|
نامه های شما
سپهر! من 22 سال دارم و دانشجو هستم،وقتی برای اولین بار به سایت بی خدایان مراجعه کردم زندگی من عوض شد. سوالات زیادی برایم پیش آمد.درادامه فعالیتم با منصورحکمت،حمید تقوایی،شما وبرادرتان وخیلی افراد دیگر آشنا شدم،این اواخر هم با فواد دراورکات آشنا شدم. نشریه شما هم خیلی جالب است اما من به دلیل موقعیت فعلی ام نمیتوانم آنرا مطالعه کنم، که سعی میکنم فرصت مطالعه پیدا کنم. ارادتمند شما
به آنان که علیه جهالت مذهبی مبارزه می کنند! با ابراز شادباش برای اهل مبارزه مذهبی دنیا. با مراجعه به سایت بی خدایان خواستم تا راه بسوی ابراز نطرهای خویش در این سایت نمایم. من یکی از متفکرین مبارزه علیه جهالتهای مذهبی وعقیدتی میباشم که مدت هشت سال میشود در این عرصه تجسس وتفحص نموده ام بعد از مطالعه تفسیرهای کشف الاسرار وعدة الابرار اسرار واقعی خدا وکتاب دستنویس محمد برایم آشکارگردید وبالاخره این تجسس به جایی کشید تا کتابی را به نام اشتباهات خدا در قرآن را خامه بر رقم زنم.اگر بایت شما همکار شوم بعضی از نوشته های خویش را ارسال خواهم داشت. با احترام زرتشت نژاد.
یک دوست! درود برشما دوست گرامی خانم اعظم کم گویان.. من با شما واندیشه های شما در وبسایت بی خدایان ووبسایت افشا آشنا شدم.به نظر نمیاد سن زیادی داشته باشید وبه گمانم بین 30 تا 45 سال باشید.خیلی خوشحالم ذهن کاوشگری در مورد مسائلی به ظاهرآشکار اما نهان در شما بیداد میکند.وب سایت شما نشانه این است که بدنبال حقیقت وآزادی خواهی هستید..به هرحال دراین صفات با یکدیگر وجه تشابه داریم. عرائضی داشتم که امیدوارم پاسخ دهید.می خواستم بدونم شما ازچه موقع دچار این حالت شدید؟؟؟منظورم جرقه کاوشگری وحقثقت جویی در مورد مسایل دینی،دقیقا ازچه وقت،چگونه وبراساس چه واقعه ای به ذهن شما خطور کرد؟ ممنون میشم بفرمایید میزان تحصیلاتتون چیه؟والبته میزان دانش ومطالعات درمسائل دینی،فلسفی وعرفانی ومنطق؟اما میدونم حس خقیقت جویی هیچ ربطی به تحصیلات نداره!!! بهر حال خب برای من مهمه بدونم طرف مقابلم در چه رشته ای تحصیل می !!!کنه راستی شما تمامی مطالب بی خدایان را خودتان نویسندگی نمودید؟؟؟ یعنی براستی اینقدر دانا،توانمند وخردگرا هستید؟؟؟ پس بنظر من شما واقعا یک دانشمند وعلامه هستید!!! چون در همه علوم توانایی نویسندگی رو،اون هم بطورکاملا حرفه ای رو دارید.که البته بیشتر توانایی شما دردین،مذهب،سیاست،فلسفه و....است.ببینید من می خوام بدونم دلایل شخصی خودتون برای اثبات عدم وجود خدا چیه؟؟؟ اما معلومه کسی که تا قبل از اینکه کافر باشه اصلا در مورد دینش تحقیق نکرده باشه،یک مرتبه مطالب ضد دین وضد خدا بخونه کهملا ایمانش را از دست می ده.یکجور حس شکاکی وبی اعتمادی به دین ومذهب... حس اینکه همه مطالب دینی دروغه...معلومه در این موقع فرد کاملا هرچه اعتماد واعتقاد به مسائل دینی و مذهبی داسته باشه از بین می ره!!! اما اینها فقط عقلی از بین رفتند.ولی یک سوال آیا این اعتقادات به خدا، زیبایی،عشق،محبت،عرفان از نظر قلبی واحساسی هم از بین می ره؟ من هنوز هم مطمئنم در درون اعماق وجود شما ودر قلب شما، ذره ای واندکی اعتقاد به نیرویی مافوق،نیرویی فنا ناپذیرهست واحساسی دارید که بهتون میگه بخودت تعلق نداری واز جانب یکی دیگه اومدی واونه که به توعقل وجسم وروح داده.حالا از این نیرو واحساس درونی به عنوان خالق،آفریدگار،پروردگاریا همان خدا تعبیر میشه. پس از من به شما دوست خوبم توصیه که اگه بی دین ترین آدم وبی اعتقاد ترین هم که باشی اما هیچ وقت خدا را از زندگیت حذف نکن!!! تو اگه آدمهایی را ببینی که با نیروهای معنوی وعرفانی به چه درجات وقدرتهایی رسیدند وچه کارهای عظیمی می کنند.مطمن باش جای هیچ گونه شک وشبه ای برات نمی مونه که این افراد نیروهاشون را خودشان بدست نیاورد بلکه منشا ومنبعی فرا زمینی داشت که البته نزول تمامی نیروها از جانب خداست. خداست که این نیروها را در نتیجه ریاضت وتقرب به خدا بهشون عطا می کنه.ببینید اگر می خوای بهتون ثابت بشه که خدا هست دقیقا رجوع کن به حالتی که قبلا خدا را قبول داشتی !!!بشین فکر کن ببین جه چیزی باعث شده بود تا خدا را قبول داشته باشی؟چه حسی ،چه نیرویی،حالا یک بار دیگه همه اون حالات را به ذهنت بیار مطمن باش که یک بار دیگه به قلبت یقین میشه که خدایی وجود داره...خالقی باید باشه که آفریدگار آسمانها وبیشمارمنظومه هایی باشه که در بیشمار کهکشان قرار دارند...یکی باید باشه گه این آسمان بی انتها را آفریده باشه.مطمئن باش این هیچکدوم تصادفی بوجود نمیاد.ببین حتما میدونی چند نوع استدلال داریم عقلی،علمی،قلبی و... که مهمترین اونها استدلال واعتقاد قلبی هست. ، در این استدلال دلیل وعلت وجود چیزی به قلب،روح، جان وجسم فرد ورارد میشه وفرد از نظر روح ، جسم وجان کاملا مطمئن میشه که اون مسئله کاملا حقیقت داره ووجود داره ولو اینکه وجود خارجی نداشته باشه وانو نبینه...ببین حتی بیخدایی هم درذهن آدم جا نمی گیره ... این حرفهایی که پیش خودت یا دیگران می زنی که مثلا خدا وجود نداره وهمه چیز تصادفی بوجود اومده باورکن نه ازنظر عقلی جورمیاد نه قلبی.حالتی را تصور کن که بین خداباوری وخدا ناباوری معلق شدی.خب؟؟؟وحالا باید انتخاب کنی.مطمئن باش با تمام اعتقادات ضد دینی وضد خدایی ،باز هم خداباوری را انتخاب می کنی. میدونی چرا؟چون مطمئنی یک حامی داری...یک پشتیبان عظیم داری...یکی همیشه باهاته... یکی خواسته هات را برآورده می کنه...یکی تو تنهایی هات همیشه باهاته که می تونی در همه حال ازش کمک بگیری ... زندگی ودنیای بدون خدا،یک زندگی وهدف پوچی میشه که آدم به همه چیز وهمه چیز مشکوک میشه...اصلا آرامش وآسایش نداره...وهرلحضه منتظر اتقاق و واقعه ای خطرناک است... اما ببین باوجود خدا زندگی چقدر زیباست...چقدر بامعنی ومفهوم میشه...چقدر میتونیم تعاریف وتصانیف زیبا وجالبی درمورد زندگی بکار ببریم... همه چیز دارای هدف وغایت می شوند...ببین توفکر میکنی احساس،عشق وشعورما چیزیه که تصادفی بوجود اومده باشه وهمینجوری در نطفه ما بوده؟؟؟امکان نداره...محاله غیر ممکنه... مطمئن باش تمامی این احساسات،تمامی این عشقها وتمامی این شعورات را یکی به ما عطا کرده...