صفحه اول

  Home

نامه هاى شما

افشين از ايران

يک مطلب شما که در مورد جنايتهاى اسلام و کشت و کشتار مردم بيگناه نوشته بوديد را خواندم. من هم با وجودى که سياسى نبودم آن دوره را تجربه کردم و هنوز هم که هنوز است ترس زيادى دارم. زندگى ٢٦ ساله من مثل کابوس بوده و هر لحظه دلم مى خواهد بلند شوم و ببينم که خواب بدى ديده ام و تمام شده است. الان هم در اينجا بدون آينده دارم همينطور روزگار مى گذرانم نتيجه و حاصل آن زمان را دارم مى کشم. پرسش اين است که اين دوران پايانى خواهد داشت؟ جمهورى اسلامى همان روزى که سر کار آمد همان روز هم سقوط کرد. الان که سر پا ايستاده بخاطر اتحاديه اروپا مى باشد. اينها مثل يک عروسک دست جمهورى اسلامى را در دست خود دارند. اين ريسمان کى پاره مى شود؟ آيا اصلا قادر به پاره کردن اين ريسمان صد دست هستيم؟ يا نه؟

شاد باشيد و براتون آرزوى تندرستى دارم.
 

شهرزاد ل از ايران

اعظم عزيز درود بر شما! فعاليتها و مقالات شما مرا بسيار تحت تاثير قرار داده است. کاش امثال شما در ايران بيشتر مى بودند. موفق و سرفراز باشيد.
 

نسيم

من از اسلام نفرت دارم چون مانع زندگى نورمال و عادى من مى شود. اين دين مرا از رابطه با زنى که عاشقش هستم ممنوع کرده چون اطرافيان اسلامى او مغزش را عليه من شستشو داده اند و به او گفته اند رابطه با مرد بدون ازدواج غلط است.

چيزى که مى خواستم به اعظم کم گويان بگويم اين است که شما کار سترگى مى کنيد که اسلام را افشا مى کنيد. اسلاميون الان عراق را درب و داغان کرده اند. شما بايد يک وب سايت به زبان عربى براى افشاى آنها و اسلام راه بيندازيد.
 

جوليا لين از آمريکا

اعظم عزيز سلام، سوال من از شما اين است: اگر يک زن آمريکايى با مردى فلسطينى در آمريکا ازدواج کرده و با او به فلسطين سفر کند، آيا اين زن يک شهروند فلسطينى محسوب مى شود؟

نسيم احمد از انگلستان

 من مقاله شما با عنوان "کابوس دختران در خانواده هاى اسلامى" در باره ازدواج هاى اجبارى را خواندم و بسيار متاثر شدم و آن را ارزنده يافتم. من در حال حاضر مشغول تحصيل در رشته حقوق هستم و قصد دارم تز تحصيليم را در باره اين موضوع بنويسم چون هم جالب است و هم يک تابو در بين جامعه آسيايى هاى انگلستان است. من مقالات متعددى در اين مورد خوانده ام که بارها اشک به چشمانم آورده است و کيس هايى که غم و اندوه را در گلويم مثل يک غده متراکم کرده است. من خود بعنوان مسلمان بدنيا آمدم و نمى دانم چگونه والدين مى توانند چنين برخورد غير انسانى در حق دخترانشان بکنند. آنچه که من در سطح بين المللى و همچنين در محدوده کاميونيتى که در آن زندگى مى کنم دستگيرم شده اين است که نسل قديمى کلام قرآن را آنطور که مناسب حالشان است تعبير کرده اند. هرچه که نسل جديد تحصيلکرده مى شوند بيشتر نشان مى دهند که آنچه که به ما بعنوان قرآن گفته شده بود بسيار متفاوت است.

تحقيق من در اين مورد است که چرا قوانين کنکرتى براى جلوگيرى از قتلهاى ناموسى موجود نيست. اين خوب است که قانون براى مجازات عدم رعايت کمربند ايمنى در اتوموبيل تصويب شود حتى اگر آمار مرگ ناشى از اين مساله بالا نباشد. اما براى مساله اى مانند قتلهاى ناموسى چنين قوانينى وجود ندارد. بايد قوانينى تصويب شود که از وقوع چنين اعمالى توسط والدين جلوگيرى کند. چرا فقط خطر قتل ناموسى و يا خشونت خانگى بعنوان "زندگى در موقعيت خطرناک" تلقى مى شود؟ من موافق جنايى کردن اين جرم نيستم اما بايد قوانينى تصويب کرد تا اين موجودات بى پناه را نجات داد.

من تحقيقم را ادامه مى دهم و اميدوارم به جايى برسم. از شما براى روشنگريتان در اين زمينه تشکر مى کنم.
 

دينا احمدى

سلام اعظم، من مقالات شما در مورد قتلهاى ناموسى را در سايت بى خدايان خواندم و به نظرم فوق العاده عالى هستند. به نظرمن عجيب است که اسلامى ها مى گويند که اين عمل بخشى از دين اسلام نيست و در عين حال امام ها و شيخ ها آن را محکوم نمى کنند و به همين دليل هم قانون در باره قتلهاى ناموسى بخشى از قانون کيفرى کشورهاى اسلامى است. به همين دليل هم هست که من تصميم گرفته ام تز تحقيق دانشگاهيم را در اين مورد بنويسم. آيا مى توانم روى کمک شما در اين مورد حساب بکنم؟ با تشکر قبلى.

ميارد ال زيات

اعظم! از شما بخاطر نوشتن مقاله "هالکاست خاموش" بى نهايت تشکر مى کنم و شجاعت شما را ارج مى گذارم. من هم دلم مى خواهد در اين جهت کار کنم ولى نمى دانم چکار کنم و از کجا شروع بکنم. من براى گرفتن کمک و راهنمايى در اختيار و در خدمت شما هستم تا بتوانيم به آزادى و حقوقى که جهان ما شايسته آن است، دست بيابيم.

ساجدهمن مقاله شما با عنوان "دين زهر آلود" است را در وب سايت بى خدايان خواندم. من علاقمندم که با شما در زمينه مذهب ديالوگ داشته باشم شايد شما مرا با ايده هايت در مورد دين متقاعد کنيد. به نظر مى آيد که شما تمايلات سکولاريستى داريد و شايد درست باشد که دوباره در مورد دين فکر کنيد و تجديد نظر بکنيد. اما در هر صورت شما نبايد اديان را با عملکرد پيروان آنها قضاوت کنيد. اين نه براى شما و نه ما منصفانه نيست.

 صفحه اول

  Home