاکيد يکجانبه اى بر آموزش و آگاهگرى براى مردم و پلميک فلسفى با مذهبيون دارند و به علل و زمينه هاى سیاسی و اجتماعی نفوذ و حاکمیت مذهب کاری ندارند. در کمونیسم منصور حکمت دین ابزار سیادت طبقه حاکمه است. کمونیسم کارگری مذهب را يک پديده اجتماعى مى داند که نظامهاى طبقاتى حاکم و سرمايه دارى از آن براى تحکيم سلطه خود بر کارگران و مردم محروم استفاده مى کنند. ماترياليسم ديالکتيکى مذهب را عامل ايجاد تفرقه و جدايى و تبعيض مى داند. از اين رو فلسفه مارکسيسم از نقد مذهب بعنوان يک ايدئولوژى ضد علم و خرافاتى فراتر رفته و به نقد مذهب زمينى و ضرورت و کارکرد سیاسی و اجتماعی آن بسط مى يابد. کمونیسم متمایز منصور حکمت در نقد مذهب و مبارزه با آن در مقابل چنین روندی درست در گرماگرم انقلاب 57 و در فضای بروبروی خمینی "ضد امپریالیست" و "اسلام راستین" در جایی که یک جنبش سیاسی دست راستی اسلام را پرچم مبارزه خود کرده بود، قد علم کرد. این کمونیسم هم به نقد فلسفی دین و مبانی اعتقادی آن کار داشت و هم به کارکرد سیاسی اجتماعی مذهب در مبارزه طبقاتی. پس از سالها تملق و مداحی از دین و اسلام توسط چپ سنتی و سنت توده ایستی یک جریان کمونیستی و یک متفکر کمونیست یک راست به سراغ دین و اسلام و قران رفت و با صراحت و شجاعت دین را آنهم در متن فضای "اسلام ضد امپریالیست" و "آخوندی مترقی" مانند خمینی که نور او به دل چپ های آن زمان تابیده بود به مصاف طلبید و اسطور مذهب مترقی را فرو ریخت. اساسی ترین تزها و درافزوده ای منصور حکمت در نقد دین:
تزهای فوق، نقد دین و تبیین روشن و بی تخفیف از صنعت مذهب وراه مبارزه با آن - روشن کردن پدیده اسلام سیاسی و چگونگی مقابله با آن و بازگرداندن هویت کمونیستی در نقد مذهب و مبارزه با آن از نقاط تابناک پراتیک دخالتگر و نقد کمونیستی منصور حکمت بود. منصور حکمت مذهب و نقد به آن را در متن مبارزه طبقاتی و کشاکش جنبشهای اجتماعی و احزاب سیاسی قرار داد. او ستاره درخشان آسمان روشنگری حقیقت جویی و رهایی از دین و نکبت اسلامی است.
|
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © 2006 bikhodayan.com