خدا دین و حقیقت
در بسیاری از فرهنگها عادی است که جواب داده شود که خدا
این جهان را ازهیچ آفریده است.اما این یک گول زدن
آشکاراست. اگر ما مایل باشیم با شجاعت دنبال سوال را
بگیریم، ما البته باید بعدا بپرسیم پس خدا ازکجا می آید؟ و
اگر ما تعیین کردیم که این سوال بی جواب بماند چرا یک قدم
جلوتر نگذاریم و به این نتیجه برسیم که که جهان همیشه وجود
داشته است.
کارل
ساگان
هرچه بیشتر انسان از ترتیب منظم همه رویدادها اشباع میشود،
به این بیشتر معتقد میشود که در کنار این ترتیب منظم ،
اطاقی برای انگیزه های طبیعتی متفاوت خالی نیست. برای او
نه حکومت انسان و نه حکومت قادر مطلق میتواند به مانند
انگیزه ای مستقل از رویدادهای طبیعی وجود داشته باشد.
مطمئنا این دکترین خدای فردی، که در رویدادها دخالت میکند،
از درون احساس،توسط علم قابل روفتن نیست. برای این دکترین
همیشه ساده است که به قلمروهایی پناه ببرد که دانش عامی
هنوز قادر به پا گذاشتن در آن نیست، اما من معتقدم که چنین
رفتاری از طرف نمایندگان مذهب نه تنها بی ارزش بلکه مصیبت
آمیزهم هست. دکترینی که قرار است فقط در تاریکی از خود
مواظبت کند، خواست احتیاج اثر خود را همراه با لطماتی
بیشمار بر روی ترقی انسان از دست خواهد داد. معلمین مذهبی
در تلاششان برای اخلاق خوب باید قد قامت این را داشته
باشند که دکترین خدای فردی را ول کنند، ول کن، همین آن ترس
و امیدی را در زمانهای گذشته آنچنان قدرت فوق العاده بزرگی
را در دست کشیشان گذاشته بود. ودر تقلاهایشان بهتر است که
خود را به نیروهایی غنی کنند که قادربه کاشتن خوبی، حقیقت
و زیبایی در درون خود انسان هستند. این مطمئنا مشکلتر است
اما غیر قابل مقایسه و با ارزش است.
آلبرت انشتین
بسيارى از مردم در مورد طرفداران تئورى خلقت ساده نگرى مى
کنند و تصور مى کنند
آنها مردم معمولى انجيل خوان
ساکن شهرهاى کوچکند که فکر مى کنند عمر زمين فقط چند
هزار سال است و استخوانهاى
دايناسورها از دوران طوفان نوح بجا مانده است. خلقت
گرايانى از اين نوع مطمئنا وجود
دارند اما نفوذ آنها در سالهاى اخير کم و کمتر شده
و در عوض
نوع پيچيده ترى به ميدان آمده اند که مدافع خلقت هستند اما
تلاش می کنند آن را با پوششی امروزی و سکولار به مردم و
جامعه تحمیل و قالب کنند.
اعظم
کم گویان
روحانیت مجرد یک ایده خوب است زیرا تمایل دارد که میل ارثی
رو به فناتیسم را سرکوب کند.
کارل
ساگان
این
دکترین که زمین مرکز عالم نیست و
ثابت نیست، بلکه حرکت میکند وچرخشی
روزانه دارد، پوچ و
مزخرف است واز لحاظ فلسفی و
الاهیات جعلی و
در آخر یک خطای
ایمانی است.( حکم کلیسای کاتولیک بر علیه گالیله)
گالیله
مذهبی بودن عمیق من در سن 12سالگی با خواندن کتابهای
عامیانه علمی پایانی ناگهانی داشت.
انشتین
ادعای اینکه زمین به دور خورشید می چرخد مانند غلطی است که
مدعی شد مسیح از یک باکره متولد نشده است.
گالیله
سکولاريسم را بايد همانطور تعريف کرد که رايج است.
راديکاليسم زيادى نميشود به اين
مقوله الصاق کرد. سکولاريسم
يعنى جدايى مذهب از دولت و آموزش و پرورش. جدا بودن
مذهب از هويت شهروندى و تعريف
حقوق و اختيارات و وظايف شهروندان. تبديل مذهب به يک
امر خصوصى. وقتى مذهب فرد در
تعريف مشخصات اجتماعى و سياسى او و در تلاقى فرد و
دولت و فرد و بوروکراسى وارد
تصوير نشود. به اين اعتبار سکولاريسم يک مجموعه شرايط
حداقل است.
منصور حکمت
این ایده که خدا مذکری سفید پوست و بزرگترازاندازه است که
با ریشی پیچ درپیچ وآویزان درآسمان نشسته است و واژگون شدن
هرگنجشکی را زیر نظر دارد و حساب می کند چرند و خنده
آوراست. اما اگر منظور کسی ازخدا قوانین فیزیکی حاکم
برجهان است،این خدا به روشنی وجود دارد، این خداعاطفتا
قانع کننده نیست، دعا کردن در قوانین جاذبه هیچ تغییری نمی
دهد.
کارل
ساگان
تقریبا روشن است که بهشت مذهبی دوران جوانی ،چیزی که من از
دست داده ام ، اولین تقلا بود که خودم را از زنجیرهای
"شخصی، فقط ، نه بیشتر" آزاد کنم- از وجودی که تحت فرمان،
آرزوها ، و امیدهای ابتدایی است.
انشتین
تصدیق اینکه خورشید مرکزعالم است وفقط بر روی محور خود می
چرخد، بدون حرکت کردن از شرق به غرب بر خورد ورفتاری
خطرناک است و نه تنها تحریک کننده فلاسفه وتئولوژیستهای
مدارس وآموزشگاها محسوب می شود بلکه درضدیت با کتاب آسمانی
اسنت و ایمان مقدسمان را جریحه دارمیکند.( کاردینال
بلارمینو رئیس کالج کلیسای رم که گالیله را برای آثار
ستاره شناس اش زندانی و شکنجه کرد.)
گالیله
شما یک فرد مذهبی را نمی توانید با هیچ چیزی متقاعد
کنید.برای آنها ایمان و عقیده اساسش شواهد نیست بلکه
اساسش، جایگاه آن نیازعمیق به ایمان است.
کارل
ساگان
ترجمه:
فرزاد نازاری
www.bikhodayan.com