|
معرفی کتاب افسانه مسیح
کتابی ازلوویجی کاسیولی ترجمه: فرزاد نازاری بیخدایی، لوییجی کاسیولی با طرح دعوی دردادگاه علیه عیسی مسیح وکلیسای کاتولیک، به مسیحیت حمله میبرد، لوییجی کاسیولی طرح دعوی را با یک شکایت رسمی دردادگاه مدنی با طرح نبود عیسی مسیح ،یکی ازاقنام سه گانه مسیحیت(پدر،پسر،روح القدس) اولین مرافعه راعلیه خدا رسما اعلام می کند.اوبه تئوری های خالص منطقی که همچنان درگدشته مرسوم بوده است پناه نمیبرد بلکه مدارک عرضه میکند،مدارکی که از تاریخ گرفته شده اند،مدرک است پس انکارناپذیر است. کتاب افسانه مسیح بنبال نمایش بادقت نبود مسیح با شکایت علیه وزرای کلیسا به پایان میرسد.با دنبال کردن حکم دادگاه شیادی و کلاهبرداری عظیم کلیسا از صحن جامعه ممنوع می شود. چرندی اقنام سه گانه که (پدر،پسر، روح القدس) الاهیات توانسته تابحال با تجاهل کردن وگریززدن ازمنطق وبا بهره گیری از احساسات خوب به این بهانه که اسم راز ورمز است حمایت کند.تمام اتوپی وتوهم وبیقایده بودنش توسط کتاب تایید می گردد.کتاب افسانه مسیح با کمک استنادها واسناد بی چون وچرا وبدون مناقشه اش نبود وجود شخص دوم این اقنام،مسیح را نشان می دهد. بدنبال خواندن کتاب افسانه مسیح، مردمان بسیاری تصدیق کردند که این کتاب با ازبین بردن وتخریب پیکره مسیح،علاوه بر دادن حکم پایان مسیحیت همچنین دو دین دیگر تک خدایی (اسلام ویهودیت) وتمام ادیان که بر اساس این نوع داستانهای افسونگرغیرعقلانی شکل گرفته اند را متزلزل می کند. فقط با دورزدن وباطل کردن منطق است که کسی میتواند اخلاقیات جعلی را براساس حقیقت تحمیل کند،حقایقی که قابل نمایش نیستند،دگمهایی که تجرید واتوپی خالصند. در میان بسیاری بعنوان مثال زندگی بعد ازمرگ است که به عنوان قضاوت خداوند میتواند جاودانگی شادمانی وعذاب را برای هرانسانی معنی کند. خدا کیست؟ متدینین جواب مبدهند خدا کاملترین آفریدگار ومالک بهشت وزمین است که همه چیزراازهیچ آفرید وازاوست که همه چیز به حرکت در می آید.اوابدی وازلی است،بی اندازه خوب،واقف به همه چیز وقادر مطلق است. آتئیستها جواب مبدهند اعنقاد به بودن موجودی شبیه به این تنها میتواند با خرافات وجهالات ازآن حمایت شود. اپیکور میگوید شیطان وجود دارد:از این رو خدا میداند او موجود است ویا نمیداند. 1- خدا میداند شیطان موجود است،او میتواند از بینش ببرد ولی او نمیخواهد.اینچنین خدایی ظالم منحرف وهرزه است پس ناپسندیده ونارواست. 2- خدا میداند که شیطان موجود است ،میخواهد نابودش کند ولی نمیتواتند، این چنین خدایی ناتوان است پس ناپسندیده ونارواست. 3- خدا نمیداند که شیطان وجود دارد، چنین خدایی کور وجاهل است، پس ناپسندیده ونارواست.
لوسریتوس:که کار اپیکور را ادامه داد، در کتاب«در باره طبیعت اشیاء» تمام مفاهیم اولوهیت را به همریخت.مینویسد اصولی که ما باید به تارک همه چبزباویزیم این است که هیچ چیزی ازهیچ چیزی بوجود نیامده است، ترسی که حالا برتمام میرندگان مستولی است وآنها را برده ادیان میکند اساسش این که آنها چیزی را در روی زمین که اتفاق می افتد میبینند وقادر به درک آن نیستند پس آنها را به قدرت خداوند نسبت میدهند.تنها تعقیب عقیده،هیچ ازهیچ خلق نشده میتواند ما رابه تصدیق این برساند که هیچ چیزی نمیتواند ازهیچ خلق شود،که میتوانیم کشف کنیم موضوع تحقیقمان نتیجه اش نمایان میکند که چطور همه چیز اتفاق افتاده وواقع شده است بدون دخالت خدا. خدا اسمی است که دربدایت انسان برروی جهالتش گداشت(ماکس نوردئو) دایرة المعارف آنارشیکا. تصدیق وجود یک آفریدگارزمانی نه تنها عاجز از نمایشش هستیم بلکه علم به این هم داریم هیچ خودش را به چیزی ویا چیزی خودش را به هیچ تبدیل نمیکند، پوچ ومزخرف است. هیچ چیزی خلق نمیشود وهیچ چیزی از بین نمیرود بلکه تغییر میکند.لاویسیر شیمیدان فرانسوی این را عملا تاکید ونمایش میدهد. مذاهبی که هرکدام خدای خودشان را دارند و اعلام میکنند که تنها خدای آنها حقیقی است ومال دیگران جعلی،دکتر کارت را به این نتیجه رساند میگوید:موضوع را میشود اینطور بیان کرد. یا خدا میخواست که نوسط انسان شناخته شود ویا نمیخواست.اگراومیخواست توسط انسان شناخته شود وموفق به این امر نشد پس او ناتوان است یک خدای ناتوان موجودی پسندیده نیست،اگرخدا نخواست که شناخته شود پس تمامی ادیان جعلی هستند،اگر خدا نخواست حتی برای یک نفر هم شناخته شود پس ما باید نتیجه بگیریم که خدایی وجود ندارد. اگرمیخواهیم نشان دهیم که مسیحیت دینی جعلی است کافی است که گزارش کنیم چیزی را که سنت اگوستین در سال 350 بعد ازمیلاد نوشت:تاکید وتصدیق گردبودن زمین کفروارتداد است.اگر میشود نشان داد که زمین کروی است،پس میتوان نشان داد که مسیحیت هم اشتباه است.عبارت خدای کامل،درخود نشان میدهد که خدای آفریننده موجود نیست،کلمه کامل به معنی مطلق آن یعنی تمامیت وکمال،تلاش برای خلقت خدایی را نشان میدهد که احساس کمبود میکند ومیخواهد با خلقت چیزی آن کمبود ونیاز را از بین ببرد. کوششهای زیادی شده است که خدا را با گذاشتنش در یک موقعیت افضل ومافوق ماده موجودی ماورالطبیعه نشان دهند.خدایی که محصول انسان است،محصول جهالتش،خرافاتش،منافع وخودخواهی هایش.موجودی که از بدترین نواقص انسانی ساخنه شده است.فقط انجیل رابخوان تا فهمید این خدا چقدر موجودی انسان نما است.خدای انجیل موجودی است آتشی مزاج،حسود،مغرورومتکبر،عبث وبیفایده،مستبد،یک جنایت کار واقعی که بدترین جلوه های انسانی را دربرمی گیرد.برای درست کردن قادری مطلق وواقف وآگاه به همه چیز(خدا)بیشترنشان تمام آنچیزهایی را به اومنتقل کرده اند که درواقع متعلق به خود انسان است،نتیجه این میشودکه بهشت تبدیل به جایی ثروتمند ازخوبی ها و زمین غارت شده وفقیرشده میگرددوانسان بالاجباربه موجودی ماوراءالطبیعه پناه می برد. این خدا فقط ازطریق وحی های خالص واتفاقی به وزرایش ازقبیل کشیشها،جادوگران،طالعبینهاوغیره به احتیاجات انسان میپردازد،که با اعلام کردن خودشان به عنوان واسطه انسان رادرانقیاد میگیرند،انسانی که بامغزشویی تسلیم به حماقت شده است.تمام انسانها توسط این دلالان ومیانجی های خودگمارده الهی که خودرا درواسطه ماده وقدرت افضل فرار داده اند،عقلا از خود بیگانه شده اند وهمه چیزرا به نیروهای مکتوم واسرارآمیز واطاعت مطلق مدیون کرده اند. اجبار وتهدید کردن به اطاعت کورکورانه از قوانینی که از یک دنیای متافیزیکی،مجردوانتزاعی واتوپی همراه با التزام به کنارگذاشتن منطق وعقل وقضاوت وعدالت انسانی،انکار آزادی،انکارتکامل ورهایی اجتماعی هیچ مقصود دیگری به غیر از تقلیل انسان به یک برده نظری وعملی نمیتواند داشته باشد. این مارا سوق میدهد بدون داشتن هراس ازمحکومیت به تهمت ناروا نتیجه بگیریم،جایی که خدا موجوداست انسان یک برده است وجایی انسان آزاد است خدا نمیتواند موجود باشد.
دکتر براون)اسقف آمریکایی برای
انکارهرکونه مفهومی ازخالق وآفریدگار(توسط کلیسا دوبارمحکوم به ارتداد شد)
اونوشت خدای من اقنام سه گانه ای است که در آنجا پدرماده است،نیرویی که آن را
به حرکت درمی آورد پسروقوانینی که آن را تنظیم میکند روح القدس،خداوند اتحاد
انسان وطبیعت است که کار میکنند تا شادترین نوع ممکن جامعه انسانی را بنا نهند.
|
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © 2006 bikhodayan.com