|
اسلام و زنان |
|
اسلام و زنان (٢) محمد يونس شيخ قانون گذارى اسلامى بسيار از آنچه که محمد ابتدائا در مذهب گرايى قبيله اى خود که مى خواست زنان را از جايگاه بحق خود در جامعه محروم و در امور ارث فرودست کند، فراتر رفت. در حاليکه قرآن در زمينه ارث براى زنان حقوقى قائل شده بود، ملاهاى اسلامى، نهاد وقف را قانونى کردند تا دختران خانواده و فرزندان آنها را از ارث محروم بسازند. با وجود اينکه قرآن به زن حق ارث داد، زن همچنان صغير محسوب گرديد، از تحصيل محروم و به سرپرستى پدر، شوهر و پسر محتاج ماندند. در واقع جايگاه زن در اسلام در حرف و نظر بسيار رفيع و در عمل بسيار پست و پائين است. تعداد فراوان حرمسراها (محل زندگى بردگان جنسى) سرانجام در زمان خلافت ال وليد دوم، نهادى شد و به موقعيت پست زن در اسلام رسميت بخشيد. هارون الرشيد خليفه اسلام خود ٢٠٠٠ برده جنسى داشت. خليفه متوکل ٤٠٠٠ برده جنسى، و هر ملا، سرباز و مقام ادارى دولت اسلامى تعدادى برده مرد و برده جنسى زن از مردم تمدنهاى غارت شده توسط اسلام داشتند. عجيب نيست که در ١٤٠٠ سال تاريخ اسلام، فقط تعداد بسيار کمى زنان برجسته وجود داشته اند چون زنان مجاز به آموختن و تجربه و فکر کردن نبودند. و آنهايى که تصادفا يا بخاطر سنتهاى ماقبل اسلامى به کريدورهاى قدرت وارد شدند بعدها با فرمان ملاهاى متعصب و مومنين حذف گرديدند. در واقع، ضد زن بودن اسلام به همان اندازه ضد زن بودن مسيحيت شنيع بود که صدها هزار زن را بعنوان جادوگر در قرون ١٥، ١٦ و ١٧ در آتش سوزاندند. نفرت از زن در امپراطورى اسلامى و در بين ملاها و خلفا باعث شد که حقوق زن تحت سيستم قانونى شريعه کاملا پايمال بشود. تاريخ امروزى اسلام صرفا تدام همان روش اسلام قبيله اى و عتيق است و اين فقط تکنولوژى، لفظ و ظاهر است که مدرن شده است. شبه قاره هند همانند آفريقا از ويرانى و تحقير توسط اسلام عذاب کشيد. ژنرال اسلامى محمدبن قاسم تمدنهاى بودايى و هندو را نابود کرد. محمد ابن قاسم که براساس دستورات فرماندار حجاج ابن يوسف دشمن قسم خورده حضرت على و حضرت حسين و خانواده شان عمل مى کرد ــ برخى از اينها به پادشاهى بودايست راجا داهير پناهنده شده بودندــ اين پادشاهى را در سال ٧١٢ فتح کرده و راهزنان و غارتگران اسلامى او معابد را ويران کردند، مجسمه ها را خورد کردند و کاخها را غارت و هزاران نفر را به قتل رساندند. ارتش اسلامى او فقط در عرض سه روز مردان دبال را سلاخى کرده و زنان و کودکان را به بردگى گرفتند. بعدا او بسيارى از زندانيان را آزاد کرد و تلاش کرد سيستمى بر مبناى قانونى عادلانه برقرار کند که موجب خشم حجاج بن يوسف قاتل و آدمکش شد. سپس قاسم دوباره به توحش اسلامى بازگشت و ١٥ تا ١٦ هزار نفر را در برهمن آباد قتل عام کرد و زنان و کودکان را به بازارهاى برده فروشى فرستاد. اين آغاز نابودى تمدن کلاسيک و قديمى هند و قرون وسطاى تاريک اسلامى در اين کشور بود. قرن يازدهم شاهد يک قاتل و راهزن اسلامى ديگر يعنى سلطان محمود قزوينى عامل خليفه اسلامى در هند بود. او تمدن عظيم هند را ويران کرد و ثروت آن را بغارت برد. پنجاه هزار هندو در يک حمله در سومنات به قتل رسيدند. سلطان محمود هفده بار هند را اشغال کرد. هزاران زن و مرد هندو به بازارهاى برده فروشى اسلامى افغانى فرستاده شدند. دختران با فرهنگ و تحصيلکرده خانواده هاى اعيان هندو در قبال پولى معادل يک پوند انگليس به اسلاميون افغانى فروخته شدند. اين اسلاميون هريک پنج زن داشتند. از