خدا، دين و حقيقت

 

 

 

 

 

 

 

حمله سيک ها به نمايشنامه اى که مذهب سيک را مورد انتقاد قرار داده بود، بازى آخر مالتى کالچراليسم يعنى ورژن امروزى قبيله گرايى (ترايباليسم) است. نتيجه نهايى، برخورد با مردم بمثابه گروه و طايفه، بجاى فرد و انسان است. بايد به انسانها بعنوان فرد نگريست. برابرى در مقابل قانون و تبادل اجتماعى انسانها با هم و نه گروهها بايد مبنا باشد. نبايد هيچ نوع امتيازى به اقليت و گروه داد؛ قانون نبايد تمايزات را برجسته و تشويق و ترغيب کند.

سوزان بلاگر


انسان ابتدائا ناخود ــ آگاه و بطور غير داوطلبانه اى خدا را در ايماژ خود خلق
مى کند. بعد اين خدا (يا مذهب) آگاهانه و داوطلبانه، انسان را در ايماژ خود مى آفريند.

فوئرباخ از "ماهيت مسيحيت" ١٨٤١

مسيحيت در واقع مدتهاست که محو شده نه فقط از عرصه استدلال و بحث بلکه از زندگى نوع بشر هم و اکنون مسيحيت چيزى جز يک ايده ايستا و مرده نيست.

فوئرباخ از "فلسفه و مسيحيت" ١٨٣٩

هر زمان اخلاق مبتنى بر الهيات باشد، هر وقت حقوق انسانها متکى به قدرت آسمانى باشد، بيشترين بى اخلاقيها، کارهاى ضد اخلاقى، بى عدالتيها و ناجورترين چيزها مى تواند اتفاق بيفتد و تثبيت بشود.

فوئرباخ از "ماهيت مسيحيت" ١٨٤١

خدا توصيف کننده مسايل غير قابل توصيف و توضيح است؛ چيزى را نمى تواند توضيح بدهد چون همه چيز را بدون هيچ تميز و تشخيصى وصف مى کند. خدا شب و تاريکى تئورى است. خدا با زدودن معيارها و شاخصها از مغز، ذهن انسان را صاف و باز مى کند. خدا موجود چيز ندانى است که همه ترديدها را با طرد و محکوم نمودن آنها، حل مى کند. خدا همه چيز را مى داند چون هيچ چيز را بطور مشخص نمى داند و هر چيز که بر قدرت عقل و استدلال انسان تاثير مى گذارد، از منظر اديان هيچ و پوچ هستند؛ هويت خود را از دست مى دهند و از چشم خدا صفر و ناموجودند. شب و تاريکى مادر دين است.

فوئرباخ از "ماهيت مسيحيت" ١٨٤١

تنها آرزوى من تبديل دوستان خدا به دوستان انسان است؛ تبديل مومنين به مردمان فکور، تبديل دعا کنندگان به کار و فعاليت کنندگان، تبديل کانديداهاى بهشت به ساکنين و دانش آموزان اين دنياى فعلى، تبديل مسيحيان که خود را نيمه حيوان و نيمه غرشته مى دانند به انسانهاى تمام و کامل است.

فوئرباخ از سخنرانيهايى درباره مسيحيت
 

مدارس سکولار هرگز قابل تحمل نيستند چون هيچگونه تعاليم و آموزش مذهبى ندارند. اصول عمومى اخلاقى بدون بنياد مذهبى، پادرهواست. تعليم و تربيت بايد مبتنى بر ايمان باشد. ما به انسانهاى مومن به دين نياز داريم.
آدولف هيتلر، از سخنرانى ٢٦ آوريل ١٩٣٣ مه به معاهده نازى ــ واتيکان در ١٩٣٣ منجر شد.
 

حقيقت ساده اين است که هر وقت مذهب در موقعيت اداره جامعه قرار مى گيرد، شقاوت و کوردلى نتيجه آن خواهد بود. انگيزاسيون مسيحى يا طالبان اسلامى. با اين حال اديان هنوز هم مصرانه ادعا مى کنند که آنها دستيابى ويژه اى به اصول اخلاقى را فراهم مى کنند و بايد امتيازات ويژه اى به آنها داد.

سلمان رشدى


آزادى مذهب و آزادى از مذهب بمعنى اين است که دولت بايد نسبت به به دين خنثى
باشد تا اگر همه خواستيم عبادت کنيم يا نه، بتوانيم بدون هيچ نوع فشار و آزارى، انتخاب خود را بکنيم حتى اگر اعتقداتمان خلاف کليه اصول اديان باشد.

دايانا نارکيسو

 

اگر بدین منظور کار من منفی وغیرمذهبی والحادی است، بگذار یادآوری شود که آتئیسم در شعور این کار، راز  خود مذهب است. که خود مذهب نه واقعا سطحی که بنیادا نه از روی قصد و موقعیت برترش بلکه در درون و جوهرش به چیزی غیر از اینکه طبیعت انسان حقیقتی الهی است معتقد نیست.

برای انسان حقیقتا متدین خداوند بی خصیصه نیست . انکار آخرت و پیشگویی های مطلق، با هرچه قدر تظاهر به سود دین انکار دین است پس به عنوان یک حاشا شناخته نمی شود سهل و ساده یک آتئیسم زیرکانه و پنهان است.

مسیحیت مدتهاست که ناپدید شده است نه تنها از استدلال بلکه همچنان از زندگی انسان نوعی، و هیچ چیز به غیر از یک ایده مقطوع و ثابت نیست.

وئر باخف

 

ترجمه: فرزاد نازارى

 

www.bikhodayan.com