جنگهاى مقدس (٢)

 

 

 

 

 

 

جنگهاى مقدس (٢)

انديشه هاى يک فيزيکدان نجوم درباره مساله خدا

نيل دگراس تايسون

ترجمه: اعظم کم گويان

با توصيف حرکات ويژه اى که زمين در مقابل سيارات زمينه خود داشت، مدل زمين ــ محور جهان بدون هيچگونه مشاهده معينى، تناقض خود را با واقعيات نشان داد. اين حتى مدتها بعد از آن بود که کپرنيک مدل خورشيد ــ محور جهان را يک حدود يک قرن قبل طرح کرده بود. مدل زمين ــ محور مطابق با تعاليم کليساى کاتوليک و تعابير رايج انجيل بود که در آن زمين قبل از خورشيد و ماه خلق شده بود و توصيفات آن در اولين آيه هاى کتاب خلقت انجيل آمده است. اگر شما قبلا خلق شده باشيد طبعا بايد محور کليه حرکات در جهان باشيد. اگر نه کجاى ديگر مى توانيد قرار داشته باشيد؟ بعلاوه خورشيد و ماه هر دو سيارات صاف و يکدستى فرض مى شدند. چرا يک خداوند عاقل و توانا بايد چيزى ديگرى را خلق مى کرد؟

البته همه اينها با اختراع تلسکوپ و مشاهدات گاليله از آسمان تغيير کرد. دستگاه چشمى جديد (تلسکوپ) جنبه هايى از کائنات را نشان مى داد که قويا با درک و برداشتهاى مردم از جهانى که توسط خداى خلق شده از آسمانها، که محور آن زمين و بدون عيب و نقص بود، تناقض داشت. سطح ماه ناهموار و صخره اى بود، سطح خورشيد نقاطى داشت که حول خود مى چرخيد، ژوپيتر اقمارى از خود داشت که حول آن مى چرخيدند و نه حول زمين، ونوس مانند ماه داراى فازهاى مختلفى بود: هلال، تمام و غيره. گاليله بخاطر اين مشاهدات راديکال که مسيحيت را به لرزه درآورد، محاکمه شد، به جرم بدعت محکوم گرديد و در خانه خود زندانى شد. اين مجازات در مقايسه با آنچه که چند دهه قبل از گاليله بر سر جوردانو برونو آوردند، ملايم بود. برونو به جرم بدعت محکوم شد و بخاطر گفتن اينکه زمين ممکن است تنها محل قابل زندگى در جهان نباشد، روى آتش سوزانده شد.

منظورم اين نيست که دانشمندان توانا که متد علمى را با درايت در پيش گرفتند، کم مرتکب اشتباه شده اند. آنها هم اشتباه مرتکب شدند. بسيارى از ادعاهاى علمى پيشتاز نهايتا بدليل اطلاعات ناقص قابت نخواهند شد. اما متد عملى که کار تحقيق و تفحص را تا انتها دنبال مى کند، باعث طرح ايده هاى جديد، مدل و تئوريهاى پيش بينى کننده اى شده که مى توانند صحيح باشند. هيچ نوع دستگاه ديگرى در تاريخ تفکر بشر به اندازه متد عملى در گسترش درک و فهم بشر نفوذ و تاثير نداشته است.

علم گاهگاهى به کوتاه بينى و بسته بودن ذهنى يا لجاجت متهم شده است. مردم معمولا اين اتهامات را وقتى مى زنند که مى بينند ستاره شناسى، پارانورمال و چيزهايى که روتين اتفاق مى افتند و ادعا مى شوند، بخاطر کار دانشمندان بى اعتبار مى شوند. چون اين ادعاها در آزمايشات شکست مى خورند و فاقد شواهد و مدارکى قابل اتکا هستند. اين نوع ترديدها در ادعاهاى علمى ژورنالهاى تحقيق تخصصى هم بکار برده مى شوند. نگاه کنيد وقتى دانشمندان استانلى پون و مارتين فليشمن در يک کنفرانس مطبوعاتى در يوتا ادعا کردند که در آزمايشگاه ترکيب اتمى سرد خلق کرده اند، دانشمندان فورا عکس العمل نشان دادند و پس از چند روز کاملا روشن شد که نتايج ترکيب اتمى سرد اصولا قابل تکثير و خلق مجدد نيست و از اين رد ادعاى آنها بزرودى رد شد. چنين وقايعى روزمره اتفاق مى افتند. ادعاهايى که به خبرهاى بزرگ روز تبديل مى شوند آنهايى هستند که مى توانند روى اقتصاد جامعه تاثير بگذارند.

با دانشمندانى که مى توانند اين ميزان قوى از ترديد و سوال کردن را کار خود نشان بدهند، برخى از مردم ممکن است متعجب شوند وقتى بدانند که دانشمندان بيشترى هستند که قدردانى و پاداش خود را متوجه کسانى مى کنند که حتى مى کوشند در معيارها و سنجشهاى تثبيت شده نيز عيب و اشکالات احتمالى را بيابند. اين قدردانى و پاداش همچنين در حق کسانى روا داشته مى شود که راه و روشهاى جديدى براى درک جهان کشف کنند.

تقريبا کليه دانشمندان معروف، هر کدام را که مى خواهيد نام ببريد، در زمان حيات خود مورد قدردانى قرار گرفته اند و ارزش کارشان روشن شده است. اين راه موفقيت آميز تقريبا با بسيارى از دستگاهها و سيستم هاى زندگى بشر بخصوص مذهب در تعارض بوده است.

البته گفتن همه اينها به اين معنى نيست که در جهان دانشمندان مذهبى وجود ندارند. در يک بررسى تازه در مورد اعتقادات مذهبى در بين متخصصين رياضيات و علوم، ٦٥ درصد از رياضيدانان (بالاترين ميزان) خود را مذهبى اعلام کرده اند. متوسط اين ارقام در سطح کشور آمريکا ٤٠ درصد بوده که طى قرن گذشته تغيير نکرده است. جهت اطلاع، ٩٠ درصد مردم در آمريکا مى گويند مذهبى هستند. (بالاترين ميزان در جوامع غربى)

اما دانشمندانى که مذهبى هستند چه؟ يک مساله روشن و واضح است، محققين موفق، علم خود را از عقايد مذهبى شان اخذ نمى کنند، بر عکس، متدهاى علوم سهمى کمى يا هيچ سهمى در اصول اخلاقى (اتيک)، زيبائى، عشق، نفرت، زيبائى شناسى، اخلاق و الهام بخشى ندارند. اينها عناصر حياتى زندگى متمدن هستند و مورد توجه محورى تقريبا کليه اديان قرار دارند. همه اينها به اين معنى است که براى اغلب دانشمندان، هيچ تعارضى بين علائق شخصى خود و کارهاى عملى شان وجود ندارد.

ادامه دارد.

از کتاب علم و دين تاليف پاول کرتز

 

 

www.bikhodayan.com