جنگهاى مقدس

 

 

 

 

 

 

جنگهاى مقدس

انديشه هاى يک فيزيکدان نجوم درباره مساله خدا

نيل دگراس تايسون

ترجمه: اعظم کم گويان

تقريبا در تمامى سخنرانيهايى که من درباره جهان (کائنات) کرده ام سعى کرده ام وقت کافى براى سوالات و پاسخ به آنها در انتهاى جلسه بگذارم. توالى موضوعات هميشه قابل پيش بينى است. اول، سوالاتى که مستقيما به سخنرانى مربوط است طرح مى شوند. سپس به سوالات بحث برانگيزى مانند حفره هاى سياه و بيگ بنگ و کواسارها مى رسند و اگر من وقت کافى براى پاسخ به همه اينها را داشته باشم و اگر سخنرانى در آمريکا باشد آنوقت موضوع به خدا مى رسد. سوالات تيپيک اينها هستند: آيا دانشمندان به خدا عقيده دارند؟ و آيا مطالعات تو در فيزيک نجوم يا فيزيک ستاره شناسى باعث شده کمتر يا بيشتر مذهبى باشى؟

شرکتهاى انتشاراتى متوجه شده اند که پول زيادى حول مساله خدا خوابيده بخصوص وقتى که مولف يک دانشمند باشد و عنوان کتاب هم مربوط به تم هاى رابطه مذهب با علوم باشد. کتابهاى موفق عبارتند از: خدا و ستاره شناسان از رابرت جاسترو، ذره خداگونه از لئون لدرمن، شناخت کائنات، خدا و رستاخيز مردگان از فرانک تيپلر، خدا و فيزيک نوين و ذهنيت خدا از پاول ديويس. هريک از مولفين نامبرده فيزيکدان يا ستاره شناس معتبرى هستند و گرچه کتابهاى آنها منحصرا مذهبى نيست اما خوانندگان را تشويق مى کنند که خدا را به مکالمه درباره فيزيک يا نجوم بياورند و حتى استيون جى گولد که يک داروينيست و اگنوستيک مومن است با کتاب خود "علوم و دين در پر ساختن زندگى" به جمع فوق پيوسته است.

موفقيت مالى اين آثار منتشر شده نشان داد که مردم آمريکا اگر شما بعنوان دانشمند باز و علنى راجع به مذهب بنويسيد دلارهاى بيشترى مى پردازند. پس از انتشار کتاب "فيزيک بى اخلاقى" که درباره اين بود که آيا علم فيزيک اجازه مى دهد که شما و روحتان مدتها پس از اينکه از اين دنيا رفتيد، باقى بمانيد، تور معرفى و فروش اين کتاب در جلسات سخنرانى ترتيب داده شده توسط گروههاى پروتستان که پول خوبى بابت اين سخنرانيها به سخنران مى پرداختند، بسيار موفق بود. اين صنعت موفق انتشاراتى درباره مذهب و علم در سالهاى اخير و بدليل تلاشهاى بنيانگزار بنياد مالى تمپلتون، سر جان تمپلتون، که مى خواهد بين دين و علم آشتى و وفاق ايجاد کند، شکوفا شده است. تمپلتون علاوه بر حمايت همه جانبه از ورک شاپها و کنفرانسها درباره اين موضوع، به دانشمندانى که دوستانه يا بى آزار درباره دين مى نويسند، جايزه هاى ساليانه اى تقديم مى کند که مقدار آن از جايزه نوبل بيشتر است.

بگذاريد بدون ترديد بگوئيم که با عملکرد تاکنونى، هيچ زمينه مشترکى بين علم و دين موجود نيست. همچنانکه در اثر قرن نوزدهم "تاريخ جنگ علم با الهيات در مسيحيت" به قلم مورخ و پرزيدنت دانشگاه کورنل آندرو دى وايت، آمده، تاريخ يک رابطه طولانى سراسر جنگ و کشمکش بين علم و دين بر حسب اينکه کداميک در جامعه موقعيت مسلطه را داشتند، نشان مى دهد.

ادعاهاى علوم مبتنى بر صحت تجربى آنهاست در حاليکه ادعاهاى دين بر ايمان دينى استوار است. راهکارهاى دينى و علمى همواره غير قابل آشتى با يکديگرند. همچنانکه در مذاکره بر سر گروگانها در گروگانگيرى مرسوم است، محتملا بهتر است دو طرف دعوا در حال ديالوگ و بحث با يکديگر باشند. اذهان قوى علمى از کلاوديوس پتولمى در قرن دوم تا نيوتون در قرن هفدهم، نبوغ قدرتمند خود را در تلاش براى درک و استنتاج ماهيت جهان و کائنات، از بيانيه هاى فلسفى مبتنى بر دين بکار بردند. در واقع نيوتون تا زمان مرگش بيش از آنکه راجع به قوانين فيزيک بنويسد درباره خدا و دين نوشت و اين تلاشى پوچ براى بکار بردن کروولوژى انجيلى در درک و پيش بينى وقايع طبيعى در جهان مادى بود. اگر هر يک از اين تلاشها موفق مى شد دين و علم امروز از يکديگر غير قابل تشخيص مى بودند.

استدلال، ساده است. من تاکنون يک پيش بينى موفق درباره جهان فيزيکى که از محتويات سندى مذهبى اخذ شده باشد، نديده ام. در واقع مى توانم جمله قويترى بگويم: هر وقت مردم اسناد مذهبى را براى پيش بينى دقيق جهان فيزيکى بکار بردند، آشکارا راه را غلط رفته و شکست خورده اند. منظورم از پيش بينى، يک بيانيه درباره رفتار آزمايش نشده پديده ها و اشيا در دنياى طبيعى و مادى، قبل از وقوع يک واقعه است. اگر شما بيانيه اى راجع به چيزى پس از وقوع آن بدهيد، اين ديگر پيش بينى نيست بلکه پس بينى است. پس بينى، ستون فقرات و هسته اصلى افسانه هاى خلقت و مشابهان آن است و چيزى نيست جز توصيف پديده هايى که موجود و شناخته شده هستند. در دنياى علوم، يک دوجين پس بينى، ارزش يک تک پيش بينى موفق را ندارد.

عالى ترين پيش بينى ها، پيش بينى هايى مستمر درباره پايان اين دنياست که هيچ کدام تاکنون حقيقت نداشته اند. اما پيش بينى هاى ديگر يا سد راه علم شده اند يا آن را منحرف و وارونه کرده اند. يک نمونه اصلى محاکمه گاليله است که نشان داد جهان از بنياد با نظريه هاى غالب کليساى کاتوليک متفادت است. با وقوف به ماهيت انگيزاسيون، اذعان به اينکه زمين مرکز جهان است در مشاهده، معقول بنظر مى آمد.

ادامه دارد.

از کتاب علم و دين تاليف پاول کرتز

 

 

www.bikhodayan.com