از یکی بهمون به ودیعه وامانت رسیده... این منبعی که این همه خوبی واحساس وعشق را به ما داده همون خدا یا همون خالق هست... اگر همه چیز تصادفی باشه پس نمیشه احساس وشعور هم داسته باشیم...واون موقع فقط همه چیز را بر پایه عقلمون می سنجیم...مطمئن باش اون موقع دیگر انسان نبودیم... انسان با عشق زندگی میکنه وبا عشق زنده است وطبیعتا خودش هم دوست داره که عشق باشه... این عشق وعرفان ومحبت موقعی به درد آدم می خوره که دیگه عقل انسان جواب نده وانسان را به بیراهه هدایت کنند،اون موقع ست دیگه باید به عرفان، احساس وقلب خودت رجوع کنی وشک وشبه را از عقل خودت پاک کنی...حتما قبول داری که جهان مجموعه ای منظمه... خب؟ حالا این نظم زیبایی هم خلق میکنه ... درست مثل جنگل ... یک درخت را تصور کن که تنها تو یه بیابون باشه... خوب معلومه نمی تونه زیاد زیبا نیست... اما حالا مجموعه ای درخت را تصور کن که همه اونها منظم هستند.دربرگ سبز تنه شاخه وگل نظم دارند. خب این نظم زیبایی را به قلب تو وارد می کنه... وتو مظمن میشی که این جنگل یا این مجموعه درخت زیبا هستند.خب حالا برگرد به عقب...اول زیبایی داره...اما قبلش نظم بوده که باعث زیباییی شده ... این نظم وزیبایی به هیچ وجه ممکن نیست اتفاقی وتصادفی بوجود اومده باشه...یکی اینها را خلق کرده دوست من...در نتیجه محاله هیچ زیبایی بدون نظم باشه!!! چون تمام زیبایی لزوما دارای نظم هستند،پس نظم وزیبایی به دل وقلب تو یقین وارد میشه... ودر تو یه حس،ذهن وفکر خوب ودل انگیزی بوجود میاد....ببین تا حالا با خودت تنهایی فکر کردی؟تا حالا با خودت خلوت کردی...حتما کردی...خب ببین مطمئن باش توی تنهایی به نیروی مافوق طبیعی وماوراءطبیعی دراعماق احساسات وقلب خودت میرسی که کاملا بهت یقین میشه که پروردگاری درکاره، خالق قدرتمند ودانایی در کاره که تمام کائنات را با نظم، درایت وحکمت خاصی آفریده که البته هنوز خیلی از حکمتهای خدا بر ما پوشیده است که مظمدن باش با ظهور حضرت بقیة الله ،علم کامل میشه وتمامی ابهامات روشن میشه...اون وقت میخوای چکار کنی؟؟؟؟این را بدون که تمامی ادیان به ظهور معتقد و واقف هستند...تمامی ادیان وپیروان اونها می دونند که بالاخره یک روزی این دوران به سر میرسه وزندگی تازه ای شروع میشه...یک روزی آخرالزمان فرا میرسه واین دوران پرازظلم وبی عدالتی به اتمام می رسه!!! باشه هرجور راحتی...فکر میکنی بشر چرا هنوز نتونسته راز مثلث برمودا ودهها مسئله علمی وطبیعی چیه؟؟؟چرا نمی تونه بگه چطوری بوجود اومده ؟؟؟ چه چیزی سبب پیدایشش شده که همه چزی روبه سمت خودش می کشه وناپدید می کنه بدونه اینکه کوچکترین اثری از جسد،جنازه یا امثالهم باشه...خب این یکی از آن مسائلی است که با ظهور امام عصر حل میشه وحقیقتش بر همه روشن میشه واین تازه یکی از اون مسائله...هزاران مسائل وحقیقت پنهان بربشرمونده که با این همه پیشرفت علم هنوزغیرقابل اثبات هستند.ببین تمامی این تناقضات واشکالاتی که در دین ومذهب وجود داره،هیچکدوم دلیلی بر نبود خدا نیست!!!اصلا نباید ربطی به خدا داشته باشه. تومشکلت با دینه... با حقایق دین... درسته توالان یکسری حقایق واسراری رو از دین ومقدسات می دونی...وتوهمین حالات هم هست که فکر می کنی منشأ تمامی مقدسات واعتقادات الهی وملکوتی یعنی خدا هم مثل سایر مسائل دینی،شاید خرافات ودروغ باشه!!! دوست من مشکل شما با خدا نیست... مشکل شما فقط شک وشبهه دینی هست...واون هم چون رفتی مطالب ضددینی علیه شک .شبهات خوندی دیگه فکر میکنی همه دارند بهت دروغ می گن وحتی اگه یه عالم دین هم بخواد از روی صداقت مشکلت را حل کنه شما باز هم باور نمی کنی ومدام توفکر وذهنت مسائل ضد دین را میاری که موجب بشه تمامی مطالب درست و صادق دینی رو هم باور نکنی...به هرحال دوست من اصلا بهم ربطی نداره که شما خدا را قبول داشته باشی یا نه ...در وظیفه ام بود در حد توانایی وبضاعت خودم شما را ارشاد کنم...بازهم خود مختاری...ققط بدون داری چی کار می کنی!!! شما خودت عقل داری...فکر داری... بشین فکر کن که واقعا خدا وجود داره یا نه؟فقط خواهشا بخودت دروغ نگو!!!با خودت روراست و!!!صادق باش. برات آرزوی موفقیت وسلامتی میکنم دوست من... باید بنده را ببخشید که زیاده گویی وحرافی کردم...چاره ای نداشتم...واقعا عذر می خوام که وقتت رو با خوندن این نامه گرفتم...منتظر نظرات وعقایدت در نامه ات هستم...حتما برایم میل بزن دوست من... راستی شما که خدا را قبول نداری چطوری دعا میکنی؟؟؟وقتی از خلق خدا واز زندگی ناامید میشی وخواسته ای داری به کی پناه میبری؟؟؟کیو صدا میزنی؟؟؟آیا میگی خدایا کمکم کن....!!!موقع دعا چی میگی؟؟؟به کی میگی؟؟؟ یک چیزدیگه،موقع ترک یک نفر که معمولا خدا باوران میگن"خدانگهداریا خداحافظ"شما چی میگی؟؟؟چه واژهای بکار می بری؟؟؟به نظرت الان که زمان ترک من ازشما فرا رسیده ،باید چی بگم؟؟؟درست حدس زدی دوست خوبم منهم میگم خدا نگهدار... وخالصانه از خداوند می خوام که حافظ ونگهدارت باشه...ممنون میشم نامه ام را به خودم پاسخ بدی نه توی وب سایت... به امید دیدار... سپاس & درود
لاویزا شریف اعظم عزیز، من تعدادی از مقالات شما را بر روی سایت اسلام سکولار خواندم. می خواستم بدانم که آیا شما در تدارک سخنرانی یا سیمیناری در آمریکا در باره حقوق زنان در خاور میانه هستید. چیزی که شما می گویید به نظر من کاملا درست است و حقیقت دارد.خیلی شجاع هستید که باز وآزادنه در انظار عموم درباره این موضوع حرف میزنید و جانتان را به خطر می اندازید. من ( شکر خدا)در آمریکا متولدوبزرگ شده ام، اما احساس کردم که همیشه زندگی دوگانه ای داشتم. وقتی با دوستان پاکستانی ام هستم،هرچند که آنها زیاد کنسرواتیو هم نیستند اما هنوز باید جوردیگری رفتارکنم. وقتی با دوستان آمریکایی وغیر مسلمانم هستم بیشتر احساس می کنم که خودم هستم وآزادهستم که هرچه دلم می خواهد بگویم.اما همچنین احساس هم نمی کنم که صد درصد یک آمریکایی سفید هستم. حالا دو تا بچه دارم بعضی اوقات آرزو می کردم در افکارم بیشتر اسلامی می بودم و میتوانستم بسادگی به بچه هایم دنباله رویی معقول از مذهب را بدون داشتن شک انتقال میدادم. ولی در باطن خودم تشخیص دادم با آنچیزی که شما نوشته بودید زندگی بدون ادیان که برای"حقیقی بودن راهشان به بهشت" باهمدیگر رقابت میکنند بهترمی بود،ودراین جنگ برای برد ازحریف انسانهای بیشماری را به اسم خدا ودین کشته اند. اگراین همه پوچ وعبث باشد وخدایی موجود نمی بود چی؟.چطورممکن است همه ادیان حقیقت داشته باشند. وچطور مسلمین فکر می کنند آنها تنها کسانی هستند که بلیط بهشت را در دست دارند.من با تعدادی ازاصول پایه ای اسلام موافقم ( مانند همه ادیان که تعدادی اصول پایه ای خوب دارند)،ولی موقعی شروع کردم به تعمق در جزئیات قرآن وحدیث و تاریخ اسلام ،برای من این عمارت تکه تکه شروع کرد به ریختن. قبل از 11سپتامبر من فقط قبول میکردم که مسلمانم، درضمن من مسلمان پراتیکی نیستم وهرگززیاد در باره مذهب فکر نمی کردم.اما این به من ضربه زد که چه چیزی این فناتیکها را سوق می دهد که اسانهای زیادی را به آن شیوه ای که دیدیم بکشند؟ از آن پس من بعد از سالها شروع به خواندن قرآن و حدیث به اینگلیسی کردم. رک وپوست کنده از چیزی که داشتم میخواندم نا امید و منزجر شدم. سوالهای زیادی درباره اسلام دارم،درباره حقوق زن وعموما چند چیزدرقرآن وحدیث موجود هستند که بیمعنی و نامربوطند، ویا انحراف و خطا هستند. من تعجب می کنم که چطور امکانپذیر است که میلیونها مردم، مسلمانانی که آدمهی نازنینی هستند کورکورانه این دین را تعقیب می کنند وهیچ سوالی نمیکنند ووقتی با آیه هایی ازقرآن که تناقض محض هستند روبرو میشوند فقط سعی می کنند آنها رالعاب بدهند وبگوین که اسلام دینی طبیعی است و قرآن اززیباترین کتابها است وتمامی جوابها را شامل میشود والا آخر.اگر قرآن کتاب خداست پس خدا میداند که مرد یک گرایش غریزی برای کنترل زن دارد پس چرا او با این وصف حقوق مرد را در کتک زدن زنش تذکر میدهد و به آن اشاره می کند؟و اگر همه چیزدرزندگی ما درنقشه بزرگ خداوند وجود داشته است پس چگونه شخص دعا کننده قرار است که چیزی را عوض کند؟آیا این تناقض نیست.؟ البته که من نمیتوانم هیچ سوالی را از دوستان مسلمانم بکنم،من را تماما ازحقوق اجتماعی محروم می کنند.پس من فقط با این روند جلو می روم،ووانمود میکنم که با هرچیزی که آنها درباره اسلام میگویند موافقم، حتی محدوده هایی که عجیب وغریب نامانوس وخرافی هستند. یکی از دوستان مسلمانم که من میتوانم آزادانه با او درباره این موضوعات حرف بزنم،این سوال را کرد، اگر اسلام اینچنین مذهب عالیی است پس چرا زنان در این کشورهای اسلامی از سرکوب شده ترین ها،به بردگی و انقیاد کشیده شده ترینها هستند. بدون شک البته درآمریکا ودیگر کشورهای غربی هم زنان دروضعیتی سرکوب شده هستند،اما خیلی غم انگیز است موقعی آدم داستانهایی شبیه به مخمصه آن زن اهل نیجریه را میشنود واساس وضعیتش ریشه در مذهب دارد. به امید خواندن مقالات بیشتری از شما. مخلص
گولاله روحانی
جیمی بکر سلام! فقط می خواستم به شما تبریک بگویم برای مقاله عالیتان،( اهمیت قادر بودن در نقد اسلام) نوشته اعظم کم گویان وبگویم تماما با عصبانیت ایشان از پدیده ای مانند رشد واوج گرفتن دلجویی ازاین ایدئولوژی ظالم وتوتالیتر سهیم هستم. به این کار غارق العاده وبه مبارزه تان برای روشنگری ادامه بدهید.
اعظم عزیز، برایم خیلی جالب است که راجع به منتشرات جدید شما، نوشته های خبریتان،و هر رویداد جدیدی که در بریتانیا سازمان خواهید داد، با خبر شوم. از شما خیلی ممنون می شوم که ای-میل من را هم به لیست آدرسهایتان در باره این موضوعها اضافه کنید. تشکر فراوان دکنر نزرین نواز پیشنهاد!
سلام، اگر ممکن است در سایتتان به ذبح وحشیانه اسلامی بپردازید.هفته پیش درتلویریون ایران جشنی را نشان دادند که برای به اصطلاح اساتید نخبه برپا شده بود.در این مراسم گوسفندی را نشان دادند که دربین آدمها ول میگشت وقرار بود که بعدا قربانی بشه اونم به شیوه،وحشیانه اسلامی. من فکر میکنم باید در همه جای دنیا از این اقدامات وحشیانه علیه حیوانات جلوگیری بشه.این یک لکه ننگ بر پیشانی اسلام وهمه ادیان واپسگراست. اعظمی کمی گویانی! متاسفم برای درست تلفظ نکردن اسمتان ولی فکر میکنم که شما لایق این احترام نیستید که اسمتان درست تلفظ شود. طریقی که شما از محمد پیامبر (صلح وبخشش خدا ارزانی او باد) انتقاد میکنید،کاملترین فردی که خداوند دوستدار اوبود،وبهترین برای زنان وبه آنها حقوقی را داد که خوابش را هم نمیدیدند.اگرتو با آن مغز کوچکت فکر میکنی که ضد زن بود،تو وآن ابن وراقfuck ،شما باید درخواب زندگی کرده باشید.آیا تا بحال اینرا میدونستید که یهودیت یک دعای ویژه داره که هنگام ورود به کنیسه از خدواند شکرگذار میشوند که آنها را زن نیافریده.؟؟؟ ومسیحیت که حوا را مقصر میدونند برای چیدن سیب در صورتی که اسلام آدم وحوا هردورا مقصر میدوند؟؟؟و یا شما این حقییقت را نمیدانید که آن قتلهای ناموسی که در پاکستان اتفاق می افتد رسوم سنتی هستند که هیچ پایه ای در اسلام ندارند. آیا شما میدانید که جزای تهمت بی عفتی وزنا به زن در قرآن قید شده است ویا آن هم منکر میشوید" این که هر کس زنی پاکدامن را بدنام میکند و چهارتا شاهد ندارد"جزایش 80 ضربه شلاق است و شهادشان برای هرزگی و بی بند وباری نباید بعدا مورد قبول باشد. آیا شما فکر می کنید جزایی اینجوری هم برای مرد وجود دارد؟ استدلالات شما علیه اسلام بی مورد هستند چون پیداست که شما در باره آموزه های اسلامی بدرستی تحقیق نکرده اید.شما به اعمالی در کشورهای به اصطاح مسلمان نگاه کرده اید این کشورها براساس اسلام کار نمیکنند این روشن میشود وقتی کسی مانندfuckمشرف به آمریکا کمک می کند.صبر کنید من فکر میکردم که اسلام قراربود ضد آمریکایی هم باشه؟؟؟چه جوری است که یک نفر به اصطلاح مسلمان به آمریکا کمک می کند.آیا شما کندفکرید که این ریا را نمی بینید؟؟ این ثابت میکند که اسلام در این کشورها پیاده نشده است.شما آیا آموزه های قرآن را می دانید که مدعی هستید که اسلام ضد زن است.من میتوانم بگویم که تو نادان هستی چون این را ثابت کردم!!!.اگر می خواهید در باره درسهای اسلامی بحث کنید من میتوانم به سوالاتت پاسخ دهم!!!.
|
صفحه اول | در باره ما | تماس با ما
Copyright © 2006 bikhodayan.com