|
اسلام و زنان
محمد يونس شيخ
محمد يونس شيخ از
انسانهاى آزاده و منتقدين اسلام در پاکستان بود که به همين دليل از مرتجعين
اسلامى فتواى مرگ گرفت. او به اتهام کفر زندانى شد و پس از مدتها انتظار
مرگ کشيدن، در اثر تلاش مدافعين حقوق انسانى در سراسر جهان از زندان آزاد و
در غرب پناهنده شد.
با تشکر از يونس شيخ عزيز
که اين مقاله را براى بى خدايان نوشته اند و اينجا ترجمه فارسى آن را مى
خوانيد.
سردبير
قبل از ظهور اسلام، زنان
عرب بت پرست در شرايط بهتر و اوضاع محترم ترى در جامعه زندگى مى کردند.
بسيارى مانند خديجه اولين همسر محمد پيغمبر اسلام، در کسب و کار، در انتخاب
همسر يا طلاق از همسر بر اساس سيستم مادر سالارى، حقوق بيشترى داشتند. زنان
در فعاليتهاى مربوط به جنگ و صلح و عبادتهاى عمومى شرکت مى کردند.
در سيستم بت پرستانه و زن
سالارانه عرب، خدا ـــ زن ها يا خدايان زن جايگاه ويژه اى داشتند. در مکه
ال عزى خداى زن، در طائف ال لات، و در مدينه منات محبوب ترين بت هاى مورد
پرستش بودند و جايگاه آنها بسيار رفيع بود در حاليکه الله عبوس و غدار
تقريبا به هيچ گرفته مى شد.
شعر اعراب بت پرست اساسا
درباره زيبائى و وقار زنانشان و افتخار کردن به ارزشهاى قبيله اى در جنگ و
صلح بود. و فقط در يکى از قبايل مکه بود که روش پليد زنده بگور کردن دختران
حاکم بود.
در جامعه ماقبل اسلام،
بسيار غير عادى بود که مردى بيش از يک زن در خانه اش داشته باشد و اين ديگر
اثبات شده است که چند همسرى مردان توسط محمد بعد از وحى و ابلاغ اسلام به
وى از جانب خود او اعلام و تشويق شد. در اسلام زنان بايد تا آنجا که مى
توانستند مسلمان توليد کنند. اين نهايتا باعث زوال موقعيت زنان متاهل در
جامعه اسلامى شد. در حاليکه در سنت ماقبل اسلام اعراب، اشکال منعطف تر
ازدواج مبتنى بر مادرسالارى، به زنان بعنوان انسان آزادى و فضاى عمل بيشترى
براى زندگى مى داد، احکام ساختگى و سختگيرانه عقد اسلامى ازدواج را به يک
بردگى جنسى و اجتماعى تنزل داد.
پيغمبر اسلام قبل از
پيغمبر شدن، با زنده بگور کردن نوزادان دختر مخالفت کرد، او مشتاق بود که
براى يک زن کار کند و با يک زن طلاق گرفته ازدواج کرد. اسلام اوليه، بسيارى
از سنتهاى قبيله اى ماقبل اسلام را ادامه داد. بطور مثال حجاب براى زنان
مدينه در کار نبود، و سپس در دوره بعدى بود که ٩ زن پيغمبر بدليل اينکه
خانه او پر از بازديد کنندگان بود، حضور اجتماعى خود را محدود کردند، در
عين حال زنانى که بعنوان برده در خانه محمد بودند، مشمول اين محدوديت ها
نبودند.
در واقع حجاب نيمه آشکار
و نيم چهره آن زمان يک رسم قديمى بجا مانده از زمان آسوريان بود و در آن
زمان مظهر يک تمايز اجتماعى براى زنان آزاد بود. زنان عرب ماقبل اسلام در
شهرها غالبا حجاب نيمه آشکار و نيم چهره را مى پوشيدند اما زنان قبايل هرگز
حجاب نداشتند. بعدها اسلام مقرراتى را براى زنان وضع کرد از قبيل اينکه در
جمع چشمانشان را به پائين بيندازند و سينه ها و جواهرات خود را بپوشانند.
اين محدوديتها سپس توسط جانشينان پيغمبر بسيار فراتر از آنچه که ابتدائا در
قرآن آمده بود، بسط داده شدند و تا به امروز اين محدوديتها به وجه اصلى
زندگى مسلمانان تبديل شده است.
بعدها ناامنى در اوضاع
اسلام اوليه، زنان را بيشتر حذف کرد و صد سال بعد با ظهر هارون الرشيد
خليفه عباسى زنان به ابزار لذت جنسى مرد و ماشين توليد مثل و زائيدن بچه
تبديل شدند و بعنوان زن متاهل، زن خدمتکار و زائده اجتماعى مرد بود. بعنوان
برده جنسى مونث، زنان آشکارا در همه جوامع اسلامى در بازار آزاد خريده مى
شدند، به وام داده مى شدند، اجاره مى شدند و يا به امانت به ديگران داده مى
شدند. پيغمبر خود زنان برده جنسى را بعنوان هديه به افراد مورد علاقه اش مى
بخشيد. هيچ محدوديتى بر تعداد بردگانى که هرکس مجاز بود داشته باشد، وجود
نداشت. بعنوان مثال يکى از پيروان محمد حضرت زبير ابن ال اروان
١٠٠٠ برده مذکر و ١٠٠٠ برده
جنسى مونث داشت. اسلام زن را بعنوان کشتزار مرد اعلام کرد تا هر زمان که
بخواهد تخم خود را در آن پخش و کشت کند.