آنجا که جمعيت زنان در اثر اين حملات زياد شده بود، ملاهاى پليد اسلامى ترجمه و تعبيرى از قرآن دادند که طبق آن هر مرد مى توانست با ١٨ زن ازدواج کند و با تعداد نامحدودى کنيز رابطه جنسى داشته باشد. بزودى دستگاه نظامى خلافت اسلامى، در هيات ترک ها و مغولها دهلى را نابود و هند را به يک کمپ بردگى تبديل کردند. سلطان فيروز شاه توقلاق، يک فرماندار اسلامى ترک، ١٠٠ هزار برده جنسى و کنيز در حرم شخصى خود داشت. اما بايد در مورد اکبرشاه امپراطور آزاد انديش مغول حق مطلب را ادا کرد. او از عنوان "شاه مسلمانان" خوددارى کرد و ترجيح داد سايه خدا ناميده شود. چون با ذهن و بيان زمان خود اعلام کرد خدا مدافع همه مسلمانان، هندوها و نژادها و مخلوقات ديگرى از بشر است. او عقيده به اسلام را از دست داد و از استعداد خود براى خلق مذهبى پلوراليستى که سنتهاى اديان و ايدئولوژيهاى تا آن زمان هند را در بر بگيرد، استفاده کرد. او حتى کشيش هاى مسيحى ژزوئيت را از گوا دعوت به شرکت در مباحث ايدئولوژيک کاخ خود کرد اما نتوانست افسانه کودکانه "مسيح پسر خداست" را هضم کند. امپراطورى قرون وسطايى اسلامى در ترکيه عثمانى پس از شکست از کشورهاى محور در جنگ جهانى اول و با عروج مصطقى کمال پاشا ناپديد شد. گرچه بزودى در قالب امپراطورى اسلامى عربستان سعودى ظاهر شد. جالب است بدانيم که در حاليکه امپراطورى مقدس مسيحى بريتانيا در غرب براى کنترل افراد در مستعمره هايش به ارتشهاى آماده احتياج داشت، حکومت دينى اسلامى عربستان سعودى در شرق به ارتش ملاها و آخوندها و امام ها که در مساجد مستقرند و ذهن مردم را از نظر اجتماعى، فرهنگى، معنوى و روانى کنترل مى کنند نياز داشت. درست است که اسلام روابط و وفاداريهاى قديمى و قبيله اى عرب و برخى از سنتها و تابوهاى آن را از بين برد، اما يک قبيله جديد به نام اسلام با محمد بعنوان رئيس خانواده هاشمى و قريش، قبيله عتيق را با يک قبيله تئوکراتيک جديد جايگزين کرد. اين قبيله بسيارى از آئينهاى بت پرستانه گذشته در عبادت و بسيارى از تابوها و سنتها را حفظ کرد. وفادارى خونى و قبيله اى با وفادارى مذهبى جايگزين شد. اسلام، تداوم جاهليت در پوشش مقدس دينى است. اسلام جهل و جاهليت و تداوم همان عقب ماندگى است. با ظهور چاههاى نفت در عربستان سعودى، دلارهاى نفتى براى حمايت از جريانات افراطى اسلامى در سراسر دنيا بکار برده شد و مى شود. با اين دلارهاى نفتى براى کنترل سياسى و اجتماعى مردم و پروپاگانداى اسلامى در سراسر دنيا هزاران مسجد، مدرسه اسلامى، روزنامه، مجله و راديو و تلويزيون ايجاد شد. هزار مسجد فقط در چند سال گذشته در آمريکا ايجاد شده اند. مغزشويى اسلامى و پروپاگانداى سياسى در اين مراکز درست شده ادامه دارد. همه انواع تروريسم اسلام افراطى از عربستان سرچشمه مى گيرد. کسانى که از اسلام نوع عربستان سعودى سرپيچى کنند حزب شيطان ناميده مى شوند و بايد توسط حزب الله از بين برده شوند. عربستان سعودى بدترين نمونه جهل و خرافه و عقب ماندگى ذهنى و اجتماعى است. بردگى تا سالهاى دهه ١٩٦٠ در اين کشور قانونى بود و براساس درخواست شخصى رئيس جمهور آمريکا جان اف کندى رسما ملغا شد، هرچند که با اسم جديد خدمتکار خانگى زن در منازل شخصى بربرهاى بى تمدن اسلامى همچنان ادامه دارد. دلارهاى نفتى سعودى براى اشاعه و تحکيم قانون شريعه و تثبيت و حاکميت ملاها، تروريسم و خودکامگى حاکميت اسلامى در سراسر جهان بکار برده مى شود. ادامه دارد.
|
|
www.bikhodayan.com |