|
زرتشتیان چگونه می اندیشند
سهراب کیان یک دوست زرتشتی چنین می گوید که: من ارتباط خودم را با اجدادم که زرتشتی بودند حفظ کرده ام، آنها عقیده داشتند که منشأ جهان دو منبع می باشد، خیر و شر، نور و ظلمت. من به موجودی اعتقاد دارم که منبع دوستی، محبت، زیبایی و خلاصه تمام خوبی هاست. این ساده ترین توصیف نیروی خیر است. در پاسخ به این دوست زرتشتی و دیگر همکیشان ایشان که این چنین تفکری دارند باید عرض کنیم که این امر درست است که ما از نسل انسانهای گذشته هستیم. و این رابطه و پیوند مادی و تاریخی غیر قابل انکار است. اما این بدان معنا نیست که ما باید به همان شیوه انسانهای گذشته زندگی کنیم و مانند آنها بیاندیشیم. در هر دوره از تاریخ شیوه زندگی انسانها وابسته به شرایط زیست محیطی و اجتماعی و اقتصادی تغییر کرده و در پی آن شیوه تفکر آنها نیز تغییر کرده و رشد یافته است. در باره هر نسل این موضوع صادق است. حضور زرتشت در بین مردم در مقطعی از تاریخ بوده است که بی شک قبل از زرتشت نیز مردمانی بوده اند که به شیوه ای دیگر زندگی می کرده و عقاید متفاوتی داشته اند که بعد از پیدایش زرتشت و قبول عقاید وی شیوه زندگی و افکارشان را تغییر داده اند و حتماً پیشرفت هایی داشته اند. اگر آنها هم می خواستند پیوندشان را با اجدادشان حفظ کنند و مانند آنها بیاندیشند پس عقاید زرتشت را هم نمی بایست قبول می کردند و ترقی نمی یافتند. در همین روال امروز نیز شرایط زندگی بشر تغییر کرده و افکارش نیز دچار تغییر و تحولات شده است. امروز دیگر ما نمی توانیم مانند اجدادمان با اسب و شتر مسافرت کنیم. امروز دیگر ما غذاها را با روش های مدرن تری آماده میکنیم و حتی غذاهای دیگری می خوریم. امروز زبان ما کامل تر شده و به شیوه متفاوتی از اجدادمان سخن می گوئیم. امروز علم پزشکی روشهای مدرن و متفاوتی را مانند آنچه اجدادمان بکار می بردند استفاده می کند و موفق تر است. و صدها تغییر و تحول پیشرو و مترقی دیگر. و همچنین امروز دیگر ما نمی توانیم به خرافاتی که اجدادمان به آن معتقد بودند اعتقاد داشته باشیم. هزاران سال بود که اجدادمان و تمامی مردم دنیا تصور می کردند که زمین مرکز کائنات است و خورشید به دور زمین می گردد. تا آنکه علم نوین ثابت کرد حقیقت برعکس است. زمین مرکز کائنات نیست و زمین خود به دور خورشید می گردد. بر این اساس ما دیگر نمی توانیم مانند اجدادمان فکر کنیم و تفکر خرافی و کاملاً غلط آنها را داشته باشیم. در این مقطع چسبیدن به گذشته و رها نکردن افکار خرافی اجدادمان چیزی جز عقب ماندگی نمی تواند باشد. بر این اساس ما در جستجوی ترقی و پیشرفت هستیم و اندیشه های نو و صحیحی را که موجب بهتر زیستن ما شود را می پذیریم و نیز خود ابداع کننده آنها می توانیم باشیم. همانگونه که مردم اندیشه های زرتشت را در مقطعی از تاریخ مفید دانستند افکار گذشتگانشان را رها کردند و راه و روش نوینی را پیش گرفتند و آن را باعث ترقی خود کردند ما نیز در زمان خود چنین خواهیم کرد. نه آنکه در حالت سکون بمانیم و با تعصبات خشک و بی منطق به علت دلبستگی به گذشتگان و کهنگی، هر گونه پیشرفتی را چه در روش زندگی و چه در اندیشه مردود شماریم. اجداد ما تصور می کردند منشاء هستی دو نیروی خیر و شر است. یا تاریکی و ظلمت است. امروز علم ثابت کرده است که اینها تماماً خرافات است. پاسخ هایی سطحی و بدون استدلال که تنها می توانست برای انسانهایی با میزان دانایی و شعور اندک در محدوده زمانی خودشان قانع کننده و خوشایند باشد. اما ذهن کنجکاو بشر در آن چارچوب کوچک محدود نماند و از آن روز تا حال بیش از سه هزار سال است که جستجو کرده است و علومی را کشف کرده است که حتی تا پیشینه 13 میلیارد ساله چگونگی پیدایش و تغییر و تحولات جهان را توضیح می دهد. در این زمینه 100 ها کتاب علمی با مطالب قامض و پیچیده وجود دارد که آن پاسخ خرافی، کوتاه و بی پایه که در یک جمله خلاصه شده است که مبداء کائنات نور و ظلمت است در مقابل آن همه تحقیقات و دستآورد های علم نوین بی ارزش و قبول کنید خنده دار است. در نتیجه تفکرات انسانهای گذشته برای ما قابل قبول نیست و بی شک در آینده نیز فرزندان بشر تفکرات جدید و کاملتری نسبت به ما انسانهای این زمان خواهند داشت. پس این دلبستگی به قدیمی بودن و چسبیدن به تعصبات بی منطق را رها کنیم و همگام با زمانه خود پیش رویم و مانع از پیشرفت اندیشه و قبول تفکرات نو و مترقیانه نشویم. نیکی و بدی تنها در اندیشه انسان وجود دارد. نه خارج از آن. قبل از پیدایش انسان بر کره زمین و حتی قبل از پیدایش کره زمین و منظومه شمسی، جهان هستی وجود داشته است. تعریفی از نور و ظملت یا خیر و نیکی در اندیشه کسی وجود نداشته است و اصلاً در دنیا وجود خارجی نداشته است. اینها تعاریفیست که فکر انسان ابداع کننده آن بوده است. نه آنکه خود بشر و کلاً جهان هستی ساخته این مقولات کاملاً انتزاعی باشد. شما گفتید اعتقاد به منبع دوستی و محبت و زیبایی دارید. منبع دوستی و محبت انسان است. موجود گمشگته ما در ماوراء طبیعت نیست خود ما هستیم و خود را تحقیر میکنیم. من شما و میلیونها انسان دیگر که ریگی به کفشمان نیست و می خواهیم دنیایی بهتر و خالی از پلیدی ها داشته باشیم. خرافات کهنه و پوسیده را رها کنید. به جنبش آزادی خواهانه و انسان محور ما بپیوندید تا با هم تغییری بنیادین را در میل رسیدن به دنیایی بهتر و خالی از پلیدی ها به ثمر رسانیم.
|
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © 2006 bikhodayan.com