|
|
اشکال بزرگ "آفرینش هوشمند"
ترجمه: اعظم کم گویان
آفرینش آلترناتیوی واقعی برای احتمال نیست چون این خود مشکلات بزرگتری را ببار می آورد. چه کسی آفریننده را آفرید؟
منطق استدلالی خلقت گرایان همیشه همان است که بود: برخی از پدیده های طبیعی بطور خاصی غیرقابل تصور بسیار پیچیده خیلی زیبا و شگفت آمیزتر از آن هستند که تصادفا بوجود آمده باشند. آفرینش تنها آلترناتیو احتمال (یا تصادف) به نظر می آید. پس باید یک آفریننده جهان را خلق کرده باشد. پاسخ علمی هم همان است که همیشه بود: آفرینش تنها آلترناتیو احتمال یا تصادف نیست. انتخاب طبیعی بهترین آلترناتیو است. آفرینش آلترناتیوی حقیقی برای احتمال نیست چون این خود بجای حل این معضل اشکالات بزرگتری را ببار می آورد: چه کسی آفریننده را آفرید؟ انتخاب طبیعی پاسخی حقیقی است. این تنها راه حل عملی برای مشکل است. این نه تنها راه حلی عملی بلکه راه حلی مبتنی بر قدرت و مدارک و شواهد است. اساسا غلط و بی پایه بودن آفرینش هوشمند در همانست که فیلسوف نامدار دانیل دنت آن را قلاب آسمانی می خواند. این ایده آفرینش هوشمند چیزی را توضیح نمی دهد مگر آن را در سایه چیزی بزرگتر توضیخ دهد که آنهم خود نیازمند توضیح و تشریح است. انتخاب طبیعی یک ابزار عالی است که از پایه هایی شروع می کند که بسیار ساده و قابل درک هستند و بتدریج به موجودات پیچیده می رسد. مثال دیگر قفلهای ایمنی است که در بانکها می بینید. یک سارق بانک نظرا می تواند خوش شانس باشد و احتمال (تصادف) کد بازکننده قفل را پیدا کند اما در عمل قفلهای ایمنی سخت تر و پیچیده تر از آن هستند و این خوش شانسی را غیر ممکن می کنند. اما یک قفل را که بد درست شده را در نظر بگیرید که بتدریج کد بازکننده خود را آشکار می کند و هر کدام از نمرات آن با ترکیب درست مقداری پول را بیرون بدهد. این همان پروسه انتخاب طبیعی است. این پروسه یا هیچ چیز یا همه چیز نیست بلکه بتدریج به سمت باز شدن می رود و کلید حل مشکل است.
این مطلب از سخنرانی ریچارد داوکینزدر کنفرانس "بسوی یک روشنگری نوین" که در امهرست – نیویورک در 27-29 اکتبر 2005 برگزار شد اخذ شده است. ریچارد دواکینز دارای کرسی چازلز سیمونی در درک علمی برای عامه مردم در دانشگاه آکسفورد انگلستان است.
|
|