پيغمبر خود،
١٠٠ جنگ را رهبرى کرد يا براى غارت و راهزنى حملات
متعددى را هدايت کرد. بعد از وى پيروانش اين کار را ادامه دادند. قبايل
بيابان نشين اسلامى ترس آور با قرنها سابقه جنگهاى قبيله اى بيرحمانه و
راهزنانه به لشگرهاى اسلام تبديل شدند. پس از عراق، سوريه در سال
٦٣٤ به تصرف اسلام درآمد. عليرغم تسليم شدن،
کشتارهاى بزرگى در بسيارى از مناطق روى داد. هزاران انسان قتل عام شدند و
زنان و کودکان به بردگى گرفته شدند، صومعه هاى مسيحيان ويران شدند، رهبانان
و اهالى دهات به قتل رسيده و راهبه ها مورد تجاوز قرار گرفتند. پس از فتح
مصر، بسيارى از شهرهاى آن با شمشير فتح شدند و کل جمعيت آنها به قتل
رسيدند. قتل عام هاى بزرگ در قبرس و شمال آفريقا روى داد. ايالت رومى عراق
و ايالت سوريه ايران و ايران فتح شده توسط اعراب، هزاران برده مرد، هزاران
برده جنسى زن و سرزمينهاى حاصلخيز اين مناطق پر قدرت و متمدن را که زنان در
جايگاه بالايى داشتند، به تصرف اسلام درآورد.
در مصر و ايران هر جا که
اعراب لشگر اسلام مى رفتند، فرهنگهاى محلى متمدن را نابود مى کردند و
ارزشهاى قبيله اى خود را حاکم و مردان را مى کشتند و زنان را به بردگان
جنسى صرف تنزل مى دادند. بطور خلاصه آنچه که اعراب بدوى به تمدنهاى عالى
سرزمينهاى تحت تصرف خود اعمال کردند شبيه کارى بود که بربرهاى روم بر سر
يونان متمدن آوردند. طى قرنها لشگر اعراب بدوى اسلام به زنان اروپايى حمله
و آنها را بعنوان برده در بازارهاى برده فروشى اسلامى خريد و فروش مى
کردند. فتح سوريه باعث روى آوردن هزاران کشيش مسيحى به اسلام شد که دينشان
را تغيير دادند اما حرفه شان را عوض نکردند. آنها به ملاهاى اسلامى ضد زن
تبديل شدند و نه تنها روشهاى خرافاتى و جادوگرانه شان را ادامه دادند بلکه
زير پوشش اسلام همان روش و رفتار عتيق و عقب مانده خود را ادامه دادند.
بطور خلاصه در نتيجه اين
لشگر کشى ها و پيروزيها، نابوديها و تحميل روشهاى اسلامى، جوامع تحت سلطه
امپراطورى اسلامى از هر جامعه ديگرى بيشتر حقوق زنان را پايمال کرده و آنها
را از قدرت سياسى و نفوذ اجتماعى بکلى محروم کردند. قانون گذارى اسلامى
بسيار از آنچه که محمد ابتدائا در مذهب گرايى قبيله اى خود که مى خواست
زنان را از جايگاه بحق خود در جامعه محروم و در امور ارث فرودست کند، فراتر
رفت.
در حاليکه قرآن در زمينه
ارث براى زنان حقوقى قائل شده بود، ملاهاى اسلامى، نهاد وقف را قانونى
کردند تا دختران خانواده و فرزندان آنها را از ارث محروم بسازند. با وجود
اينکه قرآن به زن حق ارث داد، زن همچنان صغير محسوب گرديد، از تحصيل محروم
و به سرپرستى پدر، شوهر و پسر محتاج ماندند. در واقع جايگاه زن در اسلام در
حرف و نظر بسيار رفيع و در عمل بسيار پست و پائين است.
تعداد فراوان حرمسراها
(محل زندگى بردگان جنسى) سرانجام در زمان خلافت ال وليد دوم، نهادى شد و به
موقعيت پست زن در اسلام رسميت بخشيد. هارون الرشيد خليفه اسلام خود
٢٠٠٠ برده جنسى داشت. خليفه متوکل
٤٠٠٠ برده جنسى، و هر ملا، سرباز و مقام ادارى دولت اسلامى تعدادى
برده مرد و برده جنسى زن از مردم تمدنهاى غارت شده توسط اسلام داشتند.
عجيب نيست که در
١٦٠٠ سال تاريخ اسلام، فقط تعداد بسيار کمى زنان
برجسته وجود داشته اند چون زنان مجاز به آموختن و تجربه و فکر کردن نبودند.
و آنهايى که تصادفا يا بخاطر سنتهاى ماقبل اسلامى به کريدورهاى قدرت وارد
شدند بعدها با فرمان ملاهاى متعصب و مومنين حذف گرديدند. در واقع، ضد زن
بودن اسلام به همان اندازه ضد زن بودن مسيحيت شنيع بود که صدها هزار زن را
بعنوان جادوگر در قرون ١٥، ١٦
و ١٧ در آتش سوزاندند. نفرت از زن در امپراطورى
اسلامى و در بين ملاها و خلفا باعث شد که حقوق زن تحت سيستم قانونى شريعه
کاملا پايمال بشود. تاريخ امروزى اسلام صرفا تدام همان روش اسلام قبيله اى
و عتيق است و اين فقط تکنولوژى، لفظ و ظاهر است که مدرن شده است.
ادامه دارد